eitaa logo
سید ناصر نعمتی
2.8هزار دنبال‌کننده
377 عکس
75 ویدیو
8 فایل
رییس مرکز مطالعات رسانه‌ای نما دکتری فرهنگ و ارتباطات مدرس و مشاور در زمینه #مخاطب_شناسی
مشاهده در ایتا
دانلود
یادداشتl وقتی «جنایت» را به نام «امنیت» تبلیغ می‌کنند ▪️سید ناصر نعمتی، کارشناس فرهنگ و ارتباطات رژیم صهیونیستی و آمریکا نه مدافع صلح‌اند و نه نگران امنیت، بلکه تنها چیزی که برایشان مهم است، حفظ انحصار قدرت با ابزار «تحریم» و «تهدید» است. اگر دروغ سلاح هسته‌ای فرو بریزد، دیگر افکار عمومی جهان دلیلی برای پذیرش «جنایت با نقاب امنیت» نخواهد داشت. متن کامل: https://tn.ai/3351337
7.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دوگانه کاذب! 🔹خانم سخنگو! این دوگانه کاذب است: امنیت یا آزادی انتشار اخبار. تجربه‌های متعدد، به‌ویژه در بحران‌ها نشان داده که محدود کردن انتشار اخبار به بهانه حفظ امنیت، خود به تهدیدی علیه امنیت روانی جامعه تبدیل می‌شود. 🔹اگر انتشار اخبارِ کذب دغدغه است، راه آن شفافیت، پاسخ‌گویی و اطلاع‌رسانی به‌موقع است. در فقدان خبرهای به‌موقع، شایعه میدان‌دار می‌شود و اعتماد عمومی فرو می‌ریزد. امنیت واقعی، روی پایه‌های اعتماد بنا می‌شود، نه بر دیوارهای بلند بی‌خبری. این نکته نافی آن نیست که انتشار اخبار کذب، اقدام علیه امنیت روانی جامعه است. 🔹در روزهای بحرانی، نه تهدید، بلکه سپر جامعه است. هیچ بهانه‌ای، حتی نام «امنیت»، نباید مجوزی برای بستن مسیر انتشار اخبار باشد. @nemati_com
هدف حمله تروریستی زاهدان این حمله بیش از آن‌که از نظر نظامی مهم باشد، در عرصه ‎ و ‎ طراحی شده است. @nemati_com
🔹مجلس جلوی تبدیل لایحه «مقابله با اخبار خلاف واقع» را به لایحه «مقابله با آنچه مردم دیده‌اند» بگیرد. ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌@nemati_com
34.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹انیمیشن استفاده کودکان از فضای مجازی
♦️ چرا استرالیا یوتیوب را برای زیر ۱۶ ساله‌ها ممنوع کرد؟ 🔹تصمیم اخیر دولت استرالیا برای ممنوعیت یوتیوب برای کودکان زیر ۱۶ سال، بر پایه نگرانی‌های جدی درباره سلامت روانی، امنیت داده‌ها و تربیت رسانه‌ای نسل جدید گرفته شده است. این اقدام، بخشی از طرح جامع‌تری برای حفاظت از کودکان در فضای دیجیتال است. 🔹 خطرات یوتیوب‌گردی برای کودکان: 1. دسترسی به محتوای نامناسب الگوریتم‌های یوتیوب گاهی محتواهای خشونت‌آمیز، جنسی یا مملو از کلیشه‌های سمی را به کودکان پیشنهاد می‌کنند، حتی اگر در ابتدا ویدیوهای کودکانه دیده باشند. 2. اعتیاد رسانه‌ای و افت تمرکز ویدیوهای کوتاه و پشت‌سر‌هم باعث تحریک بیش از حد مغز کودک و کاهش تمرکز، حافظه و خلاقیت می‌شود. 3. اثرگذاری مخرب الگوریتم‌ها یوتیوب به جای آموزش واقعی، الگوهای رفتاری مصرف‌گرایانه و گاهی ناهنجار را تقویت می‌کند، چون هدفش حفظ مخاطب است، نه تربیت او. 4. تبلیغات پنهان و تأثیرپذیری اقتصادی کودکان قدرت تشخیص تبلیغ از محتوا را ندارند و تحت تأثیر محصولات، برندها یا سبک زندگی غلط قرار می‌گیرند. 5. مقایسه و کاهش عزت‌نفس مواجهه با کودکانی که «بیش از حد موفق» یا «زندگی تجملی» دارند، باعث احساس کم‌ارزشی و اضطراب در مخاطبان خردسال می‌شود. 6. تهدیدهای امنیتی و حریم خصوصی برخی کانال‌ها اطلاعات کاربران را بدون اطلاع جمع‌آوری می‌کنند یا کودکان را هدف پیام‌های نامناسب قرار می‌دهند. 🔹یوتیوب پلتفرمی جهانی و مفید است، اما برای کودکان باید کنترل‌شده، محدودشده و گزینشی باشد. تصمیم استرالیا یک زنگ خطر است: اگر تربیت رسانه‌ای را جدی نگیریم، کودکان ما نه‌تنها از دانش جا می‌مانند، بلکه در معرض محتوای مخرب قرار می‌گیرند. @nemati_com
شکدم پروژه است؟ یا چگونه یک پروژه عملیات روانی را تشخیص دهیم؟ 🔹تشخیص یک پروژه عملیات روانی نیازمند تحلیل چندلایه‌ای از پیام، بستر، هدف و تکنیک‌های روایت‌سازی است. اگر بخواهیم این تشخیص براساس رویدادهای اتفاق افتاده صورت‌بندی کنیم، می‌توان ۵ معیار مهم را مطرح کرد که در کنار هم هشداردهنده‌اند: ۱. ورود با هویت مبهم اما جذاب در پروژه های عملیات روانی، ممکن است فردی با نام خارجی، سابقه ادعایی دانشگاهی، سابقه نوشتن برای رسانه‌های مختلف، و ظاهرِ تحلیلگر بی‌طرف، وارد فضای رسمی شود. هویت‌هایی که قابل راستی‌آزمایی نیستند یا با زرق و برق زیاد معرفی می‌شوند، یکی از نشانه‌های اولیه عملیات روانی‌اند. نکته: هرجا روایت از یک «شخصیت خاص با ارتباطات خارق‌العاده» بود، باید دقیق‌تر شد. ۲. تأیید تدریجی برای جلب اعتماد در این موارد پروژه ابتدا مطالب همسو با نگاه رسانه‌های داخلی می‌نویسد، حرف‌های موافق زده می‌شود و حامی گفتمان همسو رفتار می‌کند. این تکنیک "Gradual trust" یا «جلب اعتماد تدریجی» نام دارد. عملیات روانی موفق، از درِ دشمنی وارد نمی‌شود؛ از درِ همدلی می‌آید. ۳. بازی با کمبود رسانه‌های متخصص افراد در این پروژه‌ها خلأ در تحلیل بین‌الملل را پر می‌کنند؛ چون رسانه‌های داخلی به دنبال چهره خارجی هستند تا اصطلاحا محتوای معتبرتر منتشر کنند. در بسیاری از عملیات‌های روانی، عامل نفوذ از طریق نیاز رسانه‌ای یا روانی سیستم میزبان وارد می‌شود. گاهی پروژه، خود پاسخ به یک نیاز کاذب است؛ نه فقط نفوذ برنامه‌ریزی‌شده. @nemati_com
شکدم پروژه است؟ یا چگونه پروژه عملیات روانی را تشخیص دهیم؟ /بخش دوم بخش اول را اینجا بخوانید ۴. چرخش ناگهانی و افشای بعدی پس از مدتی، پروژه مسیر خود را تغییر می‌دهد، محتوای ضد؛ منتشر و ادعاهایی عجیب مطرح می کند. این چرخش ناگهانی اغلب برای ایجاد ضربه روانی، بی‌اعتبارسازی نهادها و بی‌اعتمادی عمومی انجام می‌شود. چرخش ناگهانیِ لحن یا محتوا، مخصوصاً اگر با پوشش رسانه‌ای وسیع همراه شود، نشانه یک فاز جدید است. ۵. بازسازی روایت در رسانه‌های مخالف پس از این چرخش، رسانه‌های حاضر در میدان عملیات روانی سعی می کنند پروژه را به‌عنوان عامل نفوذی معرفی کنند حتی اگر سند مشخصی ارائه ندهند. این حرکت، نوعی "ساخت روایت پساواقعی" است؛ یعنی مهم نیست چه کرده، مهم این است که بتوانیم با نامش ضربه بزنیم. هر وقت یک پرونده شخصی تبدیل به «نماد کلی برای بی‌اعتباری یک سیستم» شد، باید آن را عملیات روانی تلقی کرد. عملیات روانی موفق معمولاً از این پنج مرحله عبور می‌کند: ورود هوشمندانه، اعتمادسازی تدریجی، بهره‌گیری از خلأها، چرخش هدفمند، روایت‌سازی رسانه‌ای @nemati_com
▪️نبرد ویدیویی حماس ✍ سید ناصر نعمتی 🔹جنگ ویدیوها بین حماس و رژیم صهیونیستی در جریان درگیری‌های اخیر، به یک نبرد روانی تمام‌عیار تبدیل شده است که هر دو طرف تلاش می‌کنند با بهره‌گیری از تکنیک‌های تصویری و پیام‌رسانی، بر افکار عمومی داخلی و بین‌المللی تأثیر بگذارند. ♦️ویدیوهای حماس: نمایش اسارت و اقتدار 🔹ویدیوی اخیر حماس که در آن یک اسیر از رژیم صهیونیستی را نشان می دهد با هدف ضربه به روحیه ارتش این رژیم منتشر شده است. شاید پیش از این ویدیو، گرسنگی در غزه به این اندازه مورد توجه رسانه های رژیم صهیونیستی قرار نگرفته بود اما حماس با این ویدیو بحث درباره گرسنگی در غزه را به وسط میدان تیترهای این رسانه ها برد. 🔹از ویدیوی اخیر حماس که بگذریم در سایر ویدیوها اهداف اصلی حماس، ایجاد انگیزه، تهییج افکار عمومی جهان اسلام، ترساندن اسرائیل و نمایش شکست‌پذیری دشمن است. 🔹تصاویر نزدیک و هیجانی از درگیری‌های میدانی و فیلم‌برداری از نبردها از زاویه‌های نزدیک و با لرزش طبیعی، حضور واقعی و شجاعت در میدان را به نمایش گذاشته و مخاطب در آن‌ها بی باکی رزمندگان مقاومت را می بیند. 🔹حماس از زیرنویس‌های فارسی، انگلیسی، عبری و عربی برای تأثیر فراملی و ساختن روایت جهانی استفاده می کند. انتشار لحظه‌ای در شبکه‌های اجتماعی به‌عنوان ابزار توزیع فوری پیام یکی از نکات مورد توجه آنان است. برجسته‌سازی خسارات به مواضع اسرائیل حتی اگر کوچک باشد، با تاکید تصویری شدید و چندباره نیز یکی از تصاویر پرتکرار در ویدیوهای حماس است. ♦️ویدیوهای رژیم صهیونیستی: نمایش کنترل نظامی 🔹اهداف اصلی رژیم صهیونیستی در نبرد ویدیویی اش حفظ روحیه داخلی، مشروع‌سازی حملات، تهدید روانی حماس و حامیان آنان است. ویدیوهای پهپادی و تصویربرداری هوایی از بمباران برای نمایش قدرت ارتش و ترساندن طرف مقابل در نبرد این رژیم بسیار پرتکرار است. 🔹تکنیک برچسب زنی در این ویدیوها پراستفاده است و کلماتی مانند «اهداف تروریستی»، «ساختمان‌های فرماندهی» برای توجیه بمباران‌های گسترده بسیار به کار می رود تا بتوانند در افکار عمومی کشتار مردم را توجیه کنند. 🔹سانسور یا تحریف صحنه‌های مربوط به تلفات برای جلوگیری از برانگیخته شدن احساسات جهانی علیه رژیم صهیونیستی یکی دیگر از محورهای مورد توجه در ویدیوهای آنان است. 🔹جنگ ویدیوها بخشی از جنگ ادراکی (Perception War) است که در آن هدف فقط تسخیر خاک نیست، بلکه تسخیر ذهن‌هاست. هر فیلم و کلیپ می‌تواند یک گلوله‌ بی‌صدا اما پرنفوذ باشد که بر تصمیم‌سازی افکار عمومی اثرگذار است. تحلیل این جنگ رسانه‌ای، برای فعالان رسانه، سیاست‌گذاران و حتی مخاطبان عادی ضروری است تا اسیر جنگ روانی نشوند. @nemati_com
♦️اضافه‌بار ویدیویی چالش‌های نسلی که خوراکش ویدیو است ✍سید ناصر نعمتی 🔹در فضای چندلایه و گاه متناقض رسانه‌ای ایران، نسل موسوم به Z (متولدان دهه ۸۰ و ۹۰ شمسی) با دنیایی متفاوت از رسانه روبه‌روست. این نسل دیگر نه صرفا مخاطب منفعل صداوسیماست، نه دنبال‌کننده جدی روزنامه‌‌ها یا حتی سایت‌های خبری رسمی. زیست رسانه‌ای آن‌ها در «پلتفرم»‌ها جریان دارد: از یوتیوب و اینستاگرام گرفته تا آپارات و تیک‌تاک. و در قلب این اکوسیستم، چهره‌هایی به نام اینفلوئنسر ها، یوتیوبر ها و اینستاگرامر ها قرار گرفته‌اند؛ چهره‌هایی که حالا بخشی از افکار عمومی این نسل را نه فقط تحت تأثیر، بلکه تحت کنترل دارند. چرا نسلZ به این چهره‌ها اعتماد می‌کند؟ ۱. صمیمیت و هم‌نسلی این افراد برخلاف مجری‌ ها یا کارشناس‌های رسمی، بی‌واسطه، راحت، و اغلب از خود همین نسل هستند. همین احساس «با ما بودن» باعث می‌شود حرف‌شان بیشتر شنیده شود. ۲. روایت‌محوری و سبک شخصی نسل Z در فضای اشباع از محتوا، به دنبال روایت‌هایی انسانی، شخصی و متفاوت است. اینفلوئنسرها محتوایشان را «شخصی‌سازی» می‌کنند، و این یعنی مخاطب حس می‌کند بخشی از داستان است. ۳. بی‌اعتمادی به رسانه رسمی شکاف میان نسل جدید و رسانه‌های رسمی عمیق است. در این فضای بی‌اعتمادی، حتی اگر حرفی مشابه از یک اینفلوئنسر یا خبرنگار رسمی بیان شود، اولی شانس بیشتری برای تاثیرگذاری دارد. تأثیر بر افکار عمومی؛ از سبک‌زندگی تا سیاست سبک زندگی و مصرف 🔹از نوع پوشش و مدل آرایش تا رفتار تغذیه‌ای، و خرید کالا، اینفلوئنسرها سلیقه نسل Z را شکل می‌دهند. تبلیغ‌ها در قالب «ریویو» یا «ولاگ روزانه»، گوی سبقت را از بیلبوردها ربوده‌اند. جهت‌دهی سیاسی و اجتماعی 🔹حتی بدون موضع‌گیری مستقیم، آن‌ها با انتخاب موضوع، فریم‌بندی مسائل و تولید یا بازنشر محتوا درباره وقایع اجتماعی، فضای ذهنی مخاطبان خود را می‌سازند. نمونه روشن آن را می‌توان در اعتراضات، وقایع شهری، گرانی یا مهاجرت دید؛ جایی که یک استوری یا کلیپ وایرال می‌تواند به شکل‌گیری موجی رسانه‌ای کمک کند. راه عبور از چالش‌ها 🔹تولید سلبریتی‌‌هایی با محتوای سطحی و گمراه‌کننده، تجاری شدن افکار عمومی و کاهش حساسیت نسبت به مسائل جدی، تقویت مصرف‌گرایی، خودشیفتگی و نابرابری‌های نمایشی چالش‌هایی است که این نسل با آن روبروست و در آن رشد می کند. 🔹اما باید با استفاده از فرصت رسانه‌های اجتماعی برای آگاهی‌بخشی اجتماعی با زبان خود نسل Z، پویایی رسانه‌ای و گسترش سواد رسانه‌ای در صورت جهت‌دهی درست از این چالش ها عبور کرد. 🔹یوتیوبرها، اینستاگرامرها و حتی آپاراتی‌ها، تبدیل به یکی از مهم‌ترین منابع شکل‌دهنده افکار عمومی نسل Z شده‌اند. اگر نهادهای رسمی، نظام آموزشی، و حتی رسانه‌های جریان اصلی این واقعیت را نادیده بگیرند، میدان بازی را کاملاً از دست خواهند داد. امروز، جنگ روایت‌ها در میدان پلتفرم‌هاست؛ و پیروز آن کسی است که هم صادقانه‌تر حرف بزند، هم بی‌واسطه‌تر دیده شود، و هم زبان نسل جدید را بلد باشد. @nemati_com
خبرنگار جسور، رسانه اثرگذار ✍سید ناصر نعمتی 🔹در روزگار ما، بسیاری از خبرها دیگر حامل حقیقت نیستند، بلکه فقط حامل پیام‌های بی‌خطرند. خبرهایی که خنثی‌اند، چون پیش از آنکه نوشته شوند، بارها در ذهن خبرنگار پالایش شده‌اند تا مبادا خط قرمزی را رد کنند. اخباری که نه افشا می‌کنند، نه را به تأمل وادار می‌سازند؛ فقط آمده‌اند تا بگویند «اتفاقی افتاده»، نه اینکه چرا افتاده یا چه تبعاتی دارد. خنثی بودنِ خبر، نخستین گام در بی‌اثر کردن رسانه است. 🔹تیترهای محتاط، ادامه همین مسیرند؛ تیترهایی که به جای جلب توجه یا طرح مسئله، با ملاحظات سیاسی و امنیتی بسته‌بندی می‌شوند. رسانه‌ای که نتواند جسورانه تیتر بزند، نمی‌تواند افکار عمومی را رهبری کند. تیتر محتاط، در واقع نوعی عذرخواهی پنهان است؛ گویی خبرنگار دارد می‌گوید: «ما می‌دانیم چیزی هست، اما ترجیح می‌دهیم درباره‌اش زیاد حرف نزنیم.» در نتیجه، مخاطب به‌تدریج بی‌تفاوت می‌شود. 🔹گزارش‌های مصلحت‌اندیشانه و گفت‌وگوهای بی‌خطر نیز دیگر ستون‌های این سازه‌ی فرسوده‌اند؛ گزارشی که پیشاپیش به خطوط ممنوعه آگاه است و گفتگوهایی که بیش از آنکه پرسش‌گر باشند، هماهنگ و تسلیم‌اند. وقتی گفت‌وگو تبدیل به تعارف شود، وقتی گزارش واقعیت را فقط از زاویه‌ای خاص روایت کند، دیگر با مواجه نیستیم، بلکه با نوعی تبلیغات ملبس به ظاهر حرفه‌ای طرفیم. 🔹در این میان، ، به جای آنکه روز مطالبه‌گری باشد، گاهی تبدیل می‌شود به روز تشریفات. اما هنوز کسانی هستند که از خط قرمز نمی‌ترسند؛ خبرنگارانی که به‌جای ترس از خطوط ممنوعه، برای عبور از آن‌ها، هوشمندانه می‌نویسند. روز را باید به اینان تبریک گفت؛ به آنان که «دفن حقیقت» را نمی‌پذیرند و برای زنده نگه داشتن شعله آگاهی، حتی در محدودترین میدان‌ها، تلاش می‌کنند. @nemati_com
♦️روز خبرنگار مبارک @nemati_com