#امام_رضا_ع_مدح_و_شهادت
امشب که غم شام غریبان تو داریم
چشم کرم از سفرهی احسان تو داریم
دل را همه بر پنجره فولاد تو بستیم
نور بصر از گنبد و ایوان تو داریم
با کاسهی دل بر سر راه تو نشستیم
ما خیل گدا، چشم به دستان تو داریم
لبهای تو خشکند چونان جد غریبت
در سینه عزای لب عطشان تو داریم
در حجرهی در بستهی خود فکر جوادی
ما هم هوس دیدن مهمان تو داریم
بر خوان کریمانهی معصومه نشستیم
یا فاطمه! ما دست به دامان تو داریم
یا حضرت معصومه سرت باد سلامت
ما بعد رضا گوش به فرمان تو داریم
گاهی دل تو مشهد و گاهی به مدینه است
ما نیز خبر از غم پنهان تو داریم
تا آمدن منتقم ضربه و سیلی
دیده به ره یوسف کنعان تو داریم
✍ #عباس_احمدی
#امام_رضا_ع_شهادت
بر سر کشیده است عبا حضرت رضا
بر لب گرفته ذکر و دعا حضرت رضا
آه از جگر بلند شد و مرثیه گرفت
تا سر کشید جام بلا حضرت رضا
دلشورههای خواهر خود را زیاد کرد
وقتی به زهر داد رضا، حضرت رضا
راهی نبود تا دم خانه که بارها
افتاد بین کوچه ز پا حضرت رضا
افتاد، گفت: یاعلی و وقت پا شدن
آورده اسم فاطمه را حضرت رضا
گونه گذاشتهست در این لحظههای سخت
بر روی خاک حجره چرا حضرت رضا؟!
دارد شبیه میکند اینگونه خویش را
با روضههای کرب و بلا حضرت رضا
تشنه کسیست که دود ببیند در آسمان
تشنه حسین بوده و یا ... حضرت رضا؟
✍ #علیرضا_وفایی_خیال
#نوحه_زمینه_شهادت_امام_حسن_مجتبی #علیه_السلام
در جنان فاطمه سینه زن شد
نوحه خوان در عزای حسن شد
دیده ای که بر او گشته گریان
در قیامت نباشد هراسان
سیدی سیدی ای حسن جان
خون طشت از دلش با خبر بود
قاتلش داغ دیوار و در بود
مثل مادر بود سوز و آهش
خانه ی او شده قتلگاهش
سیدی.....
روزه داری که هنگام افطار
گشته لبهای خشکش شرر بار
غربتش را چنین کرده تفسیر
داغ هفتاد و دو چوبه ی تیر
سیدی....
🏴#شهادت_امام_حسن_علیه_السلام
🏴#روضه
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
در فضای كوچه آه مجتبی پیچیده بود
چادر ِ خاكی به زیر دست و پا پیچیده بود
تو رو به خدا سادات گوش خودشون رو بگیرند نشنوَن، آخه روضه مادر خوندن جلوی اولاد سخت ِ.
آنقدر گویم ز ظلم آن جنایتكار پست
ضربت سیلی صدایش در فضا پیچیده بود
بخدا الان اینجا به شما بگن:یه زن و بیرون مجلس دارن میزنند،همه میرید بیرون میگید:نامرد آدم با زن طرف نمیشه،تا افتاد بی بی رو زمین، امام مجتبی اومد زیر بغل مادر و گرفت، بلندش كرد،تا چشمش افتاد به چشم مادر،می دونی مادر چی گفت؟
مادرم گفت:حسن بر دلم آذر نزنی
حرفی از قصه ی امروز به حیدر نزنی
دید حالش منقلب ِ گفت:سریع برو داداشم رو خبر كن،بگو داری بی داداش میشی،زینبم رو هم خبر كن اما آروم آروم،نكنه به زینب یه دفعه بی هوا بگی، ابی عبدالله سراسیمه اومد،امام حسن داره از حال میره،سر رو گذاشت روی زانوش اینقدر اشك ریخت،آروم آروم امام حسن چشمش رو باز كرد،اما اینقدر حسین گریه كرد،امام حسن فرمود:
حسین گریه نكن آشنا رسید
آخر اجل به داد غریبی ِ ما رسید
چشم انتظار بودم و دیدی مادرم
آخر برای بردن غم نامه ها رسید
همچین كه داشت حرف می زد یه وقت دید در باز شد،زینب اومد تو
بس كن حسین زینبم از راه آمده
آی مردم برا امام حسن بلند بلند گریه كنید،آخه بعضی ها میگن:حسن گریه كن نداره،بخدا مادرش اینقده دعاتون میكنه، میگه:دلِ من ِ پهلو شكسته رو شاد كردید.
بس كن حسین زینبم از راه آمده
این تشت را نبر كه به غم مبتلا رسید
هر چی گفت:دید ابی عبدالله آروم نمیشه،فرمود:حالا كه می خوای گریه كنی بذار برات روضه بخونم.
بگذار روضه های مگو را بگویمت
از آن غروب تلخ كه شام عزا رسید
با مادرم كه یاس تر از هر فرشته بود
رد میشدیم تا که به ما بی حیا رسید
دیوار سنگ سطح زمین سنگ كوچه سنگ
نامرد سنگ با دل ِ سنگی به ما رسید
دستی سیاه از سر ِ من بی هوا گذشت
دستی به روی مادرمان بی هوا رسید
گفت:زیر بغل مادرم و گرفتم گفتم:بیا بریم،گفت:حسن جان تو بگو از كجا بریم،رسید در ِ خونه،امیرالمومنین فرمود:فاطمه جان چی شده؟فرمود:هیچ چی. گفت:فاطمه جان هیچ چی؟ فاطمه جان:
اگر چه ضرب سیلی را ندیدم
ولیكن من صدایش را شنیدم
تو که در ارض و سما از همه کس خوبتری
چه کنم با غم تو با غم بی بال و پری
به شب تیره من ماه تمامی تو رضا
سیرتت شمس شموس است و به صورت قمری
ای که از زهر شرربار جگر پاره شدی
چه کنم با تو که سهم ات شده خونین جگری
دیده واکن پسری آمده از راه وفا
آمده سوی خراسان تو با چشم تری
آمده تا که بگیرد سر زانوش سرت
آمده تا غم غربت ز دل خود ببری
روضه برپاست در این حجره خدایا تو ببین
روضهء وصل بخواند پسری بر پدری
خاک حجره شده گودال تو پس نیست عجب
که بگوییم رضا جان تو حسین دگری
تو حسینی و جوادت علی اکبر ، اما
تو ندیدی بدن غرقه به خون پسری
وسط هلهله ها گفت پدر بر پسری
خیز تا پیش عدو آبرویم را نبری
کربلا بود که زینب وسط معرکه دید
تشنه ای روضه گرفته است به لب تشنه تری
شکر حق نیست کنار تن تو خواهر تو
بعد تو بر سر نیزه نرود هیچ سری
شکر بعد از تو نشد سهم حریم تو رضا
بزم نامحرم و سیلی و غم دربدری
تو غریب الغربایی و رئوفی چه کنم
ز شب غربت من گر تو نگیری خبری
میروم نعره زنان تا به جنان سوی حسین
از سر تربت من گر که نمایی گذری
#داریوش_جعفری
ابری بدون اذن تو باران نمیشود
شمعی بدون نور تو تابان نمیشود
ای مهر تو دلیل همه امتیازها
بی تو بشر که لایق غفران نمیشود
بی حب تو عصای نبی غیرِ چوب نیست
حتی که نار بی تو گلستان نمیشود
ای تربتت شفای همه دردهای خلق
دردی بدون مهر تو درمان نمیشود
چشمی که تر شود به عزایت ، به روز حشر
دارم یقین که ابری و گریان نمیشود
ما داغدار پیرهن پارهء توایم
داغت به هیچ پرده که پنهان نمیشود
ای ماتم عظیم جهان ، تا فدای جان
درد و غم محبِّ تو درمان نمیشود
برگ برات شاه خراسان تویی حسین
بی اذن تو زیارت جانان ، نمیشود
این آخرین شب است که مهمان جنتیم
امشب بدون ذکر رضا جان نمیشود
#داریوش_جعفری
✨شنیدم "سَجِیَّتُکُمُ الْکَرَم" امام حسن
✨شما رو رها کنم، کجا برم امام حسن؟
#شهادت_امام_حسن_مجتبی
#ماه_صفر
#نَشـــــــر=صَــــدَقِہ جاریِہ
┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄
اسم تو.mp3
1.67M
اسم تو برا من همیشه
مثل آب روی آتیشه
هر کسی جوونیشو داده
پای عشق تو پیر نمیشه
🎙#سیدمجید_بنی_فاطمه
#نَشـــــــر=صَــــدَقِہ
رضا رضا رضا جان
من اومدم به چشم گریان
به سوی تو شه خراسان ۲
رضا رضا رضا جان ۳
به دیده ام اشک روانم
به سینه ام درد نهانم۲
به حال من دمی نظر کن
شب سیاه من سحرکن
رضا رضا رضا جان ۳
من آمدم شه خراسان
دودست خالی وپریشان۲
سحاب رحمتی رضا جان
تو باب رحمتی رضا جان
رضا رضا رضا جان ۳
منم گدای بینوایت
که جان من بود فدایت۲
به بیقرار خود نظر کن
به جان مادرت کرم کن
رضا رضا رضا جان ۳
بیقرار اصفهانی
ای جان وجانانم۲
جانم رضا جانم ۲
روحی و ریحانم
ای ماه تابانم
شمس درخشانم
سلطان خوبانم۲
جانم رضا جانم۲
ای جان و جانانم ۲
مولای روضاتی
عموی ساداتی
قبله ی حاجاتی
روح مناجاتی۲
جانم رضا جانم۲
ای جان و جانانم ۲
مثل پدر باشی
از همه سر باشی
نور بصر باشی
شمس وقمرباشی۲
جانم رضا جانم۲
ای جان و جانانم ۲
امام امتی رضا
باب کرامتی رضا
خدای حکمتی رضا
بر همه نعمتی رضا۲
جانم رضا جانم۲
ای جان و جانانم ۲
مست ولای تو منم
اسیر کوی تو منم
مولا فدای تو منم
آقا گدای تو منم۲
جانم رضا خانم ۲
ای جان و جانانم ۲
نور دوچشم مرتضی
فاطمه مادرت رضا
ای تو غریب الغربا
معدن جودی و سخا
امام ما و مقتدا
صاحب خُلق مصطفی
اباالحسن نور خدا
ای حرمت مشکل گشا
تویی معین الضعفا
ترا به حق اولیا
به مادرت خیرالنسا
به مرتضی شیر خدا
جواد تو ابن ارضا
برس به داد فقرا
ما را ز غم نما رها
مریضا را بده شِفا
حاجت ما بِکن روا
صله بده به زائرا
بده جواز کربلا
زیارت نجف به ما
مدینه شهر مصطفی
خانه کعبه ی خدا
به (بیقرار) خود نگر
به شعر او نما نظر
که شعر او دهد اثر
رضا تو نام او ببر
بیقرار اصفهانی
رضا جان ۱
#######################
زائر شهر خراسانم نگاهم میکنی؟
خود طلب کردی و مهمانم نگاهم میکنی؟
دست خالی آمدم بادرد و غم درمانده ام
در پی دارو و درمانم نگاهم میکنی؟
ای امام مهربان شمس الشموس دستم بگیر
من گنه کارم پشیمانم نگاهم میکنی؟
آمدم از شهر دوری و غریبی بی پناه
خسته و سر در گریبانم نگاهم میکنی؟
آمدم تا که جوادت ضامن ام گردد رضا
مثل آهوی بیابانم نگاهم میکنی؟
جان زهرا مادرت لطفی کن و راهم بده
این من و این چشم گریانم نگاهم میکنی؟
(بیقرار) تو منم آقا پناهم میدهی
زائر شهر خراسانم نگاهم میکنی
بیقرار اصفهانی