حالا به این کاری ندارم که معلوم نیست تا یک ساعت دیگه زنده باشیم یا نه
ولی اگر جنگم تموم بشه ، اون تهران ، چجوری میشه تهران قبلی ؟
فکر کردن بهش هم سخته .
حس شیشمم همیشه انقدر قویه که بعضی وقتا دعا میکنم که روشن نشه
ادم همچیو انقدر دقیق حس کنه و نتونه کاری کنه خیلی سنگینه، ندونی بهتره.
همیشه اونایی که خودشونن باعث میشن یه لبخند عمیقی رو لبم بیاد ، کاش میشد بهشون بگم ایول که خودتی ، توی دنیایی پر از بازیگر