eitaa logo
ناشناس‌مشکالیس
151 دنبال‌کننده
691 عکس
8 ویدیو
5 فایل
محل نگهداری از یادگاری های مشکآلیس و جواب شما. برای ارتباط با پست: https://abzarek.ir/service-p/msg/3631137 • • https://eitaa.com/meshcalis
مشاهده در ایتا
دانلود
https://eitaa.com/nmeshcalis/17276 منظورت از چرا با مالیس دوستی چیه؟ ... 🥲
بازم خیلی ممنون بابت راهنمایی مسیییییییی ... خواهشششش❤️
ررود ببخشید عزیزم نمایشگاه کتاب تا کیه ؟ و کجاست ؟ با توجه به عکس های نمایشگاه کتاب حضوری پرتقال میگم . و میشه واسه دورهمی های کاب زود تر اعلام کنید که بریم؟🥺 ... سلاممم❤️ دیگه کم کم داره جمع میشه🥲 منم حس می کنم حضوری هم بوده ولی هر جا نگا می کنم میگن فقط مجازی بوده🤦‍♀ حتما🦋
فصل سوم: در راه وقتی به زغال آسمان و آن شمع های کوچک مرده اش نگاه می کنم یادم می آید که من هم شمعی داشتم که اکنون زیر خاک است.شمع کوچولویی که زیبا بود و به طرز عجیبی دوست داشتنی.عروسک نبود ولی چشمانی به درشتی و زیبایی آهو داشت.موهایش طلایی نبود ولی مشکی ترین پر کلاغی های دنیا را داشت.او وجود داشت!هنوز یادم می‌آید که پاهای کوچک دخترانه‌اش زیر پیراهن طرح پروانه‌اش می دوید و لب های صورتی‌اش می خندید. خاطره‌ی درخشانی بود،آفتاب می تابید و بوی چمن خیس می‌آمد، ابر های بازیگوش مدام دنبال هم می‌دویدند و خرگوش‌های پشمکی می‌ساختند. دخترم دور و برم می پلکید و من خوشبخت ترین مرد دنیا بودم.یادم هست که بعد از پیدا کردنش در بازی قایم باشک اخم هایش را توی هم کرده بود و به من بیست و نه ساله خیره شده بود. انگشت های تپل الک زده اش را روی صورتم می‌کشید و زبری ته ریش‌هایم با نرمی سر انگشتانش تضاد داشت. گفت:«من که جای خوبی قایم شدم چرا پیدام کردی؟» گفتم :« چون تو درخشان ترین ستاره‌ی زمینی،هر جا باشی نورت رو دنبال میکنم و بهت می‌رسم.» لبخند شیرین بعدش را دوست داشتم،پیشانیش را بوسیدم و قد و بالای کوچکش را روی زمین گذاشتم. دوباره دوید و رفت تا چشم بگذارد و من پشت در شیشه‌ای خانه ویلاییمان قایم شدم تا تلاشش برای یافتنم را ببینم. او همیشه پیدایم می‌کرد و من دختری را می‌دیدم که به ساق پایم چسبیده است.از بچگی بغلی شده بود و کاریش هم نمی شد کرد. حالا چهار ماه است که من در تاریک ترین گوشه دنیا قایم شده ام ولی شادی،دختر من،هیچ وقت قرار نیست پیدایم کند...