🍂 دعا برای رزمندگان
كار هميشگی من است
در يكی از تشرفاتی كه با برادر حاج صادق آهنگران به محضر امام داشتيم قرار شد دو سه مطلب توسط ايشان به امام مطرح شود. ابتدا عرض شد رزمندگان اسلام خدمت حضرتعالی سلام می رسانند و از شما التماس دعا دارند كه در نماز شبتان آنان را دعا فرمائيد. امام در حالی كه لبخند زيبايی بر لبهای ايشان نقش بسته بود فرمودند: «سلام مرا به آنان برسانيد. دعا را كه هميشه می كنم و كار هميشگی من است.» بعد كه به ايشان عرض كرديم چه پيامی برای فرزندان رزمنده خود داريد: فرمودند: به آنها بگوئيد خوب جنگ بكنيد و خوب پيش ببريد. كه بعدها اين عبارت بر روی تابلوهائی نوشته شد و آذين بخش محورهای عملياتی جبهه ها گرديد.
"اينها همان ملائكة الله هستند."
غلامعلی رجایی
#امام
http://eitaa.com/joinchat/2045509634Cf4f57c2edf
🍂
9.93M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍂 تازه عمليات غرور آفرين فتح المبين آغاز شده بود كه با بيت امام تماس گرفتيم و اعلام كرديم وقت ملاقاتی را برای فرزندان بسيجی امام كه برای اسلام و امت اسلامی با اين فتح عظيم افتخار بزرگی را آفريده اند اختصاص دهند. بلافاصله موافقت شد. قطاری آماده شد و رزمندگان را با همان سر و وضع و لباس و كلاه و پيشانی بندهايی كه داشتند از منطقه عملياتی به حسينيه جماران رسانديم. قبل از ملاقات برادر محسن رضايی فرمانده كل سپاه با اظهار تشكر از عنايت امام اين پيروزی بزرگ را به ايشان از قول تمامی رزمندگان اسلام تبريك گفته؛ بعد امام شروع به صحبت كردند. ابتدای صحبت ايشان به دليل گريه شوق و اشتياق بچه ها مرتب قطع مي شد جو ملكوتی و عرفانی خاصی فضای حسينيه جماران را فراگرفته بود، امام هم ساكت مانده بودند و به شور و حال فرزندان رزمنده خود می نگريستند. بعد از چند دقيقه صحبتشان را ادامه داده و فرمودند: ما افتخار می كنيم كه از هوائی استنشاق مي كنيم كه شما از آن هوا استنشاق می كنيد... بچه ها به محض شنيدن اين جملات كه علامت تواضع آن بزرگمرد به رزمندگان اسلام بود گريه های بلندی سر دادند. واقعيت اين بود كه امام و رزمندگان همديگر را خوب می شناختند و به هم عشق می ورزيدند.
http://eitaa.com/joinchat/2045509634Cf4f57c2edf
🍂
🍂 #نکات_تاریخی_جنگ
🔻 بازتاب فتح خرمشهر
دکتر کوشکی
┄┅┅❀💠❀┅┅┄
🔅 ریگان در دسامبر ۱۹۸۹ ریچارد مورفی، معاون وقت وزیر خارجه را به بغداد فرستاد تا با صدام دیدار کند. وی اطمینان خاطرهایی به صدام داد و پس از بازگشت اعلام کرد که آمریکا نگران پیروزی ایران در جنگ با عراق است. بعد از اشغال عراق بوسیله نیروهای آمریکایی در سال ۲۰۰۳ ؛ آمریکائیها فهرستی ۵۵ نفره از نیروهای حامی صدام، حزب بعث و ارتش عراق را منتشر کردند که باید دستگیر می شدند. آنها پس از دستگیری و بازجویی اطلاعاتی را در اختیار مقامات آمریکایی قرار دادند که برخی از این اطلاعات با صلاحدید مقامات آمریکایی منتشر شد. از جمله آخرین فردی که بازداشت شد وزیر اقتصاد و دارایی عراق بود. نکته جالب که وی مطرح کرد این بود که بعد از آزادی خرمشهر، ما از کشورهای متحد عرب در جنوب خلیج فارس تقاضای کمک مالی سنگین کردیم که با استقبال آنان مواجه شد.
وی اضافه می کند من در یک روز چند پرواز به کشورهای عربستان ،کویت و امارات داشتم و موفق شدم از این سه کشور قول مساعد شش و نیم میلیارد دلار کمک مالی دریافت کنم.
http://eitaa.com/joinchat/2045509634Cf4f57c2edf
🍂
🍂 خط شکنی
به عشق امام
شب عملیات والفجر ۸ که نیروها باید به دل امواج خروشان اروند می زدند، شهید مِزِرجی به شهید شوشتری گفت:
« امشب اگر عراقیها ما را نزنند، توی آب کوسهها میزنند. اگر هیچ کدام نزنند، ما لای سیم خاردار و تلههای انفجاری گیر میکنیم. با محاسبات مادی، امشب ما نمیتوانیم از آب رد بشویم. من امشب فقط وارد آب میشوم تا امام که در جماران است، به ایشان خبر بدهند که آقا! بچهها به عشق تو زدند به خط. دیگر برای من مهم نیست که آن طرف خط برسیم یا نرسیم».
و بعد از آن گفت «آنی که وظیفه ماست وارد آب شدن است، از این آب بیرون آمدن دیگر در اختیار و وظیفه ما نیست؛ آناش با خداست. بعد گفت که خدای آن طرف اروند، خدای این طرف اروند است. اگر کسی این طرف اروند قلبش آرام است، آن طرف میترسد، توحیدش مشکل دارد»
http://eitaa.com/joinchat/2045509634Cf4f57c2edf
🍂
🍂 #نکات_تاریخی_جنگ
🔻 بازتاب فتح خرمشهر
دکتر کوشکی
┄┅┅❀💠❀┅┅┄
🔅 اقدام دیگری که آمریکاییها برای جلوگیری از پیروزی ایران در جنگ انجام می دهند موسوم به عملیات انسداد است که ریچارد مورفی مسئول آن بود. هدف این عملیات جلوگیری از دسترسی ایران به بازار سلاح است.
ریچارد مورفی، معاون وزیر خارجه آمریکا، به عنوان مجری عملیات انسداد وظیفه داشت با هماهنگی شرکتهای سازنده تسلیحات در کشورهای اروپایی که احتمال داشت به ایران سلاح بفروشند و همچنین شرکتهایی که قطعات یدکی جنگ افزارهای به کارگرفته شده در نیروی هوایی ایران را تامین می کردند، قطعاتی مثل سیستم های پدافندی، راداری، جنگنده ها ، تانکها و سیستم موشکی ایران که تماماً آمریکایی و انگلیسی و بعضاً فرانسوی بودند، عملیات انسداد را با هدف مهار جمهوری اسلامی در جنگ اجرا کند. طبق گزارشی که مورفی در خصوص عملیات موسوم به انسداد به سنای آمریکا در ۱۶ ژوئن ۱۹۸۷ ارائه داد، ابراز داشت که این عملیات موفقیت آمیز بوده و باعث شده جمهوری اسلامی به صورت مستقیم قدرت دستیابی به سلاحها و قطعات یدکی را نداشته باشد و مجبور شود سلاحهای مورد نیاز و اصلی جنگ را به شکلهای بسیار پیچیده و طولانی و گران قیمت تهیه کند.
http://eitaa.com/joinchat/2045509634Cf4f57c2edf
🍂
🍂 #نکات_تاریخی_جنگ
🔻 بازتاب فتح خرمشهر
دکتر کوشکی
┄┅┅❀💠❀┅┅┄
🔅 در "عملیات رمضان" برغم اینکه نیروهای ایران تا آستانه دروازه های بصره پیشروی کرده بودند اما با توجه به تاکتیک های جدید نیروهای عراقی نتوانستند وارد شهر شوند و خسارات و تلفات فراوان به نیروهای جمهوری اسلامی وارد آمد. در آن زمان، آمریکاییها اعلام کردند که فرماندهی اتاق جنگ بصره در این عملیات به عهده ما بود و آرایش نیروهای عراقی را ما ساماندهی کردیم و عدم موفقیت جمهوری اسلامی و نیروهای آن در تصرف بصره مدیون فرماندهی اتاق جنگ بصره بوسیله نیروهای امریکا بوده است.
http://eitaa.com/joinchat/2045509634Cf4f57c2edf
🍂
🍂 «تعارف»
#طنز_جبهه
#طنز_اسارت
•┈••✾💧✾••┈•
آنقدر از بدنم خون رفته بود که به سختی می توانستم به خودم حرکتی بدهم.
تیر و ترکش و هم مثل زنبور ویزویز کنان از بغل و بالای سرم می گذشت. هر چند لحظه آسمان شب زده با نور منورها روشن می شد. دور و بری هام همه شهید شده بودند جز من. خلاصه کلام جز من جانداری در اطراف نبود.
تا این که منوری روشن شد و من شبح دو نفر را دیدم که برانکارد به دست میان به دنبال مجروح می گردند. با آخرین رمق شروع کردم به یا حسین و یا مهدی کردن. آن دو متوجه من شدند. رسیدند بالای سرم.
- اولی خم شد و گفت: «حالت چطوره برادر؟»
- سعی کردم دردم را بروز ندهم و گفتم: «خوبم، الحمدلله»
- رو کرد به دومی و گفت:« خوب مثل این که این بنده خدا زیاد چیزیش نشده . برویم سراغ کس دیگر.»
جا خوردم. اول فکر کردم که می خوان بهم روحیه بدهند و بعد با برانکارد ببرندم عقب. اما حالا می دیدم که بی خبال من شده اند و می خواهند بروند. زدم به کولی بازی: «ای وای ننه مردم! کمکم کنید دارم می سوزم! یا امام حسین به فریادم برس!» و حسابی مایه گذاشتم.
آن دو سریع برگشتند و مرا انداختند رو برانکارد. برای این که خدای نکرده از تصمیم شان صرف نظر نکنند به داد و هوارم ادامه دادم.
امدادگر اولی گفت: «می گم خوب شد برش داشتیم، این وضعش از همه بدتر بود. ببین چه داد و فریادی می کنه!» دومی تأیید می کرد و من هم خنده ام گرفته بود که کم مانده بود با یک تعارف شاه عبدالعظیمی از دست بروم!
•┈••✾💧✾••┈•
طنز جبهه
http://eitaa.com/joinchat/2045509634Cf4f57c2edf
🍂
🍂
🔻 خبر آزاد سازی خرمشهر قهرمان
در اردوگاه عنبر عراق
┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═┄
حدود ده روزی می شد که از ایران عزیزم ، در منطقه جنگی شلمچه فرسنگها بالاجبار دور شده و در فضای محصور از سیم خاردارهای اردوگاه عنبر گرفتار شده بودم . از نتیجه و عاقبت عملیات بیت المقدس هم دربی خبری مطلق بودم . در روز شاهد سربازان وحشی ، خبیث و کابل بدست عراقی و از پشت پنجره های آسایشگاه ، درهنگام غروب آفتاب، لحظات دلگیری در اوایل اسارت را می گذراندم .هنوز غرق درناباوری و حیرت اسارت بودم ، از طرفی هم امید به نصرت الهی و لحظه شماری برای پیروزی رزمندگان اسلام داشتیم . چند روزی بود تعدادی از بچه ها که شب خواب می دیدند صدام سرنگون شده و به ایران برگشته اند صبح خواب خود را برای بقیه تعریف میکردند. یکی خواب دیده بود تا دوهفته دیگر به ایران برمیگردیم و بقیه روز شماری می کردند . همه این خواب ها و تحلیل ها و بی خبری از وضعیت بیرون وجبهه ها طوری شده بود که گویا برای خبری خوشحال کننده و پایان دهنده این وضعیت لحظه شماری می کردیم . یکی دو روز بود عراقیها از بلندگو های داخل اردوگاه صدای مارش نظامی ویاسرودهای حماسی و ترانه های عربی پخش میکردند و دم از قادسیه صدام زده و می گفتند ایرانیها را شکست داده ایم و ..... ولی ما بی خبر بودیم . در ظهر روز سوم خرداد 1361 مثل هرروز از آشپزخانه ندا دادند "مسئولین غذا برای گرفتن ناهار بیایند" .مسئولین غذای آسایشگاهها جهت تحویل گرفتن غذا جلوی محوطه آشپزخانه اردوگاه به صف شدند ، اگه اشتباه نکنم آشپزخانه اردوگاه عنبر ما بین قاطع (بلوک) افسران ایرانی و قاطع ما قرارداشت . زمانی که گروه های غذایی برای گرفتن غذا به داخل آشپزخانه رفتند یکی ازافسران ایرانی بدورازچشم بعثیهاخبرآزادی خرمشهرقهرمان را به اطلاع بچه ها می رساند . (افسران ایرانی رادیویی در اختیار داشتند که مخفیانه از اخبار و مطالب آن بهره برداری می کردند و برای محافظت آن شدیدا ملاحظات حفاظتی را رعایت میکردند. افسرایرانی گفته بود: "خرمشهر امروز صبح توسط رزمندگان اسلام از دست متجاوزان بعثی آزاد شده است و همین ظهر هم نماز جماعت در مسجد جامع خرمشهر برگزارگردیده است و تاکید نموده بود که به بقیه اسرا بگویید که عادی برخورد کنند و احساسات خود را کنترل کنند تا موقعیت افسران و رادیو به خطر نیافتد . زمانی که مسئولین غذا وارد اسایشگاه شدند چند نفر از آنان به محض ورود با شوق و ذوق فراوان خبرآزادی خرمشهررابه بچه ها دادندو ظرفهای غذا راکنارگذاشته وسجده شکربه جاآوردند.ماهم باشنیدن این خبرمسرت بخش سجده شکر بجا آوردیم و به همدیگر تبریک گفتیم. با شنیدن این خبر به همدیگر می گفتیم دیگر به فضل خدا سقوط و سرنگونی رژیم بعث را در آینده نزدیک می بینیم . (بعدها شنیدم که صدام گفته بود اگر ایران بتواند خرمشهر را از ما پس بگیرد من کلید بصره را به آنها می دهم ). آنروز در آسایشگاه به شکرانه این پیروزی و سهیم بودن در این جشن با ملت عزیزمان ، همگی در کتری های بزرگی که برای چای از آنها استفاده می کردیم با آب و شکر، شربتی درست کردیم و بدور از چشم عراقیها جشن گرفته و نوش جان کردیم. شور و شعف خاصی در بین اسرا ایجاد شده بود و امیدوارانه منتظرخبرهای پیروزمندانه بعدی رزمندگان اسلام بودیم تا نفس های آخر صدام را بگیرند و این پیروزی بزرگ با آزادی ما از اسارت انشاالله خاتمه یابد . یادش بخیر . خدایا عاقبت ما را ختم بخیر و شهادت نصیبمان فرما .
http://eitaa.com/joinchat/2045509634Cf4f57c2edf
🍂
🍂 #نکات_تاریخی_جنگ
🔻 بازتاب فتح خرمشهر
دکتر کوشکی
┄┅┅❀💠❀┅┅┄
🔅 طبق گزارش ماموران فرانسوی، حجم زیاد سلاحها باعث می شد که هواپیماها دو برابر معمول سوخت گیری کنند تا بتوانند به بغداد برسند. سازمان اطلاعات فرانسه در گزارشی اعلام کرده بود اگر برای سه هفته ارتباط تسلیحاتی ما با عراق قطع شود مطمئناً عراق شکست خواهد خورد.
سومین کشوری که در آن مقطع به نفع صدام وارد عمل شد و مشخصاً در حوزه تسلیحات، کمکهای بسیار به عراق کرد آلمان غربی بود. در مارس ۱۹۸۴ روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز گزارش داد که آلمانی ها پس از آزادی خرمشهر، مشخصاً بوسیله شرکت کارل کولم، کارخانه ساخت تسلیحات شیمیایی را در عراق ایجاد می کند که نخستین تسلیحات شیمیایی را یک سال بعد در سال۱۹۸۳ تحویل نیروهای ارتش عراق دادند و عراق این تسلیحات را در عملیات خیبر در جزیره مجنون استفاده کرد. آلمانی ها در اعطای تسلیحات غیر شیمیایی به عراق رتبه بیستم را اخذ کردند اما نخستین کشوری بودند که همکاریهای گسترده شیمیایی را با عراق داشتند. ظرف یک سال پس از آزادی خرمشهر، کارخانه های آلمانی، عراق را به سلاح شیمیایی مسلح کردند.
http://eitaa.com/joinchat/2045509634Cf4f57c2edf
🍂
🍂 #نکات_تاریخی_جنگ
🔻 بازتاب عملیات فتح المبین
┄┅┅❀💠❀┅┅┄
تشدید نگرانی آمریکا از روند تحولات جنگ، و تأثیر آن بر روند تحرکات سیاسی در سطح منطقه و تغییر تدریجی سیاست آمریکا، شاید برجسته ترین بازتاب عملیات فتح المبین به شمار می رفت. آمریکایی ها در حالی که تصور می کردند ایران در گرداب ، بحران سیاسی و بن بست نظامی غوطه می خورد و هیچ عنصر تعيين کننده ای در صحنه سیاسی ایران برای مهار و غلبه بر این اوضاع و جود ندارد، با دو رویداد نظامی مهم رو به رو شدند. یکی عقب راندن نیروهای عراقی از شرق رودخانه کارون در عملیات ثامن الائمه (ع) و دیگری رسیدن ایران به مرزهای بین المللی در عملیات طریق القدس بود. آمریکایی ها پیش از این می پنداشتند که دولت انقلابی حاکم بر ایران به شدت تضعیف شده است و در معرض سقوط قرار داد، چنان که بعد از پیروزی ایران در عملیات فتح المبين، خبرگزاری آسوشیتدپرس از واشنگتن گزارش داد: ایران پس از برتری یافتن بر نیروهای عراقی در جبهه جنگ و پس از فائق آمدن
عمليات فتح المبین، اکنون کشورهای نفت خیز خلیج فارس را به وقوع انقلاب در آنها تهدید کرده است.
سیاستمداران آمریکایی در محافل خصوصی خود گفتند: آیت الله خمینی برخلاف تصور ما سقوط نکرد. وی در قدرت است.»
http://eitaa.com/joinchat/2045509634Cf4f57c2edf
🍂
🍂 فرار از دولهتو
روایتی از دوران اسارت یکی از گمنامان «تیپ نیرو مخصوص»
بیش از پنجاه مرد مسلح بالای سرمان بودند. بیشتر از اسلحه، چوب دستشان بود. با قنداق کلاش و چوب افتادند به جانمان. آنچنان وحشیانه به کتفمان میکوبیدند که بهطرف دیگری پرت میشدیم. هیچچیزی جلودارشان نبود. تمام بدنمان زیر ضرباتی بود که بیوقفه و بیامان بر آن فرود میآمد. بدنهای خسته و گرسنهای که سه روز در برف و کولاک با مرگ دستوپنجه نرم کرده بودند. وقتی عدهای از روستاییان خواستند جلویشان را بگیرند، آنها را بهسرعت از آن جا دور کردند.
زیر آن همه کتک، شروع به دادوفریاد کردم: مگه شما شرف ندارید؟ ما نظامی هستیم! ما برای این مملکت اومدیم! فلان فلان شدهها! فکر میکنید کی هستین؟
فریادهای من روی عدهای تأثیر گذاشت و سبب شد تا جلوی بقیه را بگیرند و از آنها بخواهند درباره هویتمان سؤال کنند. ولی نتوانستند راضیشان کنند دست از ضرب و شتم ما بردارند. از این عملکرد غیرحرفهایشان، فهمیدیم از نیروهای رده پایین حزب هستند.
ما را بلند کردند و دستور حرکت دادند. همچنان میزدند و بهطرف روستا میبردند. همینکه وارد روستا شدیم، بهسرعت مردم بومی را متفرق کردند. دویست متر با همان وضع راه رفتیم تا به مسجدی رسیدیم. ما را با همان لباسهای خیس و گلی، با خشونت داخل مسجد پرت کردند. مسجد بزرگی که تقریباً ۱۵۰ متر وسعت داشت. در آن لحظه، فقط توانستم درباره وضعیت زخمیها بپرسم که دستوپا شکسته با زبان فارسی به من گفتند آن دو نفر را برای مداوا به اشنویه بردهاند.
#معرفی_کتاب
http://eitaa.com/joinchat/2045509634Cf4f57c2edf
🍂