🔹یادگار فاطمه🔹
به نام مادری که عطر نام او
به نام زن همیشه داده آبرو
به نام مادری که زندگی ما
به نام نامیاش گرفته رنگ و بو
میمانم، شبیه مادرم
میمانم، به پای باورم
میمانم، مدافع حرم
میان کوچه عطر بهار فاطمهست
شکوه مادران از وقار فاطمهست
حیای بانوان عفیفِ این دیار
حجاب دختران یادگار فاطمهست
یا فاطمه مدد یا فاطمه مدد
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
به پاس امت دلاور و صبور
به پاس ملت مجاهد و غیور
به پاس حرمت حریم اهلبیت
به پاس مهد عشق و شور و علم و نور
میمانم، به پای کشورم
میمانم، کنار رهبرم
میمانم، مدافع حرم
شده چنان حرم خاک پاک این وطن
فداییاش شدن باشد افتخار من
شده ولایت عاشقان حیدری
به عشق میهنم بگذرم ز جان و تن
علی علی مدد مولا علی مدد
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
به یاد مصطفی و صبر و همتش
به یاد آرمان و عصر غربتش
به یاد عزم و عهد حاج قاسم و
به یاد محسن و غم شهادتش
میمانم، به پای این علم
میمانم، به پای این قسم
میمانم، مدافع حرم
منم فدایی راه سرخ انقلاب
فدای راه قرآن و غیرت و حجاب
منم مدافع اقتدار کشورم
به شوق لحظههای ظهور آفتاب
عزیز فاطمه یابن الحسن بیا
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
به حق قبلۀ نخست مسلمین
به حق صبح عزت و شکوه دین
به حق غزۀ غیور و غربتش
به حق آن حماسههای آتشین
میمانم، در انتظار تو
میمانم، چه بیقرار تو
میمانم، همیشه یار تو
بیا که پر شود از صدای تو جهان
رسد طنین آزادگی به هر کران
امید هر ستمدیدهای ظهور توست
بیا که میرسد روز مرگ ظالمان
عزیز فاطمه یابن الحسن بیا
😭😭😭😭
#روضه_حضرت_زهرا_س
😭😭😭😭
اسماء بنت عميس ميگه:ديدم با تمام عجله اي كه علي براي غسل دادن داشت، زود آب بريز. غسل رو از كجا شروع مي كنند؟ از سر. سر و گردن رو غسل بده؟! همچين كه چادر ِ زهرا رو باز كرد، اسماء بيا ببين صورتش سياهه، ببين چشمش كبوده،"امشب يه غسل دادني برات بخونم كه خودت حظ كني." غسل مي دهم ميت ِ ي حاضر را به نيابت ِ سمت ِراست، اسماء ميگه همچين كه آب ريختم روي ِ كتفش ديدم غسل رو تعطيل كرد، سر به ديوار گذاشت،آقا چرا كارو تموم نمي كنيد؟ گفت:اسماء بيا ببين اين استخوان نابجا جوش خورده. آقا بيا كارو تموم كن، با هم بشينيم گريه كنيم،همچين كه اومد سمت چپ رو غسل بده، اينجا ديگه همه طاقت ِ علي رو تاب شده ديدند،آخه پهلو سوراخِ...
وقتي اومدن دنبال ِ سلمان،سلمان ميگه: من وقتي اومدم از خونه بيرون، سلمان قريب به 300 سال سن داره، يه پير مرد وقتي از خونه بياد بيرون يواش يواش راه مياد، اما بچه مي دوه، ديد حسن و حسين دارن با عجله مي دون، سلمان صدا زد آقا زاده ها صبر كنيد من پا به پاتون نمي تونم بيام،آهسته بريد منم بيام، حسن برگشت گفت: سلمان بابام داره مي ميره، سلمان،سلمان،"مي خوام اين روضه رو برات در بسته بخونم، سر بسته نمي دونم چه جور مي خونن" تا كنار ِ قبر هم اگر جنازه اي رو بيارن، ببينند خون از كفن بيرون زده بايد برگردونند، كفن عوض كنند، گفت: سلمان تا حالا دو بار كفن عوض كردم،بيا،بيا...
شايد بگي من دارم زبانحال ميگم، اما وقتي اون نامرد دومي تو صورت مقداد زد،مقداد رو خاك ها افتاد، مقداد گفت: به من زدي طوري نيست، ولي ديشت خون از پهلوش مي اومد، تو چه با فاطمه كردي؟...
اصبغ بن نُباته ميگه: خانومم نيمه شب صدام زد، گفت:اصبغ پاشو، گفتم: خانم چه وقت ِ از شب ِ؟ گفت:شب از نيمه گذشته،گفتم:چي ميگي؟ گفت:پاشو دارن گريه مي كنند. گفتم: زن بگير بخواب مادر مرده اند، علي زن مرده است،بگير بخواب آروم باش، همسايه ي ما هستند، حالا دو شب دارن گريه مي كنند طوري نيست تموم ميشه. گفت: اصبغ تو مادر نيستي، من مادرم، من طاقت ندارم صداي ِ بچه ي بي مادر بشنوم،پاشو. اصبغ بن نباته همسايه ي ديوار به ديوار علي ميگه بلند شدم، اومدم در ِ خونه ي علي رو در زدم، تا در زدم در ِ خونه رو ديدم آرام شد صدا
"بذار يه دعايي بكنم اينجا:الهي هيچ آبرو مندي رو بي آبرو نكن،الهي هر كسي يه آبرويي رو پيش مردم حفظ كرده،آبروش رو نريز"
صدا آرام شد، در و كه باز كرد، يه نگاه كرد،اصبغ ببخشيد،خيلي اذيتت كردم، تا فاطمه كه زنده بود كه خودش، حالا هم كه رفته بچه هاش، مارو ببخش. دستم رو گذاشتم روي شونه هاش ، گفتم:علي چي شده؟ بغض كرده بود علي، گفتم:بلند گريه كن، من همسايه شما هستم اومدم ببينم چي شده؟ علي نشت در آستانه در،گفت:اصبغ يه شب حسن گريه ميكنه، من وزينب و حسين آرومش مي كنيم، يه شب زينب گريه ميكنه، من و حسين و حسن آرومش مي كنيم، يه شب من گريه مي كنم اونها من و آروم مي كنند. گفتم :امشب چي شده طولاني شده؟ زنم نخوابيد، گفت: امشب حسين بهانه گرفته، هر وقت حسين گريه مي كنه همه ي ما بي طاقت ميشيم
"امشب مي خوام روضه ي زنونه بخونم، مردونه گريه كنيم"
امشب حسين مادر مادر ميكنه، همه ي ما بهم ريختيم،گفتم:آقا بچه است، چرا نمي بريش كنار قبر مادرش، ببرش آروم ميشه،گفت:قول دادم ببرمش، صداش كرد: حسين، حسين جان. مي آيي بريم كنار قبر مادرت؟ بلند شد، گفت:شرط داره نبايد بلند بلند گريه كني، آروم.چشم. روي چشمم، ببين علي چه طوري روضه مي خونه، علي ميگه دست ِ كوچكش رو گرفتم، آمديم، همچين كه نزديك ِ قبر رسيديم گفت:بابا دستم رو رها كن، علي ميگه: من گفتم الان ميره رو قبر مادر، شيون مي كنه، ناله مي زنه، اما همچين كه دستش رو رها كردم،قربون ِ ادبت برم حسين، دستش رو گذاشت رو سينه اش، السلام عليك ِ يا اُماه ، مادر سلام، زهرا....علي ميگه:به اون خدايي كه جان علي در يد قدرت اوست،تا حسين سلام داد،شنيدم از دل ِ قبر فاطمه صدا اومد: وعليك السلام يا ولدي يا حسين... مادر سلام، مادر سلام
@navaye_asheghaan
fatemiye-noroozi.mp3
2.72M
◈ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
🎙 #حاج_محمد_نوروزی
🍂 #متن_کامل_روضه
🥀 #حضرت_زهرا
❤️🔥 #بسيار_جانسوز
@navaye_asheghaan
1403.08.25_1-01.mp3
26.07M
سلام ما به تو ای یار بی نشانه ما
سلام ما به تو ای صاحب زمانه ما
تویی که کعبه به دور سر تو میگردد
ز طوف خانه ی کعبه تویی بهانه ما
تو هم شبیه خدا ،مهربان و رزاقی
بیا و مرحمتی کن تو آب و دانه ما
اگرچه خانه ی ما لایق قدوم تو نیست
بجای خیمه شبی را بیا به خانه ما
رسیده فاطمیه، تو کجا عزاداری
بخوان تو از غم زهرای بی نشانه ما
بیا و روضه بپا کن برای مادر خویش
که داغ فاطمه شد اشک بی بهانه ما
بخوان که فاطمه را یک جماعتی کشتند
دلیل خلق جهان را به راحتی کشتند
بیا و روضه بخوان دست او ز کار افتاد
بیا و روضه بخوان روی یاس خار افتاد
بخوان که پیکر پروانه سوخت در آتش
بخوان که صورت ریحانه سوخت در آتش
بخوان که مانده علی نیمه شب به غسل تنش
جراحت است سرا پا تمامیِ بدنش
بخوان که مانده علی با تنی که درهم بود
ز بس که آب شده چون خیال و مبهم بود
چگونه شستشوی این بدن کند حیدر
تنی نمانده که دیگر کفن کند حیدر
بخوان علی، تنِ یاس مدینه می شوید
به اشک دیده علی؛ زخم سینه می شوید
چه شد که پیکر او را شبانه می بردند
میان ظلمت شب مخفیانه می بردند
هر آنچه بود تن پر جراحتش را برد
میان خاک مدینه علی به خاک سپرد؟
هر آنچه بود تنش را کفن نمود علی
میان خاک مدینه ،به اشک چشم ولی
امان ز پیکر زخمی وچاک چاک حسین
امان ز پیکر مانده به روی خاکِ حسین
نشد کفن مگر از تیغ و نیزه در گودال
به زیر سم ستوران تنش شده پامال
🔻 #روضه_غسل_شبانه #فاطمیه
🎤 حجت الاسلام استاد #میرزامحمدی
🔊 #مناجات_فاطمی #امام_زمان
📆جمعه ۲۵ آبان ماه ۱۴۰۳
🕌 صفاییه | حسیــــنیه شهـــداء
نباید تعریف از امامی، امام دیگر را نفی کند.mp3
2.13M
▪️ نباید تعریف از امامی، امام دیگر را نفی کند
🔸 برگرفته از جلسات "تحلیل تاریخی واقعه کربلا"
#حامد_کاشانی 🎤
.
🏴 #فاطمیه ۱۴۰۳
#زمینه
#حضرت_زهرا سلام الله علیها
#بعد_از_شهادت_حضرت_زهرا
#محمدجواد_صادقی ✍
〰️〰️〰️〰️〰️〰️
آه از، بی مادری / وای از، چشمای تر
آه از، این روضهها / وای از، دیوار و در
وقتی که نیستی بایدم بشم کلافه
خیر ببینه فضه به جات مومو میبافه ۲
چادرِ - سوختهاتو - تا میکنم - برای یادگاری ۲
کاش میشد - که بازم - سر منو - روی پاهات بذاری ۲
"ای مادر، دلم برات تنگ شده" ۴
〰️〰️〰️〰️〰️〰️
حالا، من موندم و / چشمِ، پُر خواهشم
نیستی، ریخته به هم / مادر، آرامشم
کوه غم و غصه رو قلبم شده آوار
کُشته منو لختهی خونِ روی مسمار ۲
یادمه - روزی که - توو خونمون - آتیش کشید زبونه ۲
قنفذِ - بیحیا - لگد میزد - مغیره تازیونه ۲
"ای مادر، دلم برات تنگ شده" ۴
.👇
enc_1731364648997473278321.mp3
1.6M
▪️#فاطمیه
▪️ای خادمه ی علی...
.
#شور_حضرت_فضه
#حضرت_فضه
#فاطمیه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ای خادمه علی
السلام علیک خادمه عالمه علی
ای خادمه علی
صاحب معجزه ای از نفس فاطمه علی
ای آنکه خاک را،به نظر کیمیا کنی
یا درد بی دوا،به نگاهی دوا کنی
آیا شود که گوشه چشمی به ما کنی
ما خانوادتا مجنون فضه ایم
باب الصغیر سوریه مهمون فضه ایم
تا آخرین نفس مدیون فضه ایم
ما بچه های فاطمه ممنون فضه ایم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#امیر_طلاجوران ✍
@navaye_asheghaan
ghamo-ghosamoon-ghade-asemoone.mp3
9.03M
▪️#فاطمیه
▪️غم و غصه مون قد آسمونه...
▪️کربلایی حسین طاهری
سوگ فاطمیه
فاطمیّه آمد و ، وقت عزای مادر است
آنکه روح مصطفی و نور چشم حیدر است
او دلیل خلقت هفت آسمان است و زمین
بر تمام بانوان اهل عالم سروَر است
آیه ی تطهیر در شآنش ز حق نازل شده
محور اهل کساء ، آیینه دار داور است
مادری کرده است عمری بر پدر، با سن کم
لایق اُم ابیها در جهان این دختر است
فاطمه سر بقا ء نسل پاک مصطفاست
خیر این کوثر کثیر و دشمن او ابتر است
معنی قرآن ناطق ،مظهر آیات نور
فاطمه شآن نزولِ هل اتی و کوثر است
ای دریغا گشت پرپر یاس گلزار نبی
در غیاب باغبان ، گُل همنشین آذر است
با عروج مصطفی گلزار عترت شد خزان
زین مصیبت چشم جبریل امین از خون تر است
سوخت پشت در، ولی جانکاه تر این غصه بود
غنچه نشکفته اش ،در بین دیوار و در است
فاطمه از پا فتاد و دست مولا بسته شد
نزد زهرا این مصیبت از همه بالاتر است
کی رود از یادها تا روز محشر این ستم
فاتح خیبر میان خانه خود مضطر است
سینه سرخ " شقایق" داغدار لاله هاست
می رسد روزی کسی که ، دادخواه مادر است
حمید رضازاده " شقایق"
کرمان ۱۴۰۳/۸/۲۵
@navaye_asheghaan