eitaa logo
نیَّت
1.7هزار دنبال‌کننده
5.1هزار عکس
3.6هزار ویدیو
63 فایل
﴾﷽﴿ توان انسان به عیار نیت، همت، توکل و اعتماد او به خداست. تمرین کنیم نیت های پاک را و تجربه کنیم بهترین لذت عالم را #دغدغه‌های‌پاک #نیتهای‌خالص #شنبه‌های_ام‌البنینی #تربیت_مربی تبلیغ و تبادل نداریم @jamondeh135 https://eitaa.com/niyat135
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
نیَّت
📚 مجموعه ادب حضور 📖اسرار و مراقبات ماه رجب 🎙بخش یکم #نیت_ادب_حضور #رَجَب_المُرَجَّب @niyat135
📍در آستانه حلول ماه عزیز رجب، توصیه می‌شود دفتر اول از مجموعه ادب حضور (مخصوص اسرار و اعمال ماه رجب) اثر استاد فیاض بخش را مطالعه یا فایل صوتی آنرا گوش بفرمایید. @niyat135
  📚خاک‌های نرم کوشک ✍نویسنده: سعید عاکف 💚داستان نود : یک مسئولیت کوچک 🌹راوی : سرکار خانم سبک خیز ساعت حول و حوش ۹ شب بود. صدای زنگ خانه از جا پراندم . نمی‌دانم چرا بی اختیار ترسیدم . چادرم را سرم کشیدم و زود رفتم دم در . یک موتور تریل جلوی در بود . دو تا مرد هم رویش نشسته بودند که صورت‌شان را با چفیه پوشانده بودند فقط چشم‌هاشان پیدا بود . یکی شان خیلی مودب سلام کرد و پرسید : آقای برونسی تشریف دارند ؟ گفتم : نه گفت : کجا رفتن ؟ پیش خودم فکر کردم شاید از همرزم‌هاش هستن گفتم : رفتن جایی . پرسید : کی میان ؟گفتم : نمی‌دونم . رفتن سخنرانی ، و معلوم هم نیست کی بیان . گفت : ببخشید حاج خانم ما از رفقای جبهه‌شون هستیم ، اگه بخوایم ایشون رو حتماً ببینیم ،چه وقتی باید بیایم ؟ گفتم : نمیدونم سوالاتشون انگار تمامی نداشت .خواستم بیام تو ، باز به حرف اومد و پرسید : ببخشید حاج خانم اسم کوچیک شوهرتون چیه ؟ به پرخاش گفتم : شما اگر از رفقاش هستین، باید اسمشو بدونید که . تا این رو گفتم ،سریع موتور رو روشن کرد وگاز داد و بدون خداحافظی رفتند . نزدیک ساعت ۱۰ عبدالحسین آمد، یکی دیگر هم همراهشان بود . سریع گفتم : دو نفر اومدن با شما کار داشتن. پرسید : کی ؟ گفتم : سر صورتشون رو بسته بودن ،خودشونم نگفتن کی هستند . سیر تا پیاز حرف آنها و حرف‌های خودم را تعریف کردم . فردا صبح زود ، رفتم مغازه همسایه . سلام کرده نکرده گفت : دیدی دیشب اومده بودن شوهرت رو ترور کنن ؟! رنگ از روم پرید .گفتم : ت ..ترور ؟ چرا ؟ مگه چی ؟ ... بی‌اختیار نشستم .چند لحظه گذشته حالم کمی جا آمد . گفت : همون موتوری ها که اومدن از شما سوال کردن ، اول اومدن اینجا . زود گفتم : به چه کار ؟ گفت : آدرس خونه شما رو می‌خواستن گفتم : تو هم آدرس دادی ؟ قیافه حق به جانبی گرفت و گفت : من از کجا بدونم اون بی‌دینا برای چی اومدن . یدالله پسرش بود. گفت : یدالله خیلی منو دعوا کرد. می‌گفت : دیشب پسرم یدالله رفت بسیجِ محل و خبر کرد تا صبح دور خونه ی شما نگهبانی می‌دادند . منتظر حرف دیگری نماندم . شیر را گرفتم و سریع آمدم خانه . یک راست رفتم سراغ عبدالحسین گفتم : من از دست شما خیلی ناراحتم . گفت : چرا ؟ گفتم : شما خبر داشتی که اونا اومدن ترورت کنن ؟ ولی به من هیچی نگفتی ؟ به روی خودشم نیاورد خندید و خونسرد و خیلی طبیعی گفت : مگه من کی هستم که بخوان ترورم کنن؟ بعد قیافه اش جدی شدوپرسید : اصلاً کی این حرفا رو به شما گفته ؟ گفتم : همین مادر یدالله. سرش را تکان داد . چند دقیقه بعد با خنده گفت : نه بابا اونا به من کار نداشتن ، یک برونسی دیگرو می‌خواستن ترور کنن منو اشتباهی گرفتن . همان جا هم نگفت که مثلا یک مسئولیت کوچکی توی سپاه دارم . بعد از شهادتش فهمیدم آن روز صبح رفته سراغ یدالله . خود یدالله می‌گفت : آقای برونسی حسابی از دست من ناراحت شده بود ‌. حتی بهم تشر زد که : چرا به زنها چیزایی رو میگی که توی محل فکر کنن من چه کاره هستم . ادامه دارد ... @niyat135 | نـِــــیَّــــ۱۳۵ــــت
لیلة الرغائب مراسم مناجات ساعت ۲۳ و
در اولین روز از ماه پر فیض رجب لبخند را بر گونه های فرزندان این مرز و بوم به یادگار خواهیم گذاشت بسم ا... حساب ویژه مسکن ایتام شماره حساب 👇👇👇👇 5892-1070-4624-6560 شماره شباء
ir70015/00/00/00/3120065199022
بنام👇
روزه ماه رجب رو قدر بدونیم✅
عاشق‌ ، غم‌ِ اسباب‌ چرا داشته‌ باشد؟ دارد همه‌ چیز ، آنکه‌ تــو را داشته‌ باشد اَللهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج @niyat135 | نـِــــیَّــــ۱۳۵ــــت
15.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
: والله والله والله از مهمترین شئون عاقبت بخیری رابطه ی قلبی و دلی و حقیقی ما با این حکیمی (رهبر معظم انقلاب) است که امروز سکان انقلاب را به دست دارد. اللهم احفظ قائدنا الامام الخامنه ای🤲 @niyat135
6.13M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌿 باید ورود به شهر را تبریک عرض کنیم به همدیگر! @niyat135
مداحی_آنلاین_هم‌رازم،_به‌تو_می‌نازم_نریمانی.mp3
8.45M
🌺 (علیه السلام) 💐هم‌رازم، به‌تو می‌نازم 💐غزل می‌سازم، به‌عشق تو 🎙