eitaa logo
انتشارات شهید کاظمی
15.2هزار دنبال‌کننده
11.6هزار عکس
2.2هزار ویدیو
88 فایل
«شبکه بزرگ تولید و توزیع کتاب خوب» آدرس:👇 قم، بلوار معلم، مجتمع ناشران، طبقه همکف واحد36 02533551818 خرید سریع و آسان کتاب ها👇 Manvaketab.com مشاوره،پشتیبانی و نظرات👇 @manvaketab_admin سامانه پیامکی ۴۰۰۰۱۴۱۴۴۱
مشاهده در ایتا
دانلود
📢 سلام عزیز عزاداریهاتون قبول 🌱دلمون می‌خواست توی این ایام یه نذر و هدیه معنوی تهیه و خدمت همه مشترکین به عنوان هدیه روی سفارشات ارسال کنیم؛ اما شرایطش جور نشد و فقط تونستیم تعدادی محدود از این هدیه معنوی( و حرم سیدالشهدا(ع)) تهیه کنیم 🔸️به خاطر همین تصمیم گرفتیم به کسانی که خریدشون بالای 300 هزار تومان هست این هدیه معنوی رو تقدیم کنیم 🔔 نکته مهم اینکه ممکنه خیلی عزیزان سفارششون به این حد برسه و ما نتونیم باز برای همه ارسال کنیم به خاطر همین فقط برای کسانی که سفارششون تا (جمعه شب) در سایت ثبت میشه این تقدیم می‌شه. 🔗 ثبت سفارش: manvaketab.com 🌐 کد تخفیف ویژه کتب محرمی: ۷۲ 📌 انتشارات‌شهیدکاظمی 🖇 شبکه بزرگ تولید و توزیع کتاب خوب درکشور 🆔https://eitaa.com/joinchat/1573650433C72276e8cc1
🚨مهم و فوری ⚠️اعلام موضع و حمایت مطرا در جهت محکومیت شرکت‌ها و پلتفرم‌های هنجارشکن مانند "طاقچه" و حمایت از اقدام شایسته و به‌موقع ناشران دغدغه‌‌مندی نظیر "انتشارات شهید کاظمی". 🇮🇷|مطرا به راهیان نور گام دوم انقلاب اسلامی می‌اندیشد.|🇮🇷 https://eitaa.com/joinchat/3617652979C868956f3a1 📌 انتشارات‌شهیدکاظمی 🖇 شبکه بزرگ تولید و توزیع کتاب خوب درکشور 🆔https://eitaa.com/joinchat/1573650433C72276e8cc1
2.47M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📢 وقایع تاثیرگذار از واقعه عاشورا و زندگی امام‌حسین(ع)  💢 روایتی داستانی و خوش‌خوان ✂️ برشی از کتاب: از صبح، چندین بار جنگیده بود. گاهی رفته بود برای کمک به محاصره شده‌ها، شب قبل، هم نخوابیده بود برای پاسداری از حرم. از صبح هم دیده بود، بهترین آدم‌های روی زمین، یکی یکی شهید شدند و رفتند. رفت پیش برادرش حسین و اجازه خواست برود میدان.‌‌.‌ 📖 قصه کربلا ✍🏻 به قلم: مهدی قزلی ✅ مشاهده و تهیه کتاب: https://manvaketab.com/book/371911/ 📌 انتشارات‌شهیدکاظمی 🖇 شبکه بزرگ تولید و توزیع کتاب خوب درکشور 🆔https://eitaa.com/joinchat/1573650433C72276e8cc1
🔸در مدح کتاب «بینایی» ✔️ با والاترین اصحاب ِ تاریخ تا عاشورا 🔲 والاترینِ وفاداران و مردان عالم، اصحاب سیدالشهدا علیه‌السلام هستند که اولی‌ها و آخری‌های تاریخ به پای آنها نمی‌رسند. آنها که با بصیرت و بینایی و شیدایی در معیت حسین و دغدغه‌های او به مسلخ عشق رفتند و جاودانه شدند. مردان شکوهمند، سترگ و کوه‌واری که با مرگ آگاهی و شهادت‌خواهی، همسفر ولی خدا شدند. 📖 بینایی ✍🏻 به قلم: امین بابا زاده ✅ مشاهده و تهیه کتاب: https://manvaketab.com/book/373085/ 📌 انتشارات‌شهیدکاظمی 🖇 شبکه بزرگ تولید و توزیع کتاب خوب درکشور 🆔https://eitaa.com/joinchat/1573650433C72276e8cc1
✂️ برشی از کتاب پس از مدتی در یکی از پارکینگها با جمع و جور کردن وسایل و تشکهای دست دوم یک باشگاه کشتی راه انداخت. فقط مانده بود مربی کشتی که قطعا چنین چیزی در باغ‌های کهنز پیدا نمی‌شد. مصطفی صدرزاده و امیرحسین که مدتی در مرکز شهر باشگاه می‌رفتند با مربی باشگاهشان اسماعیل خلیلی صحبت کردند و او هم پذیرفت که مربی پارکینگ – باشگاه پهلوان پرور کهنز شود. آن روزها در محله ما گوش شکسته برای خودش یک برند لاکچری حساب می‌امد و صد امتیاز داشت. سجاد عفتی هم تکواندو را به عشق گوش شکسته‌ها رها کرد و اهل کشتی شد. وقتی هم آمد جدی و مردانه آمد. 📖 نخسایی ها زندگی و شهادت پهلوان شهید مدافع حرم؛ سجاد عفتی ✅ مشاهده و تهیه کتاب https://manvaketab.com/book/373314/ 📌 انتشارات‌شهیدکاظمی 🖇 شبکه بزرگ تولید و توزیع کتاب خوب درکشور 🆔https://eitaa.com/joinchat/1573650433C72276e8cc1
🏴 امشب... خیلی ها دلشان را می زنند به تاریکی و می روند! 📌 انتشارات‌شهیدکاظمی 🖇 شبکه بزرگ تولید و توزیع کتاب خوب درکشور 🆔https://eitaa.com/joinchat/1573650433C72276e8cc1
🏴علامه امینى تاسوعا و عاشورا براى امام زمان (عج) صدقه کنار می‌گذاشتند و می‌گفتند: امشب قلب حضرت در فشار است... آجرک الله یا بقیه الله... 📌 انتشارات‌شهیدکاظمی 🖇 شبکه بزرگ تولید و توزیع کتاب خوب درکشور 🆔https://eitaa.com/joinchat/1573650433C72276e8cc1
🏴 از اعمال روز دهم محرم (عاشورا)؛ هزار مرتبه بر قاتلان آن حضرت لعنت کند و بگوید: 🤲 اللَّهُمَّ الْعَنْ قَتَلَةَ الْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ‏ بار خدایا لعنت کن بر کشندگان امام حسین علیه‌السلام. ⚫ لعن الله قوماً قتلوک 📌 انتشارات‌شهیدکاظمی 🖇 شبکه بزرگ تولید و توزیع کتاب خوب درکشور 🆔https://eitaa.com/joinchat/1573650433C72276e8cc1
1.72M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏴 پیام واقعه عاشورا به ساده‌ترین زبان ممکن ⚫ واقعیت روشن روز دهم ✂️ برشی از کتاب: عمرسعد، آمده بود جلو. نزدیک امام که افتاده بود روی زمین و دیگر رمقی نداشت. گفت: منتظر چه هستید. کارش را تمام کنید. لشگر کوفه، اطراف بدنش را گرفتند. نیزه‌دار با نیزه می‌زد، شمیردار با شمشیر، آن‌ها هم که چیزی نداشتند با سنگ. 📖 قصه کربلا ✍🏻 به قلم: مهدی قزلی ✅ مشاهده و تهیه کتاب: https://manvaketab.com/book/371911/ 📌 انتشارات‌شهیدکاظمی 🖇 شبکه بزرگ تولید و توزیع کتاب خوب درکشور 🆔https://eitaa.com/joinchat/1573650433C72276e8cc1
💠 امام حسین عليه‌السلام در *عصر عاشورا* رو به سوى آن قوم كرده به راست و چپ نگريستند و هيچ‌يك از اصحاب و ياران خود را نديدند، مگر آن بر خاك افتادگانى را كه پيشانى به خاك ساييده و مرگ صدايشان را بريده بود. پس صدا زدند: ⬅️ اى مسلم بن عقيل! اى هانى بن عروه! اى حبيب بن مظاهر! اى زهير بن قين! ...اى مسلم بن عوسجه! اى داود بن طرمّاح! اى حرّ رياحى! اى على بن الحسين! شما اى دلاور مردان پايدار و اى سواران عرصه پيكار! *چرا شما را صدا مى‏‌كنم و پاسخم نمى‏‌دهيد و فرا مى‏‌خوانم و از من نمى‏‌شنويد؟!* آيا شما خوابيد كه به بيدارى‏‌تان اميدوار باشم يا محبّتتان از امام خود برگشته كه به يارى‏‌اش نمى‏‌شتابيد؟! اينك اين (كودكان و) بانوان پيامبرند كه از فقدان شما (در هراس افتاده) ناتوان گشته‏‌اند. اى بزرگواران غيور! از خواب خود برخيزيد و *اين سركشان پست را از حرم پيامبر صلّى‌اللّه‌عليه‌و‌آله برانيد!* ولى (افسوس!) به خدا سوگند مرگ شما را به خاك افكنده و روزگار دغل‏ با شما بى‏‌وفايى كرده است وگرنه شما از پاسخ دعوت من كوتاهى نمى‏‌كرديد و از يارى من ناپيدا نمى‏‌شديد. هان! اينك ما از فقدان شما داغداريم و به شما مى‏‌پيونديم كه ما از آن خداييم و به سوى او بازمی‌گردیم. و در روايت ديگرى آمده است كه: (در روز عاشورا) چون كار بر حسين عليه السّلام سخت شد و *تنهاى تنها ماند،* به خيمه‏‌هاى برادرانش نگريست و آنها را خالى ديد، به خيمه‏‌هاى فرزندان عقيل نگاه كرد و آنها را خالى ديد، به خيمه‏‌هاى اصحاب نگاه كرد و كسى را نديد و فراوان مى‏‌فرمود: لا حول و لا قوّة الّا باللّه العلىّ العظيم. سپس به خيمه‏‌هاى بانوان رفت و پس از آن به خيمه‌ی فرزندش زين العابدين عليه‌السّلام آمده او را ديد كه بر روى پوست خشنى افتاده و زينب عليها‌السّلام از او پرستارى مى‏‌كند. زين العابدين عليه‌السّلام چون امام عليه‌السّلام را ديد خواست برخيزد، نتوانست. به عمّه خود گفت: [عمّه‌جان] مرا به خود تكيه ده، اين فرزند رسول خدا است كه آمده! زينب عليها‌السّلام پشت او نشسته او را به خود تكيه داد. امام عليه‌السّلام از حال او جويا شد و او خدا را سپاس گفت. سپس عرض كرد: پدر جان! امروز با اين منافقان چه كردى؟ فرمود: فرزندم! شيطان بر ايشان چيره گشته و خدا را از يادشان برده است. جنگ ميان ما و آنان چنان شعله‏‌ور شد كه زمين از خون ما و ايشان به جوش آمد» زين العابدين عليه السّلام عرض كرد: *پدر جان! عمويم عبّاس كجاست؟* ديده‏‌هاى زينب عليها‌السّلام اشكبار شد و به برادرش نگريست تا چه پاسخ مى‏‌دهد، زيرا او زين العابدين عليه‌السلام را از شهادت عمويش عباس سلام‌الله‌علیه آگاه نكرده بود تا مبادا بيمارى‏‌اش سخت‏‌تر شود. امام فرمود: *فرزندم! عمويت كشته شد و كنار فرات دستانش را بريدند.* علىّ بن الحسين عليهماالسلام چنان گريست كه *بيهوش شد‌.* چون به هوش آمد از يكايك عموها و عموزادگانش مى‏‌پرسيد و امام عليه السّلام مى‏‌فرمود: شهيد شد پرسيد: برادرم على، حبيب بن مظاهر، مسلم بن عوسجه و زهير بن قين چه شدند؟ فرمود: فرزندم! بدان كه در خيمه‏‌ها مرد زنده‏‌اى جز من و تو نمانده است. همه آنان كه مى‏‌پرسى اينك كشته بر روى خاك‏‌اند. امام سجّاد عليه السّلام سخت گريست. سپس به عمّه خود زينب عليها السّلام فرمود: شمشير و عصايى به من ده. امام عليه السّلام فرمود: «براى چه مى‏‌خواهى»؟! عرض كرد: تا بر عصا تكيه كنم و با شمشير از حريم فرزند رسول خدا صلّى‌اللّه‌عليه‌و‌آله، پاسداری کنم، كه ديگر خيرى در زندگى دنيا نيست. امام عليه‌السلام او را بازداشته به سينه چسبانيد و فرمود: فرزندم! *تو پاك‏ترين ذريّه و برترين عترت منى،* تو جانشين من بر اين كودكان و بانوانى، ايشان غريب و تنهايند كه خوارى و يتيمى و شماتت دشمنان و حوادث تلخ روزگار آنان را فرا گرفته است، هرگاه فريادشان بلند شد آرامشان كن، هرگاه به هراس افتادند مونسشان باش و با (مهربانى و) سخنان نرم خود خاطرشان را آسوده ساز، زيرا *آنان غير از تو مرد ديگرى ندارند* تا به او انس گيرند و غم و غصه‏‌هايشان را به او گويند. بگذار ايشان تو را ببويند و تو آنان را ببويى و آنان بر تو بگريند و تو بر آنان بگريى. سپس دست او را گرفته و با صداى بلند فرمود: «اى زينب! امّ كلثوم! سكينه! رقيّه! فاطمه! سخنم را بشنويد و بدانيد كه فرزندم على جانشين من بر شماست و او امام مفترض‌الطّاعه است. سپس به دخترش سکینه خاتون فرمود: فرزندم! از من *به شيعيانم سلام برسان* و بگو: *پدرم غريبانه به شهادت رسيد، بر او سوگوارى و گريه كنيد.* ✅ ...يا بنيّ اعلم انّه ليس في الخيام رجل حيّ إلّا أنا و أنت، و أمّا هؤلاء الّذين تسأل عنهم فكلّهم صرعى على وجه الثّرى... 📚 فرهنگ جامع سخنان امام حسين علیه‌السلام (نشر پژوهشگاه باقرالعلوم): ص۵۳۹تا۵۴۲