eitaa logo
گمنام‌های یکم شناخته‌شده:)
674 دنبال‌کننده
218 عکس
11 ویدیو
0 فایل
•اگر مشکلی دارید، واژه‌ی کلیدی رو سرچ کنید؛ شاید پرسشی باشه مشابه با مسئله شما وپاسخ دادیم ــ به صورت ناشناس ، حرفت رو بنویس 💚 https://eitaayar.ir/anonymous/VS2H.UF59i _ کانال اصلی : @elnevesht
مشاهده در ایتا
دانلود
گمنام‌های یکم شناخته‌شده:)
" من خودم را دیدم " ۶ فکر‌ها در شب : در تاریکی اتاق خوابم دراز کشیده بودم فکرهای آزار دهنده از راه
" من خودم را دیدم " ۷ آموخته بودم که انسان نباید فارغ باشد و از وقت‌های مرده هم باید استفاده کند اما نمی‌فهمیدم باید مشغول چه شود ؟ انسان بیکار، انسانیست مرده شنیده بودم هر چه مشغول و سر شلوغ‌تر باشی، زندگی با معناتری داری ! اما دل غافل که هنوز معنای درست " مشغول " را درک نکرده بودم فکر می‌کردم در پس موفقیت‌های اجتماعی و یا رسیدن به آرزوهای دور و دراز است که زندگی‌ای با معنا خلق می‌شود؛ حتی آرزوی تغییر پدر و مادر حتی آرزوی تغییر محل زندگی حتی آرزوی تغییر همسر و معشوق آرزوها همه شده بود ' تغییرِ واقعیت‌های زندگی‌‌ام ' پیاده‌رو را بسرعت می‌پیمودم و با رویا‌پردازی های واهی در خود انرژی و حرکت ایجاد می‌کردم. از حالت ناامیدی و یاس بیرون می‌آمدم تا کارهای فراوانی را که داشتم بتوانم انجام دهم. مخصوصا وقتی بیاد می‌آوردم که در طول روز در رابطه‌ای موفق و تحسین خواهم شد بدنم سرحال‌تر می‌شد و صبح‌هایم قابل تحمل‌تر به شغلم اصلا علاقه نداشتم اما رئیس خطاب شدن به من روحیه و حیات می‌بخشید ! هرچند ظاهرا در رفتار و گفتارم طوری وانمود می‌کردم که اصلا رئیس بودن یا نبودن برایم فرقی ندارد، مهم خدمت کردن به مردم است. اما وقتی صادقانه با خودم رو به رو می‌شدم متوجه می‌شدم همه‌ی این حرفها نمایش بازی کردن است به حیله‌های لطیف و ظریف و با رفتارهای وانمودی سعی داشتم خودم را هر روز بهتر جلوه دهم و به افراد بالا رتبه نزدیکتر شوم. حتی در بیکاری هم مدام ذهنم نقشه می‌کشید و طرح می‌ریخت که چطور می‌توانم بهتر برای دیگران خودنمایی کنم. اما چگونه می‌توانستم درون خودم را براحتی بروز دهم و بگویم آهای مردم من عاشق رئیس بودن و دستور دادن هستم و همه حرفهای من چرت و پرت است شما باور نکنید ؟ گاهی خودم را هم گول می‌زدم و می‌گفتم واقعا چه ایرادی دارد که در قالب یک شغل برتر، خدمت بیشتری به مردم بکنم ؟! هرچند که ظاهر و باطنم یکی نباشد چه کسی گفته ظاهرت را هم همچون درون زشتت نشان بده تا همه از تو متنفر شوند؟ همین رویه‌ای که در پیش گرفته‌ام بسیار خوب است. وقتی پشت میز کارم قرار می‌گرفتم احساس غرور و محترم بودن می‌کردم. حس خوبی داشتم. خیلی وابسته‌ی کلمه‌‌ها و نگاه‌های تحسین‌آمیز شده بودم قدرت این کلمه‌ها، انسان را تبدیل به برده‌ای می‌کند که قلاده‌اش را به هرسو بخواهند می‌کشند. تنها راه رسیدن انرژی به وجودم همینها بودند. انگار هیچ راه دیگری وجود نداشت که کمی احساس کنم در رگ‌هایم خون جریان دارد ! اوایل از کارهای خودم حالت تهوع و بیزاری به من دست می‌داد اما رفته رفته با توجیهات فراوان و شبانه‌روزی خودم را قانع کردم که کارهایم نه تنها ایرادی ندارد بلکه بسیار هم عالی است. شب فرا می‌رسید، اینبار شب‌ها توانایی آرام کردنم را نداشت چون هر روز بیشتر خودم را می‌دیدم شب‌ها برایم تلخ بود و با خودم رو‌به‌رو می‌شدم بدنم از شدت فکر و خیال گرم می‌شد، پتو را بسمتی پرت می‌کردم. گاهی از آینده‌ی موهوم و ترسناکی که به خاطر درونیاتم در ذهن ترسیم کرده بودم عرقی سرد، برجانم می‌نشست. حال که از دست افکار راه نجاتی نبود، خودم به افکارم جهت می‌دادم. آینده‌ای ترسیم می‌کردم که بسیار خوشایند و شیرین بود، در آن به تمام آرزوهایم می‌رسیدم و بر بلندای قله موفقیت می‌ایستادم و مردم با حسرت و چشمان بهت زده مرا تشویق می‌کردند. از تصور چنین آینده‌ای قند در دلم آب می‌شد. گاهی هم ذهنم همچون آونگی بین خاطرات گذشته و آینده در نوسان بود، موتور ذهنم خود به خود و بدون اینکه از من فرمان ببرد، کار می‌کرد. افکار بی‌ربط و غیر مرتبط در ذهنم رژه می‌رفتند. ترس از فرداها و به یاد آوردن خاطرات تلخ گذشته آزارم می‌داد و موجب خشمم می‌شد خشمی که لجاجتی عجیب در من برای سرکشی ایجاد می‌کرد در رختخواب با مرور خاطرات آنقدر به گذشته برمی‌گشتم که سیلی‌ خورده شده‌ی سالها پیش هم حتی دوباره در گوشم زق زق می‌کرد. چرا رها نمی‌کردم ؟؟؟؟؟
اوه چه خاکی نشسته اینجا ... دوس دارم حسابی خونه‌تکونی کنم ولی فعلا وقتش نیست چه بامرام‌هایی هنوز موندن ... جالب بود ... اگر رفتید کربلا، منو هم دعا کنید ... دنیا دنیا دعا ... التماس هم لازم باشه میکنم
بقیه بامرام‌هایی که اینجا هستن هم دعا کنید ... همه دارن با رنج‌هاشون دست و پنجه نرم میکنن رفقا، امیدوارم بابت تمام اون شب‌ها و روزهایی که اشک ریختید از تنهایی و فشار، هرچه زودتر روزَنه‌ی نور رو پیدا کنید ...
به نیت همتون باز کردم ... امیدوارم تمام بارهای سنگین روی دوشتون رو بردارن، تا نفس تازه کنید ... روزَنه‌ی نور ...
سلام .. خواهشی دارم با شیطان درونتون حرف بزنید و مکالمه اتون رو برام بفرستید ... بله شیطان درون .. اجازه بدید حرف بزنه و بگه چی میخواد
از این طریق به صورت ناشناس، می تونید مکالمه اتون رو برام بفرستید (تمام)
هدایت شده از گمنام‌ها(خصوصی)
📨 📝 متن پیام : صحبت با شیطان درون چطور ممکنه ؟ ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🗓 = 1403/4/23 🆔 @gkite_ir 🌐 https://gkite.ir
هدایت شده از گمنام‌ها(خصوصی)
📨 📝 متن پیام : چرا منو اذیت می‌کنی. چون نمی‌خوام موفق بشی تو چی از من می‌خوای اینکه آزاد باشی ینی چی آزاد باشم اینکه مطیع هیچکس نباشی و هررررکاری دلت میخواد کنی ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🗓 = 1403/4/23 🆔 @gkite_ir 🌐 https://gkite.ir
هدایت شده از گمنام‌ها(خصوصی)
📨 📝 متن پیام : میخوام از عب.اس و حس.ین و خ.دا ناامیدت کنم میخوام بگم انقد دع.ا نکن نمیشنون،بین این همه آدم تو کجای این دنیایی،خ.دا نمیبینت و اصلا حواسش بهت نیست.میخوام اعتماد بنفستو له کنم همینم که داری از دستت بگیرم میخوام راکد نگهت دارم میخوام زیر بار نفست کمرتو بشکنم تا پا نشی و کاراتو انجام ندی.دوست ندارم ن م از بخونی میخوام ذهنتو پر از افکار منفی کنم ذهنت بشه سیاه ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🗓 = 1403/4/23 🆔 @gkite_ir 🌐 https://gkite.ir
هدایت شده از گمنام‌ها(خصوصی)
📨 📝 متن پیام : سلام شیطان درونم دلش میخواد به کسایی که پنج سال من رو اذیت کردن و تبعیض قائل شدن با بیرحمی هرچه تمام تر حرف بزنه و جوابشون رو بده شیطان درونم حسرت میخوره به زندگی یکی از آشناها و دلش میخواد چیزایی که اونا دارن رو نداشته باشن شیطان درونم دلش میخواد پول دربیاره و کار کنه تا فخر بفروشه به دیگران شیطان درونم خیلی مغروره دیگران رو قضاوت میکنه به راحتی منت میذاره و انتظارات بیجا داره ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🗓 = 1403/4/23 🆔 @gkite_ir 🌐 https://gkite.ir
هدایت شده از گمنام‌ها(خصوصی)
📨 📝 متن پیام : انقد منو اذیت نکن بزا راحت باشم هی محدودم میکنی جلومو میگیری بزا زندگی دوس داشتنی خودمو داشته باشم ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🗓 = 1403/4/23 🆔 @gkite_ir 🌐 https://gkite.ir