زمینه وفات حضرت ام البنین سلام الله علیها
پس چرا زینب من خسته و دلگیری
خسته دلگیری
از حسینم چه خبر چرا زمینگیری
چرا زمینگیری
تو بودی و حسین تو
بگو به من چی شد بگو
اکبر لیلا کو
اصغر بابا کو
«ای حسین من
گفته بودم پسرم به جنگ و واهمه
به جنگ و واهمه
هواست باشه فقط به یابن فاطمه
به یابن فاطمه
از جون و دل مایه بزار
حتی که آب میخواست بیار
گفتم مریدش باش
برو امیدش باش
«ای ابوالفضلم ای اباالفضلم»
شنیدم دست تو رو زینب جدا دیده
زینب جدا دیده
ربابم اصغرشو به نیزه ها دیده
به نیزه ها دیده
دیگه ز غم آکنده ام
شرمنده ایی شرمند ام
به پیش فاطمه
دلم پر از غمه
«ای بمیرم من »
کربلایی هادی صالحی
@navaye_asheghaan
زمینه وفات حضرت ام البنین س
توی آخرین شبت – گریه نکن
داره می سوزه لبت – گریه نکن
تو رو جون زینبت – گریه نکن
دیگه بسه شدی آب
خودتو نده عذاب
چرا آب نمی خوری
شدی خیره به رباب
مادر ادب – مادر وفا
ام بی بنین – ام الشهدا
چرا مضطرب شدی و سر به زیر
این همه قلبمو به بازی نگیر
جواب سوالمو بده بشیر
چرا مونده بی کفن
بدن حسین من
برام از غریبیه
پسرم حرفی بزن
غصه حسین – می کشه منو
من به کی بگم – داغ پیرهنو
مادر ادب_ مادر وفا
ام بی بنین_ ام الشهدا
@navaye_asheghaan
غم با نگاه خیس تو معنا گرفته
یک موج از اشک تو را دریا گرفته
در فصل غم،فصل خسوف ماه خونین
خورشید هم مثل دلت گویا گرفته!
تا آسمانها میرود دلمویه هایت
کار دل خونت عجب بالا گرفته!
این روزها با دیدن حال تو بانو!
بغضی گلوی اهل یثرب را گرفته
هر روز اشک و آه، حق داری بسوزی
یک کربلا غم در نگاهت جا گرفته!
می دانم اینجا بارها با دست لرزان
اشک از دو چشمت حضرت زهرا گرفته
تاریخ را می گردم ـآری ـ تا ببینم
مثل دل تنگت دلی آیا گرفته؟
اینجا به همراه لب خشک تو مادر!
هر سنگریزه ختم "یا سقا" گرفته...
غم ساز دل حجازی ات شد مادر
هنگامه ی سر فرازی ات شد مادر
دنباله ی کربلای من خاک بقیع
میدان حماسه سازی ات شد مادر!
مدینه،مادر تنها،چهار صورت قبر
عزیز حضرت زهرا،چهار صورت قبر
نشسته اند شبیه چهار سنگ صبور
غم تو را به تماشا چهار صورت قبر
و قطره قطره فرو می خورند در دل خود
تمام اشک غمت را چهار صورت قبر
مدینه مانده که این چیست در کنار بقیع
چهار پاره دل یا چهار صورت قبر؟!
برای عقده گشودن در این مصیبت سخت
بهانه ات شده تنها چهار صورت قبر
تو را نمی برد از یاد ،تا همیشه ی درد
بقیع خاطره ها با چهار صورت قبر...
داستان انار
روزی حضرت زهرا علیها السلام بیمار و بستری شد. علی علیه السلام به بالین او آمد فرمود: زهرا جان! چه میل داری تا برایت فراهم کنم؟ گفت: من از شما چیزی نمی خواهم. حضرت علی علیه السلام اصرار کرد. فاطمه علیها السلام گفت: ای پسر عمو! پدرم به من سفارش کرده که هرگز چیزی از شوهرت در خواست نکن، مبادا تهیه آن برایش مشکل باشد و در برابر در خواست تو شرمنده شود. علی علیه السلام فرمود: ای فاطمه! به حق من، هر چه میل داری بگو تا برایت آماده کنم. فاطمه علیها السلام گفت: اکنون که من را سوگند دادی می گویم. اگر اناری برایم فراهم کنی خوب است. حضرت علی علیه السلام برخاست و برای فراهم نمودن انار از منزل بیرون رفت. در راه با چند نفر از مسلمانان روبرو شد و از آنها پرسید: انار در کجا پیدا می شود؟ آنها گفتند: یا علی! فصل انار گذشته، ولی چند روز قبل شمعون یهودی چند انار از طائف آورده بود. حضرت به در خانه شمعون رفت. شمعون وقتی که چشمش به علی علیه السلام افتاد علت آمدن آن حضرت را پرسید؟ علی علیه السلام ماجرا را گفت و افزود که برای خریداری انار آمده ام. شمعون گفت: چیزی از انارها باقی نمانده است همه را فروخته ام. همسر شمعون پشت در بود و سخن آنها را می شنید، به شوهرش گفت: من یک انار برای خودم برداشته بودم و در زیر برگها پنهان کردم. آنگاه رفت و انار را آورد و به حضرت علی علیه السلام داد. آن حضرت چهار درهم به شمعون داد. او گفت: قیمتش، نیم درهم است. امام فرمود: همسرت این انار را برای خود ذخیره کرده بود تا روزی از آن نفع بیشتری ببرد.
نیم در هم مال خودت و سه درهم و نیم هم مال همسرت. آن حضرت در برگشت به طرف منزل، صدای ناله درمانده ای را شنید، به دنبال صدا رفت، دید مردی غریب و بیمار و نابینایی در خرابه ای بدون سرپرست و غذا روی زمین خوابیده است، حضرت جلو رفت و سرش را به دامن گرفت و از او پرسید: تو کیستی؟ از کدام قبیله ای؟ چند روز است که در اینجا افتاده ای؟ گفت: ای جوان صالح! من از اهالی مدائن (ایران) می باشم، در آنجا قرض زیادی داشتم. ناگزیر سوار بر کشتی شدم و با خود گفتم خود را به مولایم امیرمؤمنان می رسانم شاید آن حضرت کمکی به من کند و قرضهایم را ادا نماید - جوان نمی دانست که سرش بر دامن علی علیه السلام است - امام فرمود: من یک انار برای بیمار عزیزم می برم، ولی تو را محروم نمی کنم و نصفش را به تو می دهم. حضرت انار را دو نصف کرده و نصف آن را کم کم در دهان آن جوان می گذاشت تا تمام شد. جوان گفت: اگر مرحمت فرمایی نصف دیگرش را نیز به من بخورانی، چه بسا حال من خوب شود! علی علیه السلام نیم دیگر انار را نیز کم کم به او خوراند تا تمام شد. آنگاه حضرت بعد از خداحافظی با آن جوان بیمار به سوی خانه حرکت کرد. در حالی که از شدت حیا غرق در فکر بود به در خانه رسید، ولی حیا کرد وارد خانه شود. از شکاف در به درون خانه نگاهی کرد تا ببیند فاطمه علیها السلام خواب است یا بیدار. مشاهده کرد فاطمه علیها السلام تکیه کرده و طبقی از انار پیش روی اوست و میل می فرماید، حضرت بسیار خوشحال وارد خانه شد، متوجه شد که این انار مربوط به این دنیا نیست. پرسید: فاطمه جان! این انار را چه کسی برای شما آورده است؟ فاطمه علیها السلام گفت: ای پسر عمو! وقتی که از پیش من رفتی، چندان طولی نکشید که نشانه سلامتی را در خود یافتم. ناگاه صدای در به گوشم رسید فضه خادمه در را گشود، مردی را دید که طبق انار دارد. آن مرد گفت: این طبق انار را امیرمؤمنان علی علیه السلام برای فاطمه فرستاده است. (5)
(5) ریاحین الشریعة، ج 1، ص142.
#زمینه
#شام_غریبان #پس_از_شهادت
#حضرت_فاطمه سلام الله علیها
#محمدرضا_محمدی
〰️〰️〰️〰️〰️〰️
اولین شبه - که داره بی تو میگذره
اولین شبه - که خونمون بی مادره
اولین شبه - که نیستی کنارم - همه کس و کارم - آروم و قرارم ۲
درسته بین بستر بودی / ولی بودی
درسته بی بال و پر بودی / ولی بودی
درسته زخمی در بودی / ولی بودی
حالا ببین که بی تو روز من سیاهه
میبینی همزبون شوهرت یه چاهه
انالله / و انا الیه راجعون
میباره چشمامون
برای داغ تو
ای مادر جوون ۲
〰️〰️〰️〰️〰️〰️
پر کشیدی و - خاطره هات کنارمه
این خونه دیگه - بدون تو مزارمه
پر کشیدی و - نموندی کنارم - کنار مزارت - ببین بی قرارم
درسته تابوتت رو بردم / ولی مُردم
تنت رو نیمه شب آوردم / ولی مردم
درسته آروم گریه کردم / ولی مردم
تو رو با دستای خودم توو خاک گذاشتم
رو خاک قبر تو گلای گریه کاشتم
انا الله / و انا الیه راجعون
بهارم شد خزون
حالا موندم من و
اشکای بی امون ۲
.
به مادرم ام البنين عليها السلام متوسل شويد
عالم فقيه فرزانه، آية الله العظمي آقاي حاج سيد محمد حسيني شيرازي در تاريخ 27 ذي الحجه الحرام سال 1416 هـ ق پيرامون عظمت و شخصيت والاي حضرت قمر بني هاشم ابوالفضل العباس قمر بني هاشم عليه السلام را مي بيند، به ايشان عرض مي كند: آقا جان من حاجتي دارم، به چه كسي متوسل بشوم تا حاجتم روا گردد؟ حضرت در جواب مي فرمايد: به مادرم ام البنين عليها السلام.(2)
*
1- ستاره درخشان مدينه، ص 24.
2- ستاره درخشان مدينه/ص 142.
{صفحه274}
@navaye_asheghaan
.
#شور_جانسوز_ام_البنین_س
#سبک_من_و_یکم_ببین
#کانال_کربلایی_مجید_مرادزاده
#منم_ام_البنین
☑️بنداول
منم ام البنین ام بنینِ بی بنین
هستم کنیزخونهٔ امیرمومنین
برای غزبت مولا شده دلم حزین
🌹
عجین شدم بازینبین وبادرد مِحَن
مادرشدم برای غربت امام حسن
بایادمادرش ناله میزد حسین من
🌹
چهارپسرخدابه من داده توعالمین
که شیرشون دادم با ناله و باشور وشین
انشاالله کربلا بشن فدا سرحسین ع
🌹
حسین من حسین 2
🍀🍀🍀🍀🍀
☑️بنددوم
قضایای بعدازکربلا
🌹
خداروشکرکه حاجت دلم شده روا
تموم بچه هام شهیدشدن توکربلا
شدن فداییِ حسین ذبیحاًبالقفا
🌹
شیرم حلالتون دلاورایِ نورعین
شنیدم عباسم که توشدی قطع الیدین
هرچی سرت اومدگفتی فداسرِحسین
🌹
توعلقمه کی زد باتیربه چشم اطهرت
کدوم نامردی زد عمودآهن برسرت
گل ام البنین برات بمیره مادرت
🌹
حسین من حسین 2
🍀🍀🍀🍀🍀🍀
💎💎💎💎سبک کد130💎💎💎💎
#سبک_من_و_یکم_ببین
#شاعر_سبک_ساز_ڪربلایے_مجید_مراد_زاده
http://eitaa.com/joinchat/4063690754C2b30c38da0
✬~✿❁࿐❈~✿❁࿐
نشرواستفاده ازکلیہ آثاراین کانال نه تنها حرام نیست بلکہ ثواب جاریہ دارد. باذڪر(#صلوات)
.
.
#حضرت_ام_البنین
#زمینه_وفات_حضرت_ام_بنین_س
#سبک_بهونه
#ای_بانوی_عقیله
#کانال_کربلایی_مجید_مرادزاده
🌷🌷131🌷🌷
ای بانوی عقیله
مادرکرم و فضل
فاطمه ی ثانیِ حیدر
ای مادرِ ابالفضل (ع)
🌹
دارم روی لب زمزمه
الحق که هستی فاطمه (س)
مادرِشاه علقمه
🌹
لبریزازاحساسی
چون مادرِ عباسی
🌹
ام البنین بی بی جان
🌹🌹🌹
☑️بنددوم
بودی به بیت حیدر ع
مادر زبعد زهرا س
سنگ صبور زینب س
بودی زبه وقت رنج و غمها
🍀
همدم شدی باروضه ها
تسکین درد مجتبی ع
غمهای شاه کربلا
🌹
برای توخوند حیدر س
روضه ی دیوار و در
😭
ام البنین بی بی جان
🍀🍀🍀🍀🍀
@emame3vom
💎1⃣3⃣1⃣💎💎💎
#ڪربلایے_مجید_مراد_زاده
نشرواستفاده ازکلیہ آثاراین کانال نه تنها حرام نیست بلکہ ثواب جاریہ دارد. باذڪر(صلوات)
.
.
#حضرت_ام_البنین
#شور_روضه_ای_حضرت_ام_بنین_س
#سبک_دوماه_گفتیم #سلام_آقا_که_الان
#دارم_میرم_باقلبی_اروم
#کانال_کربلایی_مجید_مرادزاده
🍁🍁334🍁🍁
✅بنداول
دارم میرم. باقلبی آروم از دنیا
دارم میرم. کنارحضرت زهرا(س)
دلم تنگه برای سرور مولام
دلم تنگه برای کربلایی هام
دلم تنگه برای گلهای یاسم
براجعفر برا عثمان وعباسم
دلم تنگه برا عبدالله واکبر(ع)
برای عون. رقیه و علی اصغر(ع)
دیگه بسه رسیده جون من برلب
دلم تنگه. براحسین برا زینب(س)
دلم تنگه دلم تنگه
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
✅بنددوم
ابالفضلم. ای عباس رشید من
ابالفضلم گل من ای امید من
ابالفضلم بگردم دوره تو مادر
ابالفضلم یل خوش قامت حیدر
ابالفضلم. شدم بی کس تو این دنیا
ابالفضلم. شدم بعد ازشما تنها
ابالفضلم رسیده بر لبم جونم
ابالفضلم شب و روز روضه می خونم
ابالفضلم. چقد قبر تو شد کوچک
ابالفضلم این قبر توست یا یک کودک
ابالفضلم شکسته پرُوبال تو
ابالفضلم شیرم مادر حلال تو
ابالفضلم ابالفضلم
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
✅بندسوم
ابالفضلم بریدن دست و بازوتو
ابالفضلم زدن تیر چشم و ابروتو
ابالفضلم شنیدم هستی زینب(س)
توعلقمه رو خاک افتادی ازمرکب
ابالفضلم تو هم مثل بابات حیدر
ابالفضلم عمود خورد به سرت مادر
ابالفضلم شنیدم بدتورو کشتن
ابالفضلم سرت را روی نی بستن
ابالفضلم شنیدم توی علقمه
سرت بوده روی دامان فاطمه(س)
ابالفضلم ابالفضلم
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
✅بندچهارم
ابالفضلم شنیدم توی کربلا
تنت افتاد به روی خاک این صحرا
ابالفضلم. شنیدم من توی گودال
تن خونیش به زیر مرکبا پامال
شنیدم که تنش رو زیر رو کردن
توی قلبش چندتا نیزه فرو کردن
شنیدم من که خیمه هابه غارت رفت
شنیدم من که زینب به اسارت رفت
بعدتو شد سرحسین من جدا
سر تو باحسین رفت روی نیزه ها
حسین جانم حسین جانم
🍁🍁🍁🍁3⃣3⃣4⃣🍁🍁🍁🍁
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
#کاری_مشترک_ازشعرای_اهل_بیت_ع
#کربلایی_رضانصابی
#شاعرسبکسازڪربلایی_مجیدمرادزاده
@emame3vom
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
نشرواستفاده ازکلیہ آثاراین کانال نه تنها حرام نیست بلکہ ثواب جاریہ دارد. باذڪر(صلوات)
.