eitaa logo
انتشارات شهید کاظمی
15.2هزار دنبال‌کننده
11.5هزار عکس
2.2هزار ویدیو
88 فایل
«شبکه بزرگ تولید و توزیع کتاب خوب» آدرس:👇 قم، بلوار معلم، مجتمع ناشران، طبقه همکف واحد36 02533551818 خرید سریع و آسان کتاب ها👇 Manvaketab.com مشاوره،پشتیبانی و نظرات👇 @manvaketab_admin سامانه پیامکی ۴۰۰۰۱۴۱۴۴۱
مشاهده در ایتا
دانلود
👌 البته باید بگم که تمام تلاش ما اینه که تا روز آخر سال پاسخگوی شما عزیزان باشیم؛
📚 اما اگه برای سفارش کتاب پیام دادین، یا تماس گرفتین و جوابی دریافت نکردین و یا با تأخیر پاسخ دریافت کردین به این خاطره که 🔸بچه‌ها درگیر جمع‌وجور کردن حساب کتاب‌های آخر سال هستن و البته بعضی از بچه‌ها هم دارن میرن شهرستان
👈لذا همکاران این ایام برای ثبت سفارش فعالیت ندارن❌
📖 اما برای اینکه بتونید کتاب مورد علاقه‌تون رو خرید کنید می‌تونید از طریق سایت فروشگاهیمون اقدام کنید تا سفارش‌تون در اولین روز بعد از تعطیلات ارسال بشه (یعنی یکشنبه ۵ فروردین)
🖐️ سلام خدمت برادران و خواهران عزیز در 🤲 طاعات و عباداتتان مورد قبول درگاه حق ان شاءالله کربلا بودم و دعا گوی شما عزیزان؛ دیشب رسیدم و با هدیه بسیار ارزشمندتان رو به رو شدم😍 خیلی ممنونم 🌷 اجر تمام زحماتتان با آقا اباعبدالله "علیه السلام" ✨ ممنون از پیام های پر از مهر شما اگه شما هم خواستین نظرتون رو برامون بفرستین به این ایدی ارسال کنید👇👇 @Shahidkazemi313
🍃اين يك خيار عادي نيست 🍃 📃 اين خيار با يكی از راننده هاي كاميون از جنوب باريكه غزة به شهر غزه قاچاقی وارد شده. خواهرم نور خوش شانس بود که این خیار به عنوان یک هدیه با ارزش از دوست شوهرش به دستش رسید و بعد هم تصمیم گرفت آن را به مادرم هدیه کند . مادرم آن را تا امروز نگه داشت و بعد آن را به خواهرم هبه داد. ✅ هبه خواهرم نصفش را سالاد کرد و نصفش را داد به زن همسایه. یک خیار قاچاقی را ۱۱ نفر با خوشحالی خوردند. امروز پسر خواهرم "براء " آمد و با خوشحالی گفت " دایی ... یه رازی رو بهت بگم؟ ما دیشب خیار خوردیم " 🌙 رمضان ۲۰۲۴ ... غزه 🖋️ نويسنده : مونی محمد ترجمه : رقیه كريمی 🔸پ.ن یا صَرِیخِ الْمُسْتَصْرِخِینَ...
🔵 هر روز یک فضلیت از (ع)
🔔 انشالله بنا داریم از امروز، روزی یکی از فضیلت‌های (ع) رو با هم بخونیم و روزمون رو با نورانیت این این امام عزیز شروع کنیم
♦️ علت گریه شدید امیرالمؤمنین(ع) در صفین عبد اللّه بن قیس گوید: من در صفین در رکاب امیرالمؤمنین«ع» می‌جنگیدم، ابو ایوب، شریعه آب را بروی سپاه امام علی«ع» بست...
اصحاب از تشنگی به امام علی «ع» شکایت کردند، امام چند نفر را برای گرفتن شریعه فرستاد؛ ولی آنها ناکام بازگشتند...
▪️ امام حسین نزد پدر آمد و گفت: پدر اجازه می‌دهید بدنبال اینکار بروم؟ امام اجازه داد! 🔹حسین با ۱۰۰ نفر رفت و آب آزاد شد...
▪️ وقتی مولا علی(ع) از پیروزی امام حسین(ع) با خبر شد بشدت گریه کرد؛ پرسیدند: ▪️ ما یُبْکِیکَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ ؟ وَ هَذَا أَوَّلُ فَتْحٍ...