#با_قد_خم_کربلایت_رسیدم
#اربعین_به_سبک_بیقراری
🏴🥀🏴🥀🏴🥀🏴🥀🏴
با قَدِ خَم کربلایت رسیدم
چِل شب و روزازغم تونالیدم
تو روبه نیزه دیدم آه کشیدم
برادر جانم من دیگه بُریدم
کن دعاحاجت بگیرم
سرِ قبر تو بمیرم
از روزی که توازماجدا شدی
سرجدا بین گودال رها شدی
قاریِ من روی نیزه ها شدی
نمکِ همه ی روضه ها شدی
چِقَدَرحسین غریبی
بمیرم که غم نصیبی
ای حسین جان مرابی حیامی زد
شمر جدا حرمله هم جدا می زد
می شدم سِـپَرِ بـچه هـا می زد
مُردم آنجا که دیدم تورامی زد
بس گریه کردم حسینم
رفته نورازهردوعینم
من بمـیرم بَـرات بَرادر من
دیگه داغ غمت شد باورِ من
باسر شدی حسین همسفرمن
داغ تو آتش زده جگر من
مُردم ازاین بیقراری
شنیدم کفن نداری
چهل بارمُردم زنده شدم حسین
بی تودگردرمانده شدم حسین
بنـگرکـه شکننده شدم حسین
آخر زتو شرمنده شدم حسین
اَمانت داری نکردم
رقیه رونیاوردم
خواهرت چون مرغ بشکسته باله
بی تـو زنده ماندنِ من مـحاله
از غمـت اَلـفِ قـامـتم دالـه
دارو نـدارم مـیانِ گـودالـه
سوزِدل وشعر«مداح»
آتش زده بردلم آه
🏴🥀🏴🥀🏴🥀🏴🥀🏴
#شعر_علی_اکبر_اسفندیار_مداح
@navaye_asheghaan
#نوحه_اربعین
🏴🥀🏴🥀🏴🥀🏴🥀🏴
بخوان عمه زیارت نامه تا من
بشویم با سرشک دیده دامن
بخوان عمه دعای اربعین را
که عاشورا کنی این سرزمین را
اگر اشکم نریزد عمه بر خاک
زغصه می شوداین سینه ام چاک
همانگونه که می خوانی زیارت
بگو از هر چه دیدی در اسارت
بگو در این اسارت هرچه دیدی
شِماتتها که عمه می شنیدی
اگر بابایم از دُردانه پرسید
بگو دور تو در ویرانه گردید
بگو در این زیارت با اشاره
ز گوش پاره و از گوش پاره
خدا را شکر عمه هر چه دیدیم
کتک خوردیم وتهمت هم شنیدیم
دوباره قسمت ما کربلا شد
تمام دردهای ما دوا شد
مگر ای عمه اینجا کربلا نیست
چرا ای عمه جای خیمه ها نیست
چرا گهواره ی اصغر شکسته
عمو جانم کجا در خون نشسته
به یکسو می کنی هر دم تماشا
مگر دیدی به صحرا مشک سقا
چهل منزل چهل روز وچهل شب
همه می اَرزد ای عمه به امشب
چهل منزل اسارت در اسارت
فدای یک سلام این زیارت
بخوان روضه که جای روضه اینجاست
یکی از گریه کن های تو زهراست
بخوان ای عمه جان آهسته قرآن
که نا محرم بُوَد اینجا فراوان
بسازم از برایت سایبانی
که داری هر شب اینجا روضه خوانی
چرا چادر به صورت می کشیدی
ز مادر هم خجالت می کشیدی
🏴🥀🏴🥀🏴🥀🏴🥀🏴
شعر:؟
@navaye_asheghaan
#بر_خیز_ای_عزیز_مصطفی
#نوحه_اربعین
🏴🥀🏴🥀🏴🥀🏴🥀🏴
برخیز ای عزیز مصطفی«۲»
آمد زینب اندر کربلا
خواهم گویمت باقلب خون«۲»
شرح کوفه و شام بلا
رأس پاکت بر نیزهٔ اشقیا دیدم
از اهل کوفه زخم زبان بشنیدم
خیزو ازجا بین ای اَخا موی سپیدم
آه از کوفیان بی وفا
برخیز ای عزیز مصطفی
زخم زبانها زد مرا ابن مرجانه
پاسخی دادم آن ستمگرو جانانه
گِرد من بودند کودکان همچو پروانه
رأست شاهد این ماجرا
بر خیز ای عزیز مصطفی
از مُغیلان پُر آبله پای یتیمان
ازضرت سیلی گشته نیلی رخ طفلان
همه اهل بیتِ تو در زنجیر عدوان
بودند جمله در آه و نوا
بر خیز ای عزیز مصطفی
رأس تو می خواند بر نیزه آیهٔ قرآن
سنگباران شدچون سرت ای برادرجان
از اسیران بر پا شدی ناله و افغان
دیدی اشک طفلان ورا
برخیز ای عزیز مصطفی
من پیامت را بر همه کرده ام اعلام
با کلام خود کرده ام یاری اسلام
نُطق من درشام نهضتت رانمود اتمام
کردم دشمنت راهر کجا رسوا
برخیز ای عزیز مصطفی
ای برادر باشد کجا مرقد اکبر
درکجا مدفون گشته جسم علی اصغر
کی کفن بنمود پیکرت ای مَه انور
پاسخ ای برادر ده مرا
برخیز ای عزیز مصطفی
قبر امیرِ لشکرت در کجا یابم
او که بُد در جنگ آوری مظهر بابم
یادِ دست بُبریده اش کرده بی تابم
که بود نگهبان خیمه ها
برخیز ای عزیز مصطفی
بی تو برادر چون روم سوی مدینه
بر مزارت بین با چشم گریان سکینه
کن تکلم از لطف با این دخت حزینه
گیرد از من سراغ تو را
برخیز ای عزیز مصطفی
🏴🥀🏴🥀🏴🥀🏴🥀🏴
شعر:غلامعلی رجایی«زائر»
@navaye_asheghaan
#زینب_ای_مظلومه_یا_اخت_الحسین
#اربعین_امام_حسین_آیینه_صبر
🏴🥀🏴🥀🏴🥀🏴🥀🏴
زینب ای مظلومه یا اُخت الحسین
صیحه هایت در دل مقتل،حسین
ای زبـانت ذوالفقـار حیـدری
برحسین هم مادری هم خواهری
سینه ات آمـاج هر تیر بلا
ای سفیر بـی نظیـر کربلا
ای به دوشت پرچم فتح و ظفر
در دلت عشق حسینی شعله ور
ای که از عشق خدا هو هو زده
بـر سـر قبـر حسین زانـو زده
زینب آن آیینه ی صبر حسین
ناله ها زد بر سر قبر حسین
تا که زینب در بَرِ قبرش نشست
قلب سنگ از نالۀ زینب شکست
ای که جسمت پاره پاره بی سراست
این که بر قبرت نشسته خواهراست
خاطرات خواهرت را گوش کن
آتـش داغ دلـم خـاموش کن
یاحسین برخیز زینب آمده
گرچه جانش بی تو برلب آمده
تاکه دیدم تشنه ای ای دل کباب
این دو مشک دیده آوردم پرآب
آمـدم تـا بـا تـو درد دل کنـم
اشک بارم خاک قبرت گِل کنم
ای برادر خواهرت آزار دید
لال گـردم زینبت بـازار دید
قلبش از آزارمردم چنگ خورد
ازیهودی های شامی سنگ خورد
یک نگاهی بر قدِ چون دال کن
خیز و از مهمانت استقبال کن
تـا تـو رفتی بارها داغـم زدند
در میـان جمـع شـلاقم زدند
من چه گویم ظلم نامردان چه کرد
پشت زینب خم شده از بار درد
روزگار خوش ز رویم رخت بست
خواهرت در بزم نامردان شکست
این همان زینب که دیدی نیست آه
تـازیانه کـرده پهلـویم سیـاه
لحظه لحظه دوریت تاثیر کرد
داغ رویت خواهرت را پیرکرد
بـا قـدِ خـم آمـدم در کوی تو
من خجالت می کشم از روی تو
یا اَخا شرمنده ات هستم حسین
چون رقیه رفته از دستم حسین
دخترت از گریه هِق هِق کرده بود
از فراق و دوریت دق کرده بود.
شرم دارم زین خبر از محضرت
در خـرابه دفن کـردم دختـرت
گـر چه زینب از فراقت پیر شد
ای بـرادر مُـردن مـن دیـر شد
بی تو من از زندگی سیرم حسین
شک ندارم زود می میرم حسین
قلب«مداح»گرچه در تاب وتب است
بیت بیتـش شـرح داغ زینب است
🏴🥀🏴🥀🏴🥀🏴🥀🏴
شعر:علی اکبراسفندیار«مداح»
@navaye_asheghaan
#رباعی_های_اربعین
#اربعین
🏴🥀🏴🥀🏴🥀🏴🥀🏴
بـرادر جـان ببین اقبـال زینـب
شکسته شدپس ازتو بال زینب
ببین که از سفربر گشته ام من
بیـا اکنـون بـه استقبال زینـب
نمیدانی چه بگذشت این چهل روز
گذشت اما غمت سنگین چهل روز
چهل روز از تو دوری شدچهل سال
خدا داند که شد چندین چهل روز
بـرادر، جـان مـن بــودی و هستی
کجـا دیـدی کنـم در کـار سسـتی؟
چرا پس روی نیزه تـا کـه چشمت
به چشمان من افتاد دیده بستی?
اگرشب رفته زینب روز برگشت
به همراه دلی پر سوز بر گشت
اگـر چـه قـد خمیده پیر تر شد
ولیکـن عـاقبت پیروز بر گشت
میـان کـوچه ها و از سـرِ بـام
یهـودی ها به ما دادند دشنام
بپای نیزه ها رقصیدند ای وای
برادرجان، اَمان از شام از شام
در این دل خـاطرات نا تمام است
اگر چه غصه ام ازشهر شام است
ز رنـج و غصـه های مـن نپـرسید
بگـویید قبـر محبـوبم کدام است
بـرادر قلـب زینـب ریـز ریـز اسـت
غمم ازشام واز چشمان هیزاست
نفس بنـد آمـد آنـدم تـا شنیـدم
میـان شامیان حرف از کنیز است
گلی گم کرده ام درجستجویم
میـان خـاک هـا دنبـال اویـم
به اشک دیده آبش داده ام تا
ز خـاک آید برون رویش ببویم
گلی گم کرده ام گیرم سراغش
همانکه آتشم زد درد و داغش
گل من یاردیرینم حسین است
شـــدم آواره از دردِ فـــراقـش
اگـر چـه کـربلا جـولان شَـرّ بـود
اگر چه آتش اینجا شعله ور بود
اگـر اینجـا تـو را از مـن گـرفتنـد
ولی شام از همه جانسوز تر بود
ای بـرادر جان بـه قربانت شوم
مـن فـداییِ عـزیـزانـت شــوم
این گمان هرگزنمیکردم حسین
بـر مـزارت فـاتحه خوانت شوم
🏴🥀🏴🥀🏴🥀🏴🥀🏴
#شعر_علی_اکبر_اسفندیار_مداح
@navaye_asheghaan
#نوحه_اربعین
#اربعین
🏴🥀🏴🥀🏴🥀🏴🥀
اربعین آمدو زهراست عزادارحـسین
دل غمین زینب کبراست عزادارحسین
کاروان اسرا می رســد از شـــام بلا
کربلا کعبه ی دلهاست عزادار حسین
کاروانی که چهل منزلش آزار رسید
رنج ها بر سر هر کوچه و بازار رسید
غم به همراهیشان ازدر ودیوار رسید
باشداین قافله پیداست عزادار حسین
آمده قافله ی غم سر قبر شهدا
تا دهد شرح اسیری عزیزان خدا
شمع قبرشهدا تا که شود اشک عزا
شاهدحادثه تنهاست عزادار حسین
بر سرقبر حسین آمده با عشق و امید
عمه ومادروهم خواهروهم دخت شهید
رفته با موی سیاه آمده با موی سپید
روضه خوانی که سراپاست عزادار حسین
آنکه پرخون تن صد چاک برادر دیده
چند گلبوسه ازآن حنجر بی سرچیده
زیر گل بنگرد اکنون که گلش خوابیده
گویدای همسفر اینجاست عزادارحسین
🏴🥀🏴🥀🏴🥀🏴🥀🏴
🎙مداح:علی اکبراسفندیار
@navaye_asheghaan
#حسین_پرس_بوین_زینب_بموعه
#اربعین_دلگویه_مازنی
🏴🥀🏴🥀🏴🥀🏴🥀🏴
حسین پِرس بَوین زینب بموعه
بَوین زینبِ جان به لب بموعه
برار چل روزه که تر ندیمه
ته که دنیبی بلا بکشیمه
چهل روزه چهل سال پیر بَهیمه
تِه که بُوردی برار اسیر بَهیمه
ته جدایی مره گمون نَهییه
ته بُوردی ومِه غم درمون نَهییه
حسین تامجلس شراب بدیمه
نامحرمون پیش کبـاب بهیـمه
تره با چوب خیزرون که روشته
نانجیب مره همونجه بکوشته
مه جا نپرس برار رقیه کوهه؟
مِـه دل از داغ رقیـه کهـوعه
مه جانپرس برار مه دل کبابه
ونـه جـا عـاقبت بَـیّه خـرابه
برار از درد وغم مه دل سروشته
حسین مِـره خجالتی بکـوشته
بمیـرم کـه رقیـه دِق هاکـرده
تـا ته سر ره کَشه بیته بمرده
دعا هاکن شه حاجت ره بهیرم
سـر ره بِلّم تـه قبـر سـر بمیرم
من و توسه«مداح» غصه خواره
ونـه دلگـویه چـنه بـرمه داره
🏴🥀🏴🥀🏴🥀🏴🥀🏴
#شعر_علی_اکبر_اسفندیار_مداح
@navaye_asheghaan