🌷👩🏻🌷👩🏻🌷👩🏻🌷
#داستان_واقعی
#دختر_شینا
#قسمت_۲۷
*═✧❁﷽❁✧═*
می خواستم گریه 😭کنم. گفت: «مگر چه کار کرده ایم که آبرویمان برود. من که سرِ خود نیامدم. زن برادرهایت می دانند. خدیجه خانم دعوتم کرده. آمده ام🚶♂ با هم حرف بزنیم. ناسلامتی قرار است ماه بعد عروسی کنیم. اما تا الان یک کلمه هم حرف نزده ایم🤐 من شده ام جن و تو بسم الله😏
اما محال است قبل از این که حرف هایم را بزنم و حرف دل❤️ تو را بشنوم، پای عقد بیایم.»👌
خیلی ترسیده 😰بودم. گفتم: «الان برادرهایم می آیند.»
خیلی محکم جواب داد: «اگر برادرهایت آمدند، من خودم جوابشان را می دهم. فعلاً تو بنشین و بگو من را دوست داری💞 یا نه؟!»
از خجالت داشتم می مردم😥 آخر این چه سؤالی بود. توی دلم خدا را شکر می کردم🙏 توی آن تاریکی درست و حسابی نمی دیدمش. جواب ندادم❌
دوباره پرسید: «قدم! گفتم مرا دوست داری یا نه⁉️اینکه نشد.
هر وقت مرا می بینی👀 فرار کنی. بگو ببینم کس دیگری را دوست داری⁉️»
ـ وای... نه... نه به خدا. این چه حرفیه. من کسی را دوست ندارم❌
خنده اش گرفت☺️
گفت: «ببین قدم جان! من تو را خیلی دوست💞 دارم. اما تو هم باید من را دوست داشته باشی. عشق و علاقه باید دوطرفه باشد💯
من نمی خواهم از روی اجبار زن من بشوی☹️
اگر دوستم نداری، بگو. باور کن بدون اینکه مشکلی پیش بیاید، همه چیز را تمام می کنم👌
همان طور سر پا ایستاده و تکیه ام را به رختخواب ها داده بودم. صمد روبه رویم بود. توی تاریکی محو می دیدمش👀 آهسته گفتم:
«من هیچ کسی را دوست ندارم❌ فقطِ فقط از شما خجالت می کشم.»🙊
نفسی کشید 😤و گفت: «دوستم داری یا نه⁉️»
══ ೋ💠🌀💠ೋ══
👈 ادامه دارد... 🔜👉
🌷👩🏻🌷👩🏻🌷👩🏻🌷
📌 "با آه و ناله باید گفت او..."
📖 «أمَّنْ یُجیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یَکْشِفُ السُّوءَ وَ یَجْعَلُکُمْ خُلَفاءَ الْأَرْضِ أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ قَلیلًا ما تَذَکَّرُونَ»*۱
🌸 امام باقر فرمود: «و او (مهدی) همان مضطری است که خداوند میفرماید: "امن یجیب المضطر..." (این آیه) درباره او و برای او نازل شده است.*۲
🔹 گفتنش هم برای یک عاشق سخت است، اما حقیقت این است که محبوبمان در اضطرار است.
اضطرار از ظلم هایی که گرسنگی و مرگ تدریجی کودکان یمن و بی خانمانی مسلمانان میانمار و جنایت های داعش ... قسمت آشکار آن است.
ما ناراحت میشویم چون معتقدیم «بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند...»
اما جنسِ غم او فرق دارد؛ چون رابطه اش با ما پدر و فرزندی است. درد آنجاست که او میتواند همه این ظلم ها را ریشه کن کند، اگر...
🔸 میگویند وقتی اضطرار حضرت به اوج میرسد، در کنار کعبه سر به سجده میگذارد و مدام آیه «امن یجیب» را تا اذان صبح میخواند. این حال ادامه مییابد تا جبرئیل امین به خدمت حضرت میرسد و میگوید: «ای حجت خدا، از این حالت ملائکهی الهی به گریه افتادند. برخیز که خداوند دعایت را مستجاب و فرج را امضاء نمود.»*۳
۱. سوره نمل، آیه ۶۲
۲. الغیبه، ص۱۸۲ ،باب ۱۰، ح ۳۰
۳.به نقل از کتاب شریف نوائب الدهور،علامه میر جهانی و بحار الانوار،ج۵۱،ص۴۸
#مهدویت_در_قرآن (جزء بیستم)
☑️
❣ #سلام_امام_زمانم ❣
أنْتَ مَوْضِعُ أمَلی
که تو اوج آرزوی منی
اینجای دعا را بارها تکرار می کنم!
بارها، بارها
که تو اوج آرزوی منی
که تو اوج آرزوی منی
که تو اوج آرزوی منی
#بیا
اللهم عجل لولیک الفرج
──┅═ঊঈ🌹ঊঈ═┅──
📌 #توییت واحد مهدویت مصاف :
🔹 بگذار صهیونیستها، این سربازان شیطان، برای عقب انداختن ظهور و نجات خود، دست و پا بزنند.
اما تقدیر بیتالمقدس اسارت نیست؛ بیتالمقدس بخش مهمی از پازلِ ظهور است. به زودی ظهور محقق و #روز_نکبت برای همیشه از تقویم فلسطین پاک میشود.
#Palestine
#covid1948
📌 #طرح_مهدوی
📝 "شناخت علائم ظهور"
🔹 شناختن علائم ظهور حضرت مهدی، به ویژه علائم حتمی که امامان خبر داده اند، از وظایف مهم منتظران در زمان غیبت است.*۱
🔸 بر همه لازم است که بعد از ظهور حضرت با ایشان بیعت نمایند و این اتفاق بدون علم به ظهور، امکان پذیر نیست
❤️ امام صادق فرمودند: «پیش از قیام قائم پنج نشانه حتمی است که عبارتند از یَمانی، سُفیانی، صدای آسمانی، کشته شدن نفس زکیه، فرو رفتن زمین در منطقه بیداء»*۲
۱. کتاب مکیال المکارم
۲. کمال الدین و تمام النعمه، باب ۵۷
💢 آیت الله صافی گلپایگانی فرمودند :
«شناخت علائم ظهور واجب است»
#وظایف_منتظران ۲۸
📌 #طرح_مهدوی
📝 #دعای_افتتاح
🔹 وَاجْبُرْ بِهِ فَقْرَنا
🔆 خدایا با ظهور امام زمان فقر ما را برطرف کن
🌙 ویژه ماه مبارک #رمضان
📌 شعری زیبا 👌
▪️روضه خوان کرد سکوت و بغضش از راه رسید / سِرّ این سوزِ دل و یاد سحرگاه رسید
▫️باز شد قصهی پُر دردِ ولی / قصه اینجا نکند باز به محراب رسید؟!
▪️نه نه، زهر هم شهدِ شکر بار شده / تیغ اما به سرِ سجدهی این ماه رسید
▫️این بُوَدّ رسم جنون، در پی عشق / فُزتُ یعنی که سراسیمه به دلدار رسید
▪️نشد این تیغ نَفَسگیرِ علی، اما خب / من گمانم قصه از میخ در و آتش تبدار رسید
▫️تیغ کُند است، مگر جان علی میگیرد؟! / باز نوبت به بازوی گل یاس رسید
▪️شاید اما روضه از قبلتَرَش میجوشد / قصهی رحلت جان عالِمِ راه رسید
▫️حُرمت حرف رسول، غفلت و سرگردانی / وای از رخنهی ظلمت، که شب تار رسید
▪️نشد آخِر، سرشان به سنگی بخورد / گم شدند و از پَسش فتنهای از راه رسید
▫️مالک آمد بزند، اما حیف / زمزمه بر سر صلح و تیغ این خار رسید
▪️عاقبت جان علی میگیرد / که تَهِ قصه به گودال و سر شاه رسید
▫️خواند در جامِ زهرِ این صلح / مشک بی آب و دلهرهی دُختِ علمدار رسید؟!
▪️باز مانَد غم خواهر، اسارت، زنجیر / اشک آمد که ره بغض به گلوگاه رسید
▫️از ظلم ببین کار جهان میپیچد / دست از دامن اهلش گر کوتاه رسید
▪️روضه خوان کرد سکوت، کاش به پایان برسد / بنویسند به تاریخ، یوسف از راه رسید
👤 شاعر: زهرا #اسماعیل_پور
📜 #اشعار_مهدوی ؛ ویژه #شب_قدر
🔘 ایام شهادت #امام_علی علیه السلام تسلیت باد.
20.mp3
3.99M
❤شرح #دعای_روز_بیست_ویکم ماه مبارک
و احکام..
ویک نکته اخلاقی شیرین از استاد اخلاق ،آیت الله #مجتهدی
#ماه_رمضان
اللهم عجل لولیک الفرج
──┅═ঊঈ🌹ঊঈ═┅──