eitaa logo
نوای دل🎵
298 دنبال‌کننده
633 عکس
183 ویدیو
60 فایل
جایــــۍ براے حرفــــ دل...❤️ جایــــۍ کہ بوے راحتے از سروصداے دنـــیــا مےآيد...☺️ پست های👈 #اعتقادی #معرفتی #مشاوره‌ای #شعر #انگیزشی ادمین: @Kharabeh_neshin
مشاهده در ایتا
دانلود
بابا کاش بودی...😔 ...😭 شادی روحشون صلوات https://eitaa.com/sofreyedeleseyed
رضا سگ باز!!! یه لات بود تو مشهد... هم سگ خرید و فروش می کرد، هم دعواهاش حسابی سگی بود!! یه روز داشت می رفت سمت کوهسنگی برای دعوا و غذا خوردن! که دید یه ماشین با آرم ”ستاد جنگهای نامنظم“ داره تعقیبش می‌کنه. شهید چمران از ماشین پیاده شد و دست اونو گرفت و گفت: ”فکر کردی خیلی مردی؟!“ - رضا گفت: بروبچه ها که اینجور میگن.....!!! - چمران بهش گفت: اگه مردی بیا بریم جبهه!! به غیرتش بر خورد، راضی شد و راه افتاد سمت جبهه......! مدتی بعد.... شهید چمران تو اتاق نشسته بود که یه دفعه دید داره صدای دعوا میاد....! چند لحظه بعد با دست بسته، رضا رو آوردن تو اتاق و انداختنش رو زمین و گفتن: ”این کیه آوردی جبهه؟!“ رضا شروع کرد به فحش دادن. (فحشای رکیک!) اما چمران مشغول نوشتن بود! وقتی دید چمران توجه نمی کنه، یه دفعه سرش داد زد: ”آهای کچل با تو ام.....! “ یکدفعه شهید چمران با مهربانی سرش رو بالا آورد و گفت: بله عزیزم! چی شده عزیزم؟ چیه آقا رضا؟ چه اتفاقی افتاده؟ - رضا گفت: داشتم می رفتم بیرون که سیگار بخرم ولی با دژبان دعوام شد!!!! چمران: ”آقا رضا چی میکشی؟!! برید براش بخرید و بیارید.....!“ چمران و آقا رضا تنها تو سنگر..... - رضا به چمران گفت: میشه یه دو تا فحش بهم بدی؟! كشيده‌ای، چیزی؟!! - شهید چمران: چرا؟! - رضا: من یه عمر به هرکی بدی کردم، بهم بدی کرده....! تا حالا نشده بود به کسی فحش بدم و اینطور برخورد کنه!! - شهید چمران: اشتباه فکر می کنی!!!! یکی اون بالاست که هر چی بهش بدی می کنم، نه تنها بدی نمی کنه، بلکه با خوبی بهم جواب میده! هِی آبرو بهم میده..... تو هم یکیو داشتی که هِی بهش بدی می‌کردی ولی اون بهت خوبی می‌کرده.....! منم با خودم گفتم بذار یه بار یکی بهم فحش بده و منم بهش بگم بله عزیزم.....! تا یکمی منم مثل اون (خدا) بشم …! رضا جا خورد!.... رفت و تو سنگر نشست. آدمی که مغرور بود و زیر بار کسی نمی‌رفت، زار زار گریه می‌کرد! تو گریه هاش می‌گفت: یعنی یکی بوده که هر چی بدی کردم بهم خوبی کرده؟ اذان شد. رضا اولین نماز عمرش بود. رفت وضو گرفت. سرِ نماز، موقع قنوت صدای گریش بلند شد!!!! وسط نماز، صدای سوت خمپاره اومد. پشت سر صدای خمپاره هم صدای زمین افتادن اومد..... رضا رو خدا واسه خودش جدا کرد......! (فقط چند لحظه بعد از توبه کردنش) ... (به نقل از کتاب خاطرات شهید مصطفی چمران) @navayedel
پسر فاطمه"س" آنکه از شرم گنه باید کند غیبت منم ، تو چرا جور گنه کاران عالم میکشی؟😔 @sofreyedeleseyed
خانوم جان میشه برا منم مادری کنین؟🥀🥀🥀 وقتی بشیر آمد تا مردم را از ماجرای کربلا با خبر کند، در راه حضرت ام البنین(سلام الله علیها) اورا ملاقات کردند و فرمودند: بشیر از امام حسین(علیه السلام) چه خبر؟ بشیر گفت: ای ام البنین خدا صبرت بده که پسرت جعفر شهید شد!😔 ام البنین فرمودند: مگه من از حال جعفر سوال کردم؟؟!😳 بشیر گفت: خدا صبرت بده که پسرت عبدالله هم شهید شد!😔 ام البنین فرمودند: به من بگو حسین(ع) چه شد؟؟؟ بشیر گفت: خدا صبرت بده که دو فرزند دیگرت عثمان و عباس هم شهید شدند!!😔 حضرت ام البنین فرمودند: بشیر بند دلمو پاره کردی! خودم و بچه هام فدای حسین! 👈به من بگو حسینم چه شد؟؟؟؟ 👌👈تا بشیر گفت امام حسین علیه السلام رو تو کربلا به شهادت رسوندند! ؛ دستای ام البنین سست شد و بچه از تو بغلش افتاد رو زمین و شروع کرد به ناله زدن و شیون کردن...😒😒😭 ❤️آره دیگه مادر معرفت و ادب بود...❤️ 🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀 خانوم جان میشه برا منم مادری کنین و همونطور که حضرت عباس و عون و عثمان و جعفر تربیت کردی که به درد حسین خوردند، منو هم تربیت کنی؛ به درد امام زمانم بخورم؟؟؟😭😒😒 ⚫️وفات حضرت ام البنین(سلام الله علیها)مادر معرفت و ادب تسلیت باد⚫️ @sofreyedeleseyed
راستی یادت باشه که؛ 👈در زندگی یه روزی به عقب نگاه میکنی و به آنچه که برات گریه دار بود میخندی... ☺️ @sofreyedeleseyed
❤️ " سی.پی.آر " یا "اتاق شوک" یا "اتاق احیاء" بیمارستان جای جالبیست، آدم هایی که بیرون از آن تُندتُند قدم میزنند، گریه میکنند، دعا میکنند، حالشان بهتر از بیماری که برای زنده ماندن با دستگاه شوک دست و پنجه نرم میکند نیست. آدم های بیرون از اتاق از یک چیز میترستند از "نبودن" ! از نزدن ضربان قلب عزیزترین شخص دنیایشان، از جای خالی یک آدم. اتاق شوک جای بد اما جالبیست، تمام قول های عالم پشت دَرش داده میشود، تمام خاطرات مرور میشود ! تمام بدی‌ها فراموش می‌شود! تمام خوبی هایش یادآوری میشود ! حالا چشمتان را ببندید! بدترین آدم زندگیتان را درون این اتاق تصور کنید. کسی که از او متنفرید! حال فرض کنید تنها کسی هستید که او دارد، به خوبی های کم رنگش فکر کنید، به جای خالیش ...به نبودنش! نبود آدم ها را هیچ کینه ای پر نمیکند ...! لطفاً در زندگیتان یک اتاق سی پی آر، یک اتاق شوک داشته باشید ! و خوبی های آدم های بدِ دنیایتان را احیا کنید ... بعضی روزها، بعضی وقت‌ها... امروزمان به فردا نمیرسد ... @sofreyedeleseyed
هر بار زلزله ... تلنگریست که هشدار میده ... كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ ... @sofreyedeleseyed
یَا مُسَبِّبُ ؛ ای سبب ساز... فکری به حالِ از بد ، بدترم کن... @sofreyedeleseyed
✅ تو تهران یکی می گفت : خوش به حال مسافرکشان میدان آزادی که آزادانه فریاد می زنند : 💢 آزادی 💢 آزادی 💢 آزادی 💠 و عابران خسته می پرسیدند : آزادی چند ؟؟ ✅ من عابری را دیدم که از راننده سوال کرد : آزادی کجاست ؟؟ و راننده با لحن معنی داری گفت : رد کردی ؛ آزادی قبل از انقلاب بود. و من به او گفتم : 💢 آری ⬅ از "غرب" که به میدان آزادی نگاه کنی ، آزادی قبل از انقلاب است؛ ولی ✅ از میدان " امام حسین (ع) " که به آزادی نگاه کنی، می بینی آزادی درست بعد از انقلاب قرار دارد. ⬅ پس بنگر در کدام سو ایستاده ای، 🌳طرف امام حسین (علیه السلام) 🌳یا طرف غرب؟ @sofreyedeleseyed
وعده ما فردا راهپیمایی ۲۲ بهمن @sofreyedeleseyed
مي آيم چون...! يكي ذبح شد "شهيدحججي"😔 يكي زنده به گور "شهداي غواص دست بسته"😔 يكي ارباً اربا "شهيدسليماني"😔 سهم من فقط چند قدم است و چند شعار! 👈مي آيم چون "مديونم! 👈مي آيم چون "موظفم! 👈مي آيم چون "مكلفم! "☺️ 👈می آیم چون خوشحالم از پیروزی انقلاب😍 @sofreyedeleseyed
پرهیز از خشم و غضب مردی خدمت پیامبر رسید و عرض کرد: یا رسول الله! مرا چیزی بیاموز که باعث سعادت و خوشبختی من باشد. حضرت فرمود: «برو و غضب نکن و عصبانی مباش!» مرد گفت: همین نصیحت برایم کافی است. سپس نزد خانواده و قبیله اش بازگشت. دید پس از او حادثه ناگواری رخ داده است؛ قبیله او با قبیله دیگر اختلاف پیدا کرده و مقدمه جنگ میان آن دو آماده است و کار به جایی رسیده که هر دو قبیله در برابر یکدیگر صف آرایی کرده، اسلحه به دست گرفته اند و آماده یک جنگ خونین هستند. در این حال، مرد برانگیخته شد و بی درنگ لباس جنگی پوشید و در صف بستگان خود قرار گرفت. ناگاه اندرز پیامبر اکرم(ص) که فرموده بود: غضب نکن، به خاطرش آمد. فوری سلاح جنگ را بر زمین گذاشت و به سوی قبیله ای که با خویشان او آماده به جنگ بودند، شتافت و به آنان گفت: مردم! هرگونه ضرر و زیان مثل زخم و قتل...که از جانب ما به شما وارد شده و علامت ندارد (ضارب و قاتلی معلوم نیست)، به عهده من است و من آن را به طور کامل از مال خود می پردازم و هرگونه زخم و قتل که ضارب و قاتلش معلوم است، از آنها بگیرید. بزرگان قبیله پیشنهاد عاقلانه او را شنیدند، دلشان نرم شد و شعله غضبشان فرو نشست و از او تشکر کردند و گفتند: ما هیچ گونه نیازی به این چیزها نداریم و خودمان به پرداخت جریمه و عفو و گذشت سزاوار هستیم. بدین گونه، با ترک غضب، هر دو قبیله با یکدیگر صلح و آشتی کردند و آتش کینه و عداوت در میانشان خاموش گردید. ۳ص۲۷۷ @sofreyedeleseyed