🇮🇷 نماینده مجلس ونزوئلا خواستار نصب تندیس شهید سلیمانی شد.
🔹«ویلیان خیل» نماینده مجلس ملی قانون گذاری ونزوئلا: پیشنهاد میکنم وقتی کشتیهای ایرانی رسیدند، پرچم ایران و تندیس (شهید) سلیمانی را برای بزرگداشت ملت ایران به خاطر همبستگی آنها با ونزوئلا در همه جا نصب کنیم.
🔹این پیام توییتری مورد استقبال شهروندان ونزوئلایی قرار گرفته و بازخورد زیادی در شبکههای اجتماعی داشته است. اقتدار و مقاومت یعنی همین ...قابل توجه بزدلان سیاسی...
👓 وقتی حاکم اسلامی حکم کرد که امروز اول ماه است، همهی کسانی که قضیه برایشان روشن نشده است، ملزمند که به حکم او عمل کنند؛
🔹 مگر کسی که خودش دیده باشد، یا کسی بداند که حاکم در این حکم، به شهادت فلان کس استناد میکند که او عادل یا خبره نیست و اشتباه کرده است. اگر کسی این را بداند، واجب نیست به حکم حاکم عمل بکند؛
‼️ اما همهی مردمی که در کوچه و بازار راه میروند و دنبال هلال نرفتهاند، یا اطلاعی پیدا نکردهاند و نمیدانند که اوضاع واحوال چگونه است، یا تفحص هم کردهاند، ولی چیزی برای آنان ثابت نشده است، به مجرد اینکه حاکم حکم کرد که امشب یا امروز شب یا روز عید فطر است و یا اول ماه میباشد، ‼️ بر همهی آنها واجب است که اطاعت کنند؛ فرق هم نمیکند که مجتهد یا مقلد، عامی یا عالم یا جاهل باشند؛ همه موظفند که طبق حکم حاکم عمل کنند.
۶۹،۲،۶ دیدار عمومی در آخرین روز ماه رمضان
🔻نظر رهبر انقلاب در خصوص اختلاف نظر مراجع در زمینه اعلام عید فطر
🔹در قضیهی این عید فطر هم که فرمودند، به نظر من اینی که ما بگوئیم باید جوری بشود که همه، در یک روز عقیدهی به عید پیدا کنند، این نشدنی است؛ یعنی طبق مبانی فقهی ما نشدنی است؛ همهی فقها بر یک فتوا متفق بشوند؛ خوب، نمیشود.
🔹بالاخره یک فقیهی ممکن است پیدا بشود که نظرش چیز دیگری باشد؛ بنابراین اختلاف به وجود خواهد آمد. ما این اختلاف را خیلی بزرگ نکنیم؛ چه اهمیتی دارد؟ چه اشکالی دارد؟ یک نفری است، فتوائی دارد یا مقلدینی هم دارد، یا ندارد و طبق فتوای خودش عمل میکند.
🔹منتها البته امسال هم مشاهده کردید، با اینکه بعضی از آقایان بزرگ و محترم و مراجع عظام نظرشان نظر دیگری بود، هیچ تظاهری به این نظر مخالف انجام نگرفت؛ شما ملاحظه کردید. این خیلی چیز مهمی است؛ این خیلی چیز عظیمی است؛ خیلی باید قدردانی کرد. اینجور نبود که حالا یک نماز عید روز یکشنبه تشکیل بشود مثلاً در اصفهان یا در مشهد یا در تهران یا جای دیگر، یک نماز عید هم روز دوشنبه. همچین کاری اتفاق نیفتاد؛ این خیلی مهم است. خوب، بزرگان انصافاً همینطور که همیشهی عقیدهی ما بوده و الان هم هست، به مصالح نظام، به مبانی نظام خیلی پایبندند، خیلی معتقدند؛ انسان اینها را میبیند؛ و واقعاً باید قدردانی کرد، شکرگزاری کرد.
🔹بنده خیلی از آقایان محترم و بزرگی که فتوایشان هم غیر از آن چیزی بود که مبنای حکم ما بود، متشکرم، اما در عین حال، به مخالفت تظاهری نکردند؛ این خیلی چیز مهمی است.
🔹دشمن البته ممکن است یک کلمه حرف بزند و این را بزرگ کنند و جنجال کنند و هیاهو کنند؛ ما تابع نغمهی دشمن که نیستیم. انشاءالله خداوند همهمان را موفق و مؤید بدارد.
🗓 بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری _ ۵ شوال ۱۴۳۰
✅ @Rajanews_com
13.79M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💥اختلاف افق یا اتحاد افق؛ بررسی دیدگاه فقها👆👆👆
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
دریادلان ایرانی عیدی مردم رو دادن. اولین تاتکر بنام FORTUNE با پرچم سه رنگ ایران عزیزمان دیشب وارد آبهای سرزمینی ونزوئلا شد و مورد استقبال و اسکورت رزمناو نیروی دریایی ونزوئلا قرار گرفت...
دریانوردان دریادل ایرانی یکبار دیگه خط شکن شدن و با زدن به قلب حیاط خلوت دشمن ؛ هیمنه آمریکا رو به سخره گرفتن. تمام شبکه های اجتماعی ونزوئلا از دیشب با هشتگهای #ممنون_ایران_ gracias و #سلام_ایران_ونزوئلا پر شده. ۴فروند نفتکش دیگه هم بفاصله دو روز از هم وارد آبهای ونزوئلا خواهند شد و فصل جدیدی از روابط بین الملل با شجاعت بینظیر جوانان ایرانی رقم خورد.👌✌💪
#با_پرچم_افراشته
#دریادلان_ایرانی...افراشته شدن پرچم ایران توسط مردم ونزوئلا در کاراکاس❤❤🇮🇷🇮🇷
💐 کشکول (99/97):👇
خیلی قشنگه👈 بمناسبت عید سعید فطر
(کمی طولانی ولی بسیار زیبا😊)
🌼شنیده بودم که: اگر کسی را خواستی بشناسی، باهاش همسفر شو👌با یکی از دوستانم تازه آشنا شده بودم؛ یک روز بهم گفت: فردا میخوام برم شیراز. گفتم: منم کار دارم؛ باهات میام...
1- سر وعده آمد در خانه مان سوئیچ ماشینش را به دست من داد؛ گفت: بفرما شما رانندگی کنید. گفتم: تشکر, خسته که شدی من میشینم... معرفت اول
2- رسیدیم سر میدان کمربندی شهر،
خواستیم از دکه کمی خوردنی برای تو راه بگیریم. من رفتم از دکه اولی بخرم؛
گفت: بیا از آن یکی بخریم. گفتم: چرا ؟!
گفت: اون مشتریهاش کمتره، تا آن هم چرخ زندگیش بگرده...
3- ایستگاه ترمینال شهر گفتم: خوبه دوتا مسافر سوار کنیم؛.هزینه بنزین در بیاد.
گفت: این مسافرکش ها منتظر مسافرن،
گناه داره، روزیشون کم میشه.
4- میان راه یک مسافر فقیری دست بلند کرد. آن را سوار کرد. مسیرش کوتاه بود؛
پول که ازش نگرفت،؛پنج هزار تومان هم بهش داد. گفتم این معتاد بود...گفت: باشه اینها قربانی دزدهای روزگار هستن. من برای خشنودی خدا این کار را کردم.
5- رسیدیم کنار گورستان شهر، یک مرد میانسال یک کیسه قارچ کوهی دستش بود. بهش گفت: همش چند؟ گفت: 13 هزار تومان. همه را خرید. گفتم: این قیمت ارزش نداشتا. گفت میدونم؛ می خواستم روزیش تامین بشه..
6- رسیدیم شيراز، پشت چراغ قرمز یک بچه 10 ساله چندتا دستمال کاغذی داشبردی دستش بود. گفت 4 تا 5 هزار تومان. 4 تا دستمال خرید. گفتم رفیق این قیمت ارزش نداشتا. گفت: میدانم؛ می خواستم؛ روزیش تامین بشه. گناه داره تو آفتاب ایستاده. یک جای دیگر هم از یک بچه یک کتاب دعا خرید 2 هزار تومان!...
7- از روی یک پل می گذشتیم؛ یک پیرمرد دستگاه ترازو جلویش بود.
کمی گذشتیم؛ که یکباره برگشت؛
گفت: بیا خودمان را وزن کنیم. گفتم: من وزنم را میدانم. گفت باشه من هم میدانم؛
اگر همه مانند من و تو اینجوری باشند؛
این پیرمرد روزیش از کجا تامین بشه؟!
گفتم باشه یک پولی بهش بده برویم.
گفت:نه، غرورش می شکنه، میشه گدایی؛
اینجوری میگه کاسبی کردم...
8- یک گدا دست دراز کرد. یک پول خورد بهش داد. گفتم: رفیق اینها دروغ میگنا.
گفت: مبادا نیازمندی را رد کنیم.
9- اگر میخواستم درباره یکی حرف بزنم؛
بحث رو عوض میکرد.می گفت: شاید او راضی نباشه درباره اش حرف بزنیم؛
و غیبتش را کنیم...
10- یکی بهش زنگ زد؛ گفت: پول واریز نکردی؟!... گفتم: رفیق، بچه هات بودن؟
گفت: نه، یک بچه فقیر از مهدیه را کمک می کنم. او بود زنگ زد. گفتم: چند بهش میدی؟!... گفت سه بار در یک سال 900 هزار تومان. اولِ مهر، عید و تابستان، سه تا سیصدتومان...
11- در راه برگشت هم از دو تا کودک آویشن کوهی خرید..گفت: اگر تنها از یکیشون بخرم اون یکی دلش می شکنه.
میدونین من تو این سفر چقدر خرج کردم؟!3 هزار تومان!... یک بستنی برا دوستم خریدم؛ چون همین قدر بیشتر پول تو جیبم نبود. من کارت داشتم؛ دوستم پول نقد تو جیبش گذاشته بود.
به من اجازه نمی داد؛ حساب کنم.
📣میدونین کار دوست من چه بود؟! برق کش، لوله کش، تعمیرکارِ یخچال و کولر و آبگرمکن بود؛ و یک دکان کوچک داشت.
میدونین چه ماشینی داشت؟!... پرایدِ 85
میدونین چند سالش بود؟!...34 سال.
🙇میدونین من چه کاره بودم؟!... کارمند بودم، باغ هم داشتم. میدونین چه ماشینی داشتم؟ 206 صندوق دار؛ گولش زدم؛ گفتم: خرابه که او ماشینش را بیاره.
😊دوستم یه جمله گفت: که به دلم نشست: 👈 "دستهایی که کمک میکنن
مقدس تر از لبهایی هستن که دعا میکنن.
بنده خوب خدا بودن به حرکت است؛
نه ادعا"👌 بعضیا بزرگوار و با معرفت به دنیا اومدن، تا دیگران هم ازشون🚩در جریان معرفت قرار بگیرید و جریان معرفت را در خودشان جاری سازند...👌 ارزش آدمها به دارایی و پست و مقام آنها نیست، بلکه به ادب و معرفت و روح بلند آنهاست.👌مردم تشنه معرفت هستند, نه تشنه پول و غذا وآب و نان ...!؟آری, فقط ذره ای معرفت!... 📣معرفت به ذاتِ آدماست. نه پیشینه، نه جایگاه و نه نسبت!... 💓معرفت، یه چیزی شبیهِ یه مهرهی یاقوتی رنگه که دور قلب بعضیها مون هست... پیوسته به یه نخِ نامرئی! دورِ قلب ِآدمهای با معرفت است...
🙏التماس دعا: ارادتمند ناصر کاوه
✅تحریمهای نفتی با اقتدار برداشته شد ، نه با مذاکره و التماس .✌✌
شکسته شدن محاصره نفتی ایران را به تمامی آزادیخواهان جهان تبریک عرض می نماییم
🔸آمریکا نتوانست مانع ورود نفتکش ایرانی به ونزوئلا شود .
🔹نخستین نفتکش حامل بنزین صادراتی ایران به ونزوئلا بامداد امروز بدون مزاحمت و ممانعت نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا وارد منطقه انحصاری – اقتصادی ونزوئلا در حوزه کاراییب شد و با اسکورت نیروی دریایی ونزوئلا در حال پهلوگیری در سواحل این کشور است.
🔹نفتکش "فورچون" که نخستین نفتکش از ۵ نفتکش حامل بنزین صادراتی ایران به ونزوئلاست، بامداد امروز در حالی وارد منطقه انحصاری- اقتصادی ونزوئلا شد که پیشتر ایالات متحده آمریکا با اعزام واحدهایی نظامی به منطقه کاراییب، احتمال ممانعت از ورود نفتکشهای ایرانی به سواحل ونزوئلا را تقویت کرده بود...
🔹با ورود نخستین نفتکش ایرانی به آبهای ساحلی ونزوئلا، دیوار تحریمهای نفتی ایران برداشته شد . هفت سال آقایون دیپلمات مذاکره کردن و با جان کری خندیدن و قدم زدن هیچ فایده نداشت . الان با زور و اقتدار تحریمها رو انقلابی ها برداشتند.
🔷 این خبر خوب تو عید سعید فطر واقعا عالی بود. ✌
💐 کشکول (99/98):👇
🔴️پهپاد جاسوسیاش را ساقط کردیم، برای اولین بار از جنگ جهانی به نیروی نظامیاش حمله رسمی کردیم بدون اینکه بتواند پاسخ دهد و حالا تحریمهای قلدرمآبانهاش را در حیات خلوتش شکستیم. جایی که چین و روسیه هم جرات حضور نداشتند. نه ایران دیگر آن کشورسابق میشود نه آمریکا👌 ای کاش رئیس جمهور ما بجای ۷سال دویدنهای بی نتیجه سمت آمریکا و اروپا، به سراغ آمریکای لاتین، شرق آسیا و کشورهای همسایه می رفت👈 نتیجه بهتری از معطل کردن ایران به ننگ نامه برجام می گرفت🎩 افسوس از آن هفت سالی که ملت را مشغول کاغذ پارهها و وعدههای دروغین اروپا و آمریکا کردند!
⭕️ تغییر هندسه قدرت جهانی در زیر سایه موشک ها 👈 سانحه تلخ و دردناک کشتی سانچی یادتان هست که مجبور بودیم برای دور زدن تحریم ها از پرچم پاناما استفاده کنیم؟... بعد از اعمال قدرت سپاه در خلیج فارس و ادب کردن دزدان دریایی ملکه انگلیس و توقیف نفتکش انگلیسی و انهدام پهپاد فوق پیشرفته گلوبال هاوک و شخم زدن پایگاه تروریست های آمریکایی عین الاسد ،هندسه قدرت در جهان تغییر کرده است💪 حالا بدون هیچگونه اسکورت نظامی وتنها بایک پرچم مقدس، میتوانیم تحریم ها را لگدمال، آمریکا را ضایع و بنزین به ونزوئلا صادر کرد و طلا به کشورمان وارد کنیم 👈 این است مدیریت جهادی، ماهواره را تا ارتفاع ۳۶ هزار کیلومتری و بنزین را تا حیاط خلوت آمریکا میبرد، ولی مدیریت تکنوکراتی و لیبرال نمیتواند سیبزمینی و پیاز را روی زمین، از سیستان تا تهران بیاورد بدون اینکه قیمتش ۱۰ برابر نشود!😇 مردم در انتخابات سال بعد هوشیار باشید و آدم مومن و انقلابی و متعهد به پیمودن راه امام وشهدا و ولی فقیه زمان خود را انتخابات کنید✌ و گول شارلاتان بازی و شعارهای پوچ و بی پایه واساس و در یک کلام گول 👽دروغگویان و منافقان را نخورید👌
🔴توییت سعید جلیلی درباره کشتی های پهلو گرفته در ونزوئلا: همین ها که میگویند باید با دنیا رابطه داشت آن زمان تمام توان رسانهای شان این بود که ما از روابط با ونزوئلا هیچ سودی نمیبریم!...
📣حماسه ای در اسارت
🌷سنگدلان بعثى، على بيات را به جرمى واهى در مقابل چشم صدها نفر به ستون بستند و با پاشيدن گازوئيل هر دو پايش را سوزاندند... على تا ٦ ماه پس از آن قدرت حركت نداشت و بارها از شدت درد بى هوش شد...علی بعد از هر بار به هوش آمدن به دوستانش مى گفت: آيا در زمان بى هوشى ناله كردم؟! مى گفتند: نه. 👌مى گفت: مى خواهم حسرت ناله كردن را به دل دژخيمان بگذارم.
#کتاب_خاطرات_دردناک, #ناصر_کاوه
👽 به مرگ بگیرید به تب راضی میشن!؟
📣دو برادر مغازۀ فروش کتوشلوار داشتند. آنها با تکنیک سادهای توانسته بودند تعداد زیادی کتوشلوار بفروشند.
نام یکی هری و دیگری سیدنی بود. هری همیشه از مشتریها استقبال میکرد و به مشتریها کمک میکرد تا کتوشلوار انتخاب کنند اما سیدنی انتهای مغازه پشت پیشخوان میماند. وقتی مشتری کتوشلواری را انتخاب میکرد و قیمتش را میپرسید، هری داد میزد «هی سیدنی قیمت این کتشلوار مشکی دکمه طلایی چنده؟»... سیدنی جواب میداد «کدوم؟ همون خوشگله؟ اون ۴۲ دلار». هری داد میزد «چقدر؟» سیدنی هم دوباره داد میزد «۴۲ دلار». هری قیافه خودش را کمی گیج شده نشان میداد و بعد به مشتری میگفت ۲۲ دلار!
🙇مشتری که ۴۲ را از سیدنی شنیده بود و ۲۲ را از هری، سریع ۲۲ دلار به هری میداد و بدون درخواست تخفیف از مغازه بیرون میرفت. خیلیها میگفتند گوش هری سنگین است به همین خاطر اشتباه میکند اما واقعیت این است که قیمت کتوشلوار همان ۲۲ دلار بود نه ۴۲ دلار 😀 آنها به خوبی توانسته بودند از سوگیری لنگر انداختن (Anchoring Effect) در قیمتگذاری استفاده کنند.
# بخوانید👈 سیدنی: دلال ماشین و هری: خودرو سازان هستند... زمانی که ماشین ها را خودشان رد میکردند و کسی نمیتوانست ثبت نام کنه!؟...نه دسته چک,
نه گواهینامه, نه شبا و حساب بانکی, نه قبلا ماشین گرفته باشند و هزار ایراد و اصول نمی خواستند👈 حالا که به مردم فعلا مجبورند ماشین به قیمت بدهند ببینید چقدر فیلم بازی می کنند و چقدر شرایط می گذارند برای مردم🎩😎
ارادتمند: ناصر کاوه