سرود پایانی؛ لبیکِ یا زهرا.mp3
1.56M
#فاطمیه
#سرود_پایانی
🔹لبیکِ یا زهرا🔹
کوثرِ رسولالله! جانِ حضرت خاتم!
با قیام تو برپاست، تا قیامت این پرچم
روزی که آتشِ فتنهها برپا شد
با خروش اشکت، دین حق اِحیا شد
تا پای جان ماندی، در غربت با مولا
جان تو یا زهرا، فدای مولا شد
ندبههای تو غوغا، خطبههای تو غرّا
قامت صبرت نشکست، تو شکستی دشمن را
«لبیکِ یا زهرا، لبیکِ یا زهرا»
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
جلوهگر شد آیاتت، در قیامِ روحالله
نور یک نگاه تو، شد برای ما #مصباح
تا پای جان هستیم، در این راه آماده
در راهت لالهها، روی خاک افتاده
فدای حسینت، صدها یاس پرپر
همچون #سلیمانی، همچون #فخریزاده
از شهیدان میخوانیم، با ولایت میمانیم
تا ظهور خونخواهت، همه مردِ میدانیم
«لبیکِ یا زهرا، لبیکِ یا زهرا»
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نام تو چه جاویدان، یاد تو چه پاینده
تا همیشه میمانی، در دل جهان زنده
فریادت ای سردار، دارد عطر مولا
لِلظّالِمِ خَصما، لِلمَظلومِ عَونا
در خط مقدم، همچنان میجنگی
تو هستی در غزه، تو هستی در صنعا
وعدۀ ما ای سردار، سحرِ دیدارِ یار
در کنارت میجنگیم، تا شکستِ استکبار
«لبیکَ یا مولا، لبیکَ یا مولا»
شاعر: #یوسف_رحیمی
.
.
#واحد
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
نوحه واحد - فاطمیه - سبک ز جان گذشتههایت...
بساطِ روضهها شد مُهیّا در آسمان
برای روضه دعوت شده صاحبَالزّمان
کریمِ اهلِ بیت میزند بیرقِ عزا
امیرِ کربلا هم میآید به سَر زنان
بِفاطر بِفاطمه دعای ما
قنوتِ ما نوا و ربّنای ما
به شرطِ این عزا و گریه میدهد
غریبِ طوس براتِ کربلای ما
(منم منم منم گدای فاطمه
چه میشود شوم فدای فاطمه ۴)
به نامِ مادرم فاطمه سینه میزنم
غلامِ حیدرم دل زِ دلبر نمیکَنم
منم مُحبِّ هر که شده نوکرِ علی
وَ با کسی که شد منکرِ یار دشمنم
منم غلام غلامِ مرتضی علی
شدم به نام به نامِ مرتضی علی
فرشتهها پس از مرگ میبرند
جنازهام به وادیُالسَّلام علی
(منم منم منم گدای فاطمه
چه میشود شوم فدای فاطمه ۴)
#فاطمیه #نوحه_واحد
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#حسین_ایمانی
.👇
❣﷽❣
♻️#دوبیتی_صلوات_امام_زمان_عج
🔆#صلوات_امام_زمان_عج
بر مهدی دین مُنجی دنیا صلوات
بر چهره آن ماه دل آرا صلوات
در دامن نرجس گل زهرا بِشِکفت
بر این گل و بر نرگس و زهرا صلوات
🔅🔆🔅🔆🔅🔆🔅
گفتم که خدایا مرادی بفرست
طوفان زده ام راه نجاتی بفرست
فرمود که با زمزمه ی یا مهدی
نذر گل نرگس صلواتی بفرست
🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿
بر گلشن و گل، به بـویِ مهدی صلوات
برشــــیفتـگان کـــــویِ مهدی صلوات
سر می زند از کنـارِ کعبــه خورشـید
در سعی و طواف، روی مهدی صلوات
🌟🌟🌟🌟🌟🌟🌟
ای لعلِ لبِ تو شیعه را آب حیات
سرچشمه فیض و قبلگاه حاجات
ای حجّت ثانی عشر ای مهدی جان
بر طلعتِ زیبایِ تو دائم صلوات
🌾🌾🌾🌾🌾🌾🌾
برخاتم اوصیاء مهدی صلوات
برصاحب عصر ما مهدی صلوات
خواهی که خداوند بهشتت ببرد
بفرست توبر حضرت مهدی مضطر صلوات
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
برنائب برحق امامت صلوات
برصاحب انوار قیامت صلوات
خواهی که به روز حشر نگردی مایوس
بفرست به پیشگاه مهدی صلوات
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
بر جلوه ی روی مهدی صلوات
بر جذبهٔ هر نگاه مهدی صلوات
ما را نبود چو هدیه ای در خور او
بفرست به پیشگاه مهدی صلوات
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
ای مظهر رحمت و عطا و برکات
سرچشمه ی فیض و قبله گاه حاجات
ای حجت ثانی عشرای مهدی جان
بر طلعت زیبای تو دایم صلوات
🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼
صحبتی شد که خدا باب نجاتی بفرست
تلخی ذائقه را شاخ نباتی بفرست
می رسد با علم سبز امامت بر دوش
از چه خاموش نشستی صلواتی بفرست
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
به رویِ انور مهدی منتَظر صلوات
به آن ذخیره حق هر چه مستمر صلوات
به یمن مقدم آن منتقم که در عالم
کند حکومت الله مستقر صلوات
🌟🌟🌟🌟🌟🌟🌟
بر چهرۀ پر ز نور مهدی صلوات
بر جان و دل صبور مهدی صلوات
تا امر فرج شود مهیّا ، بفرست
بهر فرج و ظهور مهدی صلوات
💥💥💥💥💥💥💥
بر صورت نورانی مهدی بگوئید صلوات
چون می بینی اورا نمی شناسی بگوئید صلوات
جهت خشنودی و سلامتی آن یوسف زهرا
بر ثانیه ثانیه تا ظهور ش بگوئید صلوات
🌹🌹🌹🌹🌹🌹
گفتم که خدایا مرادی بفرست
طوفان زده ام راه نجاتی بفرست
فرمود که با زمزمه ی یا مهدی
نذر گل نرگس صلواتی بفرست
🌺🌺🌺🌺🌺🌺
بر گلشن و گل، به بـویِ مهدی صلوات
برشــــیفتـگان کـــــویِ مهدی صلوات
سر می زند از کنـارِ کعبــه خورشـید
در سعی و طواف، روی مهدی صلوات
🔅🔅🔅🔅🔅🔅
خوانم همه جاکه زنده هستم صلوات
خیزد ز دل خدا پرستم صلوات
ای مهدی دین زدیدن ماه و فلک
با یاد رخ تو میفرستم صلوات
🌸🌸🌸🌸🌸🌸
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
98110104.mp3
34.02M
خدایا، ندارم راه چاره غریبم
نمیشه ، باور من این جدایی حبیبم
خون دل حیدره ، تا که می بینه سرت
توون وایسادن نداره
اینجوری بعد نه سال، تا تو میری از حال
سر روی بسرت میزاره
به کی برم بگم زهرامو زدن
پناه بی پناهی هامو زدن
می دیدم اما دستام بسته بود
پیش چشام همسر تنهامو زدن
صدای ، هِق هٕق تو نیمه شب ها عذابه
میدونم، میکشی درد حال حیدر خرابه
آتیش در یک طرف،ضربه سر یک طرف
چه کرده میخ در با پهلو
دستای من بسته شد، از زدنت خسته شد
بودی که هی میزد به بازو
به کی برم بگم زهرامو زدن
پناه بی پناهی هامو زدن
می دیدم اما دستام بسته بود
پیش چشام همسر تنهامو زدن
بمیرم ، سه ماهه داری تو تب میسوزی
با دست شکسته یه پیرهن میدوزی
وصیت هر شبه ، این موند برا زینبه
جون تو و جون حسینم
وقتی که میره از حال ، قاتل میاد تو گودال
غرق به خون میشه حسینم
بوسه بزن زیر گلوشو جای من
غریب میمونه پسر تنهای من
تشنه و غرق خون به زیر دست و پا
میره به نیزه ها سرش ای وای من
جلوی چشم من سرش رو میبُرن
تنش میمونه زیر سم مرکبا
خودم میبوسم اون رگاشو زینبم
وقتی داره جون میده زیر دست و پا
#امام_زمان_عج
#حضرت_زهرا
لنگیم همه! عصای ما را بفرست
آمینِ پس از دعای ما را بفرست
بیماری ما صعب العلاج است بیا
ای جانِ شفا، شفای ما را بفرست
حالا گرفتار بلاها شده ایم
راه گذر از بلای ما را بفرست
از خوف ندیدن تو مُردیم همه
ای وعده ی حق، رجای ما را بفرست
در وقت سرازیری قبر و ملکوت
لبیکِ بیا بیای ما را بفرست
یا آنکه گناه همه را زود ببخش
یا واسطه شو رضای ما را بفرست
حالا که نصیبمان نشد دیدن تو
سهمیه ی سامرای ما را بفرست
شاید برسد جنازه ما به حرم
تا کرببلا صدای ما را بفرست
مادر بخورد زمین، عزای همه است
پس پیرهن عزای ما را بفرست
رضا دین پرور
#امام_زمان_عج
#حضرت_زهرا
یار ما هر نیمه شب که بر سر سجاده است
آنقدر آقاست یاد قوم نوکر زاده است
گر گدا کاهل بود تقصیر صاحب خانه نیست
ما نمیخواهیم ورنه لطف او آماده است
گریه هایم کم شده یعنی که بی برکت شدم
بی حیایی من آخر کار دستم داده است
به دل سنگی من این حرف ها سودی نکرد
حل کار سنگ کی در طاقت سمباده است
امر مولا روی چشم و نهی مولا روی چشم
کار سختی نیست اصلا،عبد بودن ساده است
در تمام سالها من فکر خود بودم ولی
او دم خیمه به شوق دیدنم اِستاده است
فاطمیه جمع را یک کربلا مهمان کنید
قلب ما سینه زنان دربه بدر آن جاده است
بوی دود از خانه مولا به عالم میرسد
بوی دود از چادر آن بانوی آزاده است
سیدپوریا هاشمی
#امام_زمان_عج
#حضرت_زهرا
اين روزها نواي دلم مادري تر است
هركس كه يار من بشود يار حيدر است
گاهي شما شبيه بمن گريه مي كنيد
در فاطميه اشك شما فاطمي تر است
اي صاحبان ناله خدا خيرتان دهد
سوز شما هماره تسلّاي مادر است
در خيمه ام اقامه – عزايش كه مي كنم
مهمانِ روضه ام ز علي تا پيمبر است
ياد شكسته پهلوي او مي كُشد مرا
زهرا فرشته اي است كه بي بال و بي پر است
تا گريه مي كنم كه چرا قامتش خميد
احساس مي كنم كه چنان سايه بر سَر است
آري خودش تسلّيِ غمديدگان شود
با اينكه چشم پر گُهرم حوض كوثر است
هرگاه ياد درد دل مجتبي كنم
اسرار او به پيش نگاهم مُصَوّر است
مادر! هنوز خيمه نشينِ تو مانده ام
گويي هنوز معركه ی كوچه و در است
اي مادرم! دعا كن و يا منتقم بخوان
اَمَّن يجيب گو كه مُجيب تو داور است
طي مي كنم ز كعبه مسير مدينه را
از كربلا شروع كنم زخم سينه را
محمود ژولیده
#زمزمه
تو ای چراغ دلم، کجایی؟!
به شام تارم، چرا نیایی؟!
به سوز و سازم، از این جدایی؟!
مرا نه یار و نه آشنایی
الا که بودی به غم طبیبم
غم تو برده، ز دل شکیبم
غم جدایی، شده نصیبم
به سوز و سازم، از این جدایی
تو ای شهیده، به نوجوانی
به نو بهاران، شده خزانی
ببین که سیرم، ز زندگانی
غم دلم را نه انتهایی
حدیث دل را چگونه گویم؟!
که من نشانت، ز در بجویم
ره مزارت، به سر بپویم
به پیشوازم، مگر تو آیی
تو روی نیلی، ز من نهفتی
حدیث سیلی، به من نگفتی
چگونه ترک، علی بگفتی؟!
من و جدایی، تو و رهایی
چراغ خانه، به خانه برگرد
شبانه رفتی، شبانه برگرد
گرفته زینب، بهانه برگرد
نشسته با من به هم زبانی
سید مجتبی نیک بخت
🏴#نذر_غربت_حضرت_زهرا_س
#فاطمیه🏴
السلام ای مادرِ شاهِ شهیدان السلام
السلام ای کوثرِ جاریِ قرآن السلام
السلام ای اشرفِ زنهای عالم فاطمه(س)
ای زلالِ قطره های نابِ باران السلام
چشمهایت شعرِ آب و آسمانت آینه
ای شکوفاتر ز گلهای بهاران السلام
غرق در عشقِ خدایی محو در راز و نیاز
پرتوِ مهرِ تو چون خورشید تابان السلام
مظهرِ عشق و صفا و عزت هر دو جهان
سلسبیل و کوثر و تسنیم و رضوان السلام
مانده چشمِ ماه از روزِ ازل در راهِ تو
ای زلالِ معرفت ای جانِ جانان السلام
یازده نجمِ ولایت تشنه ی آغوشِ توست
هر نگاهت آبشارِ لطف و احسان السلام
ای نگینِ آفرینش کهکشان تا کهکشان
فاطمه روشنترین تفسیرِ ایمان السلام
بی گمان انگیزه ی خلقت فقط تنها تویی
فخر می ورزد به تو آن حیِ سبحان السلام
عشق در روزِ ازل از منّت تو زاده شد
عاجزِ از فهمت تمامِ عقل و برهان السلام
عصمتِ کبری، گلِ طاها نزولِ هل اتی
فاطمه ای گوهرِ دریای عرفان السلام
تا قیامت دینِ ما مدیون اشکِ چشمِ توست
کوچه و دیوار و در مسمارِ سوزان السلام
السلام ای سینه ات صد مقتلِ کرببلا
روضه خوانِ غربتِ شاهِ شهیدان السلام
#هستی_محرابی
#امام_زمان_عج
#حضرت_زهرا
به انتظار نشستم به اشک چشم ، به راهت
عنایتی بنما بر گدای چشم به راهت
چنان شبی که اسیر سیاهی ست دمادم
مرا اسیر خودت کن شبی به زلف سیاهت
تو را ندیدم و نادیده دل شدست اسیرت
بود مرا که نمایم نظر به صورت ماهت ؟
تویی که یوسف زهرانشان هر دو جهانی
خوشا هر آنکه بیفتد به نام عشق به چاهت
خوشا هرآنکه نشسته ست زیر سایه لطفت
خوشا هر آنکه پناهنده می شود به پناهت
گناهکارم اگر چه ولی به کار می آیم
بیا قبول خودت کن مرا میان سپاهت
رسید روضه ی مادر ، اگر رسیده ای امشب
بیا بیا و بسوزان مرا به شعله ی آهت
بخوان تو روضه بخوان از شرار غربت حیدر
بخوان تو از غم ناگفته ی کبودی مادر
ناصر شهریاری