🖼 لذت مناجات با خالق را با هیچچیز عوض نمیکرد
🔹پاییز ۱۳۶۴ به منطقه اعزام شدیم. ما را در گردان محمد رسولالله(ص) به فرماندهی برادر مهدوینژاد سازماندهی کردند. بچههای گردان روز و شب آموزش میدیدند تا برای عملیات والفجر هشت آماده شوند. آموزشهای سخت و وقت و بیوقت آنقدر بچهها را خسته میکرد که شب همه مثل جنازه داخل چادرها میافتادند. من و محمد در یک چادر کنار هم میخوابیدیم. هر وقت نیمههای شب از خواب بیدار میشدم، میدیدم محمد جایش نیست؛ اما خستگی بیاندازه اجازه کنجکاوی نمیداد و خیلی زود دوباره بخواب میرفتم. یک شب در حال غلتزدن بودم که دیدم باز محمد سرِ جایش نیست. با خود گفتم: «آخر او با این همه خستگی هر شب کجا میره؟»
🔹این سؤال مرا واداشت تا با همه خستگی از چادر بیرون بروم و به دنبال محمد بگردم. بعد از مدتی گشتن او را گوشهای در حال خواندن نماز و انابه به درگاه پروردگار پیدا کردم. هاج و واج به چهره زیبایش که از اشک خیس شده بود، نگاه کردم. هر چند خواندن نماز شب چندان عجیب نبود، اما آن همه آموزش طاقتفرسا و خستگی مفرط دیگر حالی برای نماز نمیگذاشت؛ اما محمد آنقدر عاشق بود که لذت مناجات با خالق را با هیچچیز عوض نکرده بود. آهسته به چادر برگشتم. به حال خوش محمد غبطه خوردم. از خستگی دوباره خیلی زود به خواب رفتم و صبح دوباره آموزشهای سخت بود و آمادگی برای عملیات.
🎙به نقل از حاج محمد پریمی همرزم روحانی شهید محمد خراسانی
https://semnan.navideshahed.com/fa/news/562030
#امام_زمان
#شهید_محمد_خراسانی
#خاطرات_شهدا
#نویدشاهدسمنان
نوید شاهد سمنان 👈 عضو شوید
@navideshahed_semnan