.
#واحد
#فاطمیه #حضرت_زهرا
یاکه باید چون علی با تیغِ عریان ایستاد
یاکه باید مثل زهرا پیش طوفان ایستاد
ریشه وقتی در میان خاک باشد میتوان
در هجوم باد مانند درختان ایستاد
میشود در گرگ و میشِ فتنه هرجایی نرفت
پشت دربِ خانهی زهرا مسلمان ایستاد
مثل فضه میشود بالانشین این حرم
آنکه در پایِ حجابش غرق ایمان ایستاد
فاطمه یعنی اگر باشید کم هم ، میشود
مثل مقداد و ابوذر مثل سلمان ایستاد
فیض میبُرد از قنوتِ نافلههایش علی
در سحر خوب است گاهی زیر باران ایستاد
پشت در گفتند جمعش از چهل تَن هم گذشت
پشت در زهرا ولی تا حَدِ امکان ایستاد
فاطمه میماند آنجا حیف میخِ لعنتی..
تاکه او جان داشت پیش ضربههاشان ایستاد
بچههای فاطمه مانند زهرایند ، پس
محسنش هم پیشِ ضربِ نامسلمان ایستاد
فاطمه این ایستادن را به زینب یاد داد
تاکه بِینِ آتشِ شام غریبان ایستاد
جای طفلان سنگ خورد و جای طفلان چوب خورد
عمه اما بین صدها چشم حیران ایستاد
هرگز از یادش نخواهد رفت اما قتلگاه...
...شمر با دامان خونین و پریشان ایستاد
(حسن لطفی ۱۴۰۲/۰۹/۰۵)
#دکتر_حسن_لطفی ✍
Shab1Fatemieh1-1402[02].mp3
26.03M
.
#زمینه
#فاطمیه #حضرت_زهرا
شب گذشت و از غم تو بی قرارم
من هنوزم که هنوزه گریه دارم
خونه ی امن منو نا امن کردن
رفتش از دستم همه دار و ندارم
الفت شبهای ما را روزگار از ما گرفت
یاد ایامی که با هم نوبهاری داشتیم
شهر چشم دیدن خوشبختی ما را نداشت
ای خوش آن روزی که ما هم روزگاری داشتیم
چرا علی زنده بمونه تو فاطمه جان
چرا نمیرم واسه قد کمون تو فاطمه جان
چرا روی چوبه ی این در خون تو فاطمه جان چرا
من کجا و درد دل با چاه زهرا
ناگهان خوردی زمین در راه زهرا
از غم تو درد پشت درد خانوم
از غم تو آه ثم آه زهرا
شیشه ی عمرت شکست و کوچه بوی گل گرفت
کوچه ی ما قبل از این اینگونه عطراگین نبود
چشم بد از خانه ی ما دور باد ای فاطمه
کاش دستان مغیره اینقدر سنگین نبود
خدا غم فاطمه ی من و چوبه ی در یه طرف
خدا حسن و شب و گریه و دیده ی تر یه طرف
خدا غم سیلی و کوچه و داغ پسر یه طرف خدا
****
چه کنم با این همه نامهربونی
مونده از تو یادگار پیرهن خونی
وصیت کردی حسین تشنه نمونه
دم آخر با زبون بی زبونی
از سر آن یادگار روزهای بی کسی
با همین دست شکسته نیزه ها را باز کن
شانه بردار و به موهای پریشانش بزن
بار دیگر مادری کن صورتش را ناز کن
بیا به حوالی مغرب کرب و بلا برسیم
بیا به تنی که شده روی صحرا رها برسیم
بیا که به داد سری که نمیشه جدا برسیم
1_6101163044.mp3
5.44M
🏴#امام_حسین_علیه_السلام
🏴#سینه_زنی
🏴#زنجیرزنی
🎤مداح :حاج عباس مفتاح
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
بگویید بگوییدهمه با دل مضظر
الهی نبیند حسین داغ برادر
همه پشت و پناهم علمدار سپاهم
تو بودی ابالفضل همه دار و ندارم
حسین غمزده آمد
به بالین برادر
بدید پیکر عباس
چو لاله شده پرپر
نه دست دربدنش بود
نه تابی به تنش بود
بگفت بادل مضطر
که گشتم بی برادر
بگفتا به غم و آه
شکستی کمرم را
بگوییدبگویید بادل مضطر
الهی نبیندحسین داغ برادر
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
چودشمن همه دیدند
حسین گشته پریشان
زهجران برادر
دوچشمش شده گریان
همه هلهله کردند
همه شادی نمودند
بگفتن همه یکسر
حسین شد بی برادر
بگوییدبگویید بادل مضطر
الهی نبیندحسین داغ برادر
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
به کودکان بگویید
عمو به خون نشسته
نگویید به آنها
که فرق او شکسته
به وقت دادن جان
بگفت ساقی عطشان
مبر این بدنم را
سوی خیمه طفلان
به راه عشق فدا شد
دگرحاجت روا شد
(ای اهل حرم دست علمدار چه شد
این دسته گلی بودکه تقدیم خداشد
سوزد جگر دسته گل باغ مدینه
این زمزمه آید زلب خشک سکینه)
بگوییدبگویید بادل مضطر
الهی نبیندحسین داغ