هدایت شده از [][]🇮🇷 جبهه سازندگی 🇮🇷[][]
🔺 تصویری از ژنرال قاآنی فرمانده ی سپاه قدس ایران در سوریه در رسانه ها منتشر شده است
او آنگونه که از تصاویر مشخص است با یگان های زرهی و توپخانه ای ارتش کشور سوریه دیدار داشته است.
پرچم ایران در کنار پرچم سوریه در این تصاویر دیده میشود.
گروه اندیشکده سایبری جنگ نرم
هدایت شده از 🔹️🔷️💠 قرارگاه سایبری منهاج 💠🔷️🔹️
میگن باکو در 24 ساعت 80 کشته داده ، اما علیف تا الان فقط 32 تا رو بر عهده گرفته
این بزرگوار هم به غینمت نیروهای بی سلاحِ ارمنی در اومده...
غرور ارمنی ها لگد مال شده و اگر کسی دیگر جای پاشینیان در قدرت بود تا خود باکو پیش مرفتن...
از طرفی "علیف پلشت" با بهترین تسلیحات در 24 ساعت 80 کشته و این شاهکارِ ساختارِ رافائلِ رژیم صهیونیستی را دو دستی تقدیم ارامنه کرده اند.
علیف تاکنون جنگ به خود ندیده ، عادت داشته پیشروی کند و همزمان در زمین هموار و بی حریف 80 تا 80 تا کشته دهد.
پایان قفقاز جوری دیگری نوشته خواهد شد...
گروه اندیشکده سایبری جنگ نرم
هدایت شده از 🔹️🔷️💠 قرارگاه سایبری منهاج 💠🔷️🔹️
🔺 این تصویر در کانال های مختلف در حال دست به دست شدن است
سخنرانی دکتر رئیسی رئیس جمهور ایران تا این لحظه در کانال رسمی سازمان ملل از یوتیوب از سخنرانی بایدن از آمریکا و زلنسکی از اوکراین بیشتر بازدید داشته است.....✌️🇮🇷
گروه اندیشکده سایبری جنگ نرم
هدایت شده از 🔹️🔷️💠 قرارگاه سایبری منهاج 💠🔷️🔹️
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 از سری ویدئوهایِ "تا آخر ببینید"
دم طراحش گرم 😎✌️
گروه اندیشکده سایبری جنگ نرم
5.68M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قهرمان سنگین وزن ایران با شکست یکی از بهترین های دنیا کولاک کرد
ببینید گریه های حسن رنگرز را
چه حس خوبی دارد
چه حال خوبی دارد
هرکسی که ایران را عاشق است با این گریه ها اشک میریزد...
دمتان گرم
دمتان گرم که پرچم مقدس سه رنگ را بالا بردید ...🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷✌️
گروه اندیشکده سایبری جنگ نرم
هدایت شده از 🍃🇵🇸📗 آزمون زندگی 📗🇵🇸🍃
💠 قضیه چیه مریم معمار صادقی ری اکشن های کانال دومش رو هم بسته
کسی خبری نداره؟
مریم جان نمی خوای صدای مردم کشورت رو بشنوی؟
ما صدای تو رو که گفتی "روی سر مردم کوزوو بمب میریختن و اونها خوشحال بودن و اگر روی سر ایرانی ها بمب بریزید هورا میکشن ، پس به کشورم حمله کنید" رو شنیدیم
تو دردت میاد ری اکشن های مردم کشورت رو ببینی؟
آها شایدم میترسی صاحبینت کانالت رو ببینن و بفهمن چقدر منفوری و دیگه بهت بودجه ندن
ما که نمیدونیم داستان چیه
ولی لعنت بر هر کسی که صریح میگه روی سر مردم ایران بمب بریزید، دنیای شما جهنمی هست. آخرت شما هم چنین خواهد بود....
گروه اندیشکده سایبری جنگ نرم
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
هدایت شده از ❚❚❚🟥 آرشیو مدیران 🟥❚❚❚
ماجرای ترور دختر ۱۴ ساله توسط منافقین
شهیده زینب کمایی
به روایت مادر زینب/ فروردین ۱۳۶۱
زینب دختر بی تفاوتی نبود
زینب دختر بی تفاوتی نبود با اینکه از همه دخترها کوچک تر بود. در همه کارهای مرتبط با انقلاب کمک میکرد. ما در همه راهپیمایی های زمان شاه شرکت میکردیم. زندگی ما شکل دیگری شده بود. زینب فعالیتهای انقلابی اش را از مدرسه راهنمایی شهرزاد آبادان شروع کرد. روزنامه دیواری مینوشت. سر صف قرآن میخواند. با کمونیست ها و مجاهدین خلق جر و بحث میکرد. سر صف شعر های انقلابی و دکلمه میخواند. چند بار با دخترهای گروهکی مدرسه درگیر شده بود و حتی یکی دوبار هم از آن ها کتک خورده بود.
شبی که زینب گم شد
شب اول فروردین سال 1361 زینب بلند شد چادرش را سر کرد و برای نماز جماعت به مسجد المهدی در خیابان فردوسی رفت. او معمولا نماز هایش را در مسجد میخواند. تلویزیون روشن بود و بچه ها برنامه سال تحویل را تماشا میکردند. دلم نیامد با زینب مخالفت کنم و از او بخواهم که به مسجد نرود. زینب رفت. بیشتر از یک ساعت از رفتن زینب گذشته بود اما برنگشت. با خودم گفتم شاید حتما سخنرانی یا ختم قرآن
برگزار شده که زینب نیامده.
ادامه...
گروه اندیشکده سایبری جنگ نرم
هدایت شده از ❚❚❚🟥 آرشیو مدیران 🟥❚❚❚
ماجرای ترور دختر ۱۴ ساله توسط منافقین
شهیده زینب کمایی
به روایت مادر زینب/ فروردین ۱۳۶۱
زینب دختر بی تفاوتی نبود
زینب دختر بی تفاوتی نبود با اینکه از همه دخترها کوچک تر بود. در همه کارهای مرتبط با انقلاب کمک میکرد. ما در همه راهپیمایی های زمان شاه شرکت میکردیم. زندگی ما شکل دیگری شده بود. زینب فعالیتهای انقلابی اش را از مدرسه راهنمایی شهرزاد آبادان شروع کرد. روزنامه دیواری مینوشت. سر صف قرآن میخواند. با کمونیست ها و مجاهدین خلق جر و بحث میکرد. سر صف شعر های انقلابی و دکلمه میخواند. چند بار با دخترهای گروهکی مدرسه درگیر شده بود و حتی یکی دوبار هم از آن ها کتک خورده بود.
شبی که زینب گم شد
شب اول فروردین سال 1361 زینب بلند شد چادرش را سر کرد و برای نماز جماعت به مسجد المهدی در خیابان فردوسی رفت. او معمولا نماز هایش را در مسجد میخواند. تلویزیون روشن بود و بچه ها برنامه سال تحویل را تماشا میکردند. دلم نیامد با زینب مخالفت کنم و از او بخواهم که به مسجد نرود. زینب رفت. بیشتر از یک ساعت از رفتن زینب گذشته بود اما برنگشت. با خودم گفتم شاید حتما سخنرانی یا ختم قرآن
برگزار شده که زینب نیامده.
ادامه...
گروه اندیشکده سایبری جنگ نرم
هدایت شده از ❚❚❚🟥 آرشیو مدیران 🟥❚❚❚
زینب فقط 14 سالش بود!
روز دوم گم شدن زینب به ناچار به کلانتری رفتیم و ماجرای گم شدن زینب را تعریف کردیم. رئیس آگاهی چند دقیقه ای سکوت کرد و بعد طوری که من وحشت نکنم گفت: «مجبورم موضوعی را به شما بگم. شما خانواده مذهبی ای هستید. اهل جنگ و جبهه اید و زینب هم محجبه است و انقلابی. احتمالا دست منافقین در کار است»
من که تا آن لحظه حتی جرئت فکر کردن به این موضوع را نداشتم گفتم:«مگر دختر من چند سالش است؟ یا چه کاره است که منافقین دنبالش باشند؟ زینب یک دختر چهارده ساله است که تازه کلاس اول دبیرستان رفته. آزارش هم به کسی نمیرسد.» رئیس آگاهی قول داد با تمام توانش دنبال زینب بگردد.
منافقین زنگ زدند و گفتند زینب را کشتهاند!
روز سوم بود که یکی از دوستان زینب به خانه ما آمد ترسیده بود و مثل بید میلرزید. گفت:«منافقین به خانه مان تلفن زدند و گفتند ما زینب کمایی را کشتیم. اگر صدیات در بیاید همین بلا را هم سر تو میآوریم.»
خانه مان مثل ظهر عاشورا شده بود. لباس نویی را که برای زینب دوخته بودم را از کمد در آوردم و نشان دوستش دادم گفتم روز اول عید هر چه اصرار کردم این را بپوشد قبول نکرد گفت: «مادر خانواده شهدا عید ندارند میخواهی لباس نو بپوشم؟» دخترم میدانست ما هم امسال عید نداریم.
ادامه...
گروه اندیشکده سایبری جنگ نرم