eitaa logo
نی‌جف ؛
189 دنبال‌کننده
363 عکس
155 ویدیو
5 فایل
جهان که لطف ندارد بگو نجف چه خبر؟ ‌ ` از چاکِران عَلی هستَم ..
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از سیاهِه های عزلَت
نقل است که در همسایگی امام رضا در مشهد مقدس فردی بود شارب الخمر، او کارش از شرب خمر گذشته بود، مانند کودکی که برای زنده ماندن، به شیر مادر محتاج است، او به خمر! روزگاری گذشت، فرد را فقری دست داده بود که دستش چنان بال پشه در بین مشت یک پهلوان بود، هیچ برایش نمانده بود، جز یک دست لباس بر تن! شخص خمارِ خمر شده بود و حاضر به گداییِ قطره‌ایی خمر بود که از این حالِ زار رهایی یابد. به هر دری که میزد، هر میخانه که می‌رفت، به هر ساقی که پناهنده می‌شد، دست رد بر سینهِ پر از خواهشِ او می‌زدند! از خیابان امام رضا علیه السلام مشغول گذر بود، در همان حال خراب، رو به ضریح خطاب کرد : مگه من همسایهِ شما نیستم؟ مگر شما باب الحوائج نیستید؟ حاجت من را برسانید، من نیاز به خمر دارم! با لهجه مشهدی گفت و عذاب وجدان یقه‌اش را گرفت و راهِ آب دهان را بر گلویش بست! که این چه کاریست که میکنی؟ از طاهر مطهر مطلق طلب شراب کرده‌ای؟ مرد دستی به دستش‌ انداخت و داد زد: اه، ول کن دیگر، نمیتوانم، چکار کنم خب، دارم می‌میرم! در خیال خودش با کسی درگیر بود و وسط خیابان داد و هوار میکرد! ضربِ دستِ کسی از پشت سر، اورا متوجه حضوری شخصِ ثالثی نزدِ خودش کرد، سر چرخاند؛ به یرِه سلام، چطوری، چرا اینجور میکنی! سرش را نزدیک گوش مرد کرد و گفت؛ هنوزُم اهلِش هستی؟ عرقِ مگُم! مرد مبهوت مانده بود، گویا کسی از برتگاهی مرتفع در خلاء رهایش کرده! اشک از چشمانَش جاری شد و لبانش از این رود تر شد و محاسنَش خیس! رو چرخاند سمتِ گنبدِ مطلّا؛ غلط کردم، بخدا غلط کردُم. آرام زیر لب گفت و با چشمی پر از اشک، لباس مندرس و چهارخانه، موهای آشفته و محاسن ژولیده همان راهی را که رو به حرم بود پیش گرفت! نه، دیگه اهلش نیستُم! فقط همین یک جمله را به شخص ثالث گفت. [ به نقلِ از مرحوم واعظِ طبسی، تولیتِ آستان قدسِ رضوی] - سیاههِ عزلَت @ozlat128
7.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دیدَم سرِ قلاده به دستانِ تو دادَند
آقایِ امیرعلی زرین.. تولدت مبارک رو مُخ
نی‌جف ؛
اسفندِ پر از غمُ‌غصه؛ 🖤🥀
فروَردینِ پُر روزي؛ 💛✨️
هیچوقت به حکمتِ اتفاقی که نیفتاده شک نکنین
تو قدرُ قیمتِ سگ را زِ من چه می‌پرسی؟ سگِ محلهِ ليلي حکایتی دارد سگی که معبرِ او پیچِ کوچهِ لیلیست، فقط بِخاطر لیلیست‌ ارزشی دارد من سگِ حسینَم، اربابَم حسینِ
انا‌ للحسین
یه نکته بگم یکم بی‌ادبی توشه از همین الان معذرت میخوام
هرکی رو مادر زاییده باشه، اینو ریدن* ینی تو این لحظه حماسی هم کاریزماتیک‌ نیست جان من فقط دماغو
این پست رو به یه آدم رندوم بفرست تا این کنسرو تن ماهی رو نشونش بدی.