eitaa logo
نیَّت
1.7هزار دنبال‌کننده
5.1هزار عکس
3.6هزار ویدیو
63 فایل
﴾﷽﴿ توان انسان به عیار نیت، همت، توکل و اعتماد او به خداست. تمرین کنیم نیت های پاک را و تجربه کنیم بهترین لذت عالم را #دغدغه‌های‌پاک #نیتهای‌خالص #شنبه‌های_ام‌البنینی #تربیت_مربی تبلیغ و تبادل نداریم @jamondeh135 https://eitaa.com/niyat135
مشاهده در ایتا
دانلود
حتما صدقه بندازید و مقداری تربت بخورید و حتما فردا عزاداری کنید و زیارت عاشورا بخوانید و دعای شدید القوی بخوانید
ماه محرم تموم شد کسی نگه مزد مارو بده همه بگیم شرمنده ام که از غم زینب نمرده ایم 😔 و ممنونیم که منت گذاشتید سرمون پیرهن سیاه تن کنیم. مزد چیه آخه ؟ کجا لایق بودیم نوکر بشیم گرچه ارباب خودش حواسش به نوکرش هست...
نیَّت
و هذا یوم به فرحت به ال زیاد...
آنقدر شاد بودند شلوغ بود... کاروان شب رسید خرابه😭😭😭
راوی‌می‌گوید: هنگامی‌ که‌ اهل‌بیت (علیهم‌السلام) را وارد شهر شام‌ کردند، سیدنا و مولانا سیدالساجدین (علیه‌السلام) را از کوفه‌ تا به‌ آن‌ ساعت‌ به‌ این صورت‌ بیقرار ندیده‌ بودم‌ و مکرر میشنیدم که‌ به‌ صدای‌ حزین‌ می‌فرمود: کاش‌از مادر متولد نمی‌شدم... بحر‌المصائب،ج۸،ص۵۲ @niyat135
دعای ماه صفر روزانه ده مرتبه سفارش شده است... يا شَدِيدَ الْقُوىٰ وَ يَا شَدِيدَ الْمِحالِ، يَا عَزِيزُ يَا عَزِيزُ يَا عَزِيزُ، ذَلَّتْ بِعَظَمَتِكَ جَمِيعُ خَلْقِكَ فَاكْفِنِى شَرَّ خَلْقِكَ، يَا مُحْسِنُ يَا مُجْمِلُ يَا مُنْعِمُ يَا مُفْضِلُ، يَا لَاإِلٰهَ إِلّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّى كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَنَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَكَذٰلِكَ نُنْجِى الْمُؤْمِنِينَ، وَصَلَّى اللّٰهُ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ ای سخت نیرو و سخت کیفر، ای عزیز، ای عزیز، ای عزیز، همه آفریدگانت در برابر عظمتت خوارگشته، مرا از شر آفریدگانت کفایت کن، ای نیکوکار، ای زیبا کار، ای نعمت‌بخش، ای افزون کن، ای که معبودی جز تو نیست، منزّهی تو، من از ستمکارانم، پس دعایش را مستجاب کردیم و او را اشاره به رهایی حضرت یونس از دل ماهی از اندوه نجات دادیم و این‌چنین مؤمنان را نجات می‌دهیم، درود خدا بر محمّد و خاندان پاک و پاکیزه‌اش مفاتیح الجنان
نیَّت
#الشام راوی‌می‌گوید: هنگامی‌ که‌ اهل‌بیت (علیهم‌السلام) را وارد شهر شام‌ کردند، سیدنا و مولانا سیدال
زمانیکه در شام سر مقدس امام حسین علیه السلام را در محلی از بازار که ازدحام مردم بود قرار دادند امام علیه السلام برای اینکه مردم را به خود جلب کند با صدای بلند سرفه کردند مردم متوجه سر بریده شدند و با هراس نگاه کردند در این هنگام امام علیه السلام آیه ای از سوره کهف را خواندند. (اِنـهم فَـتیه امنوا و زدناهُـم هدی و لا نزد الظالمین اِلا ضَلالاً) (اینان جوانمردانی بودند که به پروردگار خود ایمان آوردند و ما بر هدایت آنها افزودیم و نمی افزائیم بر ستمکاران مگر گمراهی) سر امام علیه السلام را بر درخت آویختند. مردم اجتماع کرده و به نور آن سر هم چنان نگاه میکردند ناگاه امام علیه السلام این آیه را قرائت کردند:(و سَیَعلم الذینَ ظَلموا ایَ مُنقلب یَـنقلبون) ( زود است که ستمکاران بدانند به چه جایگاهی باز میگردند) منـابع؛ سوره کهف،آیه۱۳ سوره الشعرا،آیه۲۲۷ ابن شهر آشوب،جلد۲،ص۱۸۸ مقتل مقرم،ص۳۱۰و۳۱۱
نیَّت
زمانیکه در شام سر مقدس امام حسین علیه السلام را در محلی از بازار که ازدحام مردم بود قرار دادند امام
بیچاره گی در این حسینیه می ارزد هر کی بیچاره ی تو‌ بشه خوشبخته هر کی دیوونه تو نشه بدبخته عاقل اونی که عقلش بده به تو آخه دستم نداری بدم به دستهای رقیه ات اونم که جون نداره دستاش، موندم چطور سر شمارو بغل گرفت؟ بدم عباست؟ اونم که دستهاش بریدند... بدم خواهرت اونم که دستهاشو بستند... حسین جااااان بدم به مادرت اونم که دستهاشون شکستند حسین جان گردن بگیر مارو قربون گردنت برم😭
نیَّت
در گرمای آفتاب آهن داغ میشود😭
این حرف میدونید یعنی چی... اصلا همین برای سوختن بسه، دیگه نیازی به آتیش از روی بام نیست بدون دمپایی روی زمین آفتاب خرده مردها نمیتونند زیاد برند خانم ها بماند حالا آهن که دیگه بماند ... بابا سوختم...
قال الراوی وسار القوم براس الحسین ونسائه والاسری من رجاله فلما قربوا من دمشق دنت‌ام کلثوم من الشمر وکان من جملتهم فقالت: لی الیک حاجة فقال: وما حاجتک؟ قالت اذا دخلت بنا البلد فاحملنا فی درب قلیل الناظرة، وتقدم الیهم ان یخرجوا هذه الرؤوس من بین المحامل وینحونا عنا، فقد خزینا من کثرة النظر الینا ونحن فی هذه الحال فامر فی جواب سؤالها: ان تجعل الرؤوس علی الرماح فی اوساط المحامل بغیاً منه وکفراً وسلک بهم بین النظارة علی تلک الصفةحتی اتی بهم الی باب دمشق، فوقفوا علی درج باب المسجد الجامع حیث یقام السبی... سر مطهر امام حسین را همراه زنان و اسیران حرکت دادند. نزدیک دمشق که رسیدند، ‌ام کلثوم که جزو اسیران بود، نزد شمر رفت و گفت: خواسته‌ای دارم. گفت: چیست؟ گفت: وقتی ما را وارد شهر می‌کنی، از دروازه‌ای وارد کن که تماشاگران کمتری باشند و بگو این سرها را هم، از بین محمل‌ها کنار برند. بس که ما را در این حال تماشا کردند، شرمنده شدیم. شمر در پاسخ خواسته‌اش، از روی دشمنی و سرکشی، دستور داد سرها را بر نیزه‌ها وسط کجاوه‌ها قرار دهند و آنان را همان‌طور از میان تماشاچیان ببرند تا به دروازه دمشق رسیدند و آنان را در آستانه در مسجد جامع نگه داشتند؛ جایی که اسیران را نگه می‌داشتند. 
نیَّت
قال الراوی وسار القوم براس الحسین ونسائه والاسری من رجاله فلما قربوا من دمشق دنت‌ام کلثوم من الشمر
کار به کجا رسید قبل از ورود به شام خانم ام کلثوم رفت به شمر رو زد...‌😭😭