eitaa logo
بنیاد | جواد محمدنیا
36 دنبال‌کننده
15 عکس
17 ویدیو
4 فایل
نُمود محلی برای یادداشت‌های پراکندۀ من دربارۀ آیات الهی، سیاست و ... . در خدمتم: @J_mohammadnia راستی! حساب خرده‌یادداشت‌های من در ویراستی: https://virasty.com/javad_mohammadnia مطالب نوشته شده در ایتا و ویراستی، مشترک نیستند.
مشاهده در ایتا
دانلود
چگونه یک مقالۀ معتبر فلسفی بنویسیم.pdf
حجم: 371.7K
ویرایش اول است، نقص زیادی دارد! از نظرات شما برای ویرایش‌های بعدی استقبال می‌کنم.
قدر این مرکز را بدانید! کتاب‌های معتبر فراوانی را که یا اساساً عربی هستند یا به عربی ترجمه شده‌اند را برای دانلود بارگذاری کرده‌است. با تمرکز بر فلسفه، کلام، استشراق، استغراب و ... . خیلی خوبه. https://www.iicss.iq
هدایت شده از ديانت و عقلانيت
13.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 آیا جهان شانسی به وجود آمده؟ چرا آتئیسم و بیخدایی یک برند سوخته و مخصوص مغزهای پوسیده است؟ 🎬 کلیپ 4 دقیقه ایِ لذت بخش... 🆔@mjafari_ir
تفکری تو جهان هست که تونسته بسیاری از نخبگانو قانع کنه؛ بیشترشونو. اونم تفکری نیست جز آمریکا! قطعا برای به ثمر نشستنش، زحمات فراوانی کشیده شده. به ثمر نشستن یعنی نشان دادن تصویری قانع‌کننده. ما هم چاره‌ای جز این نداریم.
فلسفه مبارزه‌است؛ با همان پیچیدگی؛ با همان دشواری.
بسم الله الرحمن الرحیم ۱. از هوش مصنوعی استفاده کنید. ۲. پیگیر باشید کدام به دردتان می‌خورد و تمام امکاناتش را بشناسید. ۳. تربیتش کنید؛ مثلاً بگویید کجا اشتباه کرده یا منبعش اشتباه بوده و... تربیت می‌شود. مخصوصاً در همان گفتگو. ۴. خجالت نکشید و جسارت داشته باشید؛ پشتش یک انسان ننشسته! هیچ حس و روحی ندارد، حتی اگر با شما صمیمی شود!
بنیاد | جواد محمدنیا
بسم الله الرحمن الرحیم ۱. از هوش مصنوعی استفاده کنید. ۲. پیگیر باشید کدام به دردتان می‌خورد و تما
۱. با این کار خارق‌العاده هوش مصنوعی گوگل دیگه به سلبریتی نیازی هست؟! ۲. من به جای صدا و سیما بودم غالب ظرفیتمو می‌ذاشتم رو استخدام پرامپت نویسی؛ از نوشتن پرامپت برای فیلم‌نامه تا تبدیلش به دستور برای ویدئو.
از کورش علیانی: ما، مقاومت، و غزه - قسمت اول دیروز در نشست «مثل سرو» درباره‌ی مقاومت و غزه صحبت کردم. این متن صحبت من است. سلام به همه سوم خرداد را تبریک می‌گویم. حضور عزیزان فلسطینی باعث خوشحالی من است. به من پیشنهاد کرده بودند درباره‌ی این صحبت کنم که «ایران برای مقاومت غزه و فلسطین چه کرده است؟» من این پرسش را کنار می‌گذارم. اما همان طور که آن کنار نشسته است گاهی از گوشه‌ی چشم نگاهش می‌کنم. این پرسش برآمده از فرهنگ جهانی‌ای است که خودش را مقبول‌ترین نوع نگاه به انسان و جهان وانمود کرده و قبولانده. اگر ایرادی به پرسش می‌گیرم ایراد این فرهنگ است. این فرهنگِ مصرف، استعمار، و استخدام است که چنین سوالی می‌پرسد. این سوال فرض‌هایی دارد. فلسطین را ناتوان و نیازمند می‌بیند. ایران را استعمارگر ولو مهربان و خیرخواه می‌بیند. این‌ها خطا است. دست کم ما در ایران تجربه‌ی توهم دیکتاتور مصلح را پشت سر گذاشته‌ایم و می‌توانیم بفهمیم هیچ استیلایی نمی‌تواند خیرخواه بماند. خیرخواهی به توزیع قدرت می‌انجامد نه به پذیرفتن جایگاه استیلا. حتی اگر موضوع استیلا این جایگاه را با طیب خاطر و از سر احساس نیاز تقدیم کرده باشد. می‌گویم احساس نیاز و به عبارت قرآنی «خشية املاق» نظر دارم. عبارتی که در ایران این روزها و در برابر تحریم آن را عمیقا حس می‌کنیم. فقر را هم می‌بینیم خشیة املاق را هم می‌بینیم و شکاف این دورا هم می‌بینیم. نگاه خیریه-استعماری از بنیان و بذرِ نسل‌کشی اسرائیلی غافل است. استعمار صیونیستی ادامه‌ی انداموار استعمار جهانی و آن خود ادامه‌ی انداموار پروژه‌ی استخدام است. به بند کشیدن زیست‌جهان اعم از طبیعت و انسانی که انگ «دیگری» خورده برای «مصرف». یک پروژه که لیبرالیزم اقتصادگرا، کاپیتالزم، و امپریالیزم بخش‌های آن هستند. نبرد در غزه، تنها یک نبرد نظامی یا حتی یک نسل‌کشی نیست. لبه‌ی تیز این پروژه است در نبرد با نزدیک‌ترین سنگر جغرافیایی مقاومت انسانی. ما در ایران نیز سنگر اول هستیم، اما نه جغرافیایی، که در نظام قدرت. ریشه‌ی دشمنی آمریکا و اسرائیل با ایران نیز در همین تقابل است. نه صرفا در مشکلات ژئوپلیتیک و جریان نفت و اقتدار منطقه‌ای. سبک زندگی مقاومتی غزه در برابر این پروژه ایستاده است. ترکیب نادر سادگی، قناعت، حیات جمعی، ابتکار و تاب‌آوری. تغذیه‌شده از تمام امکانات فرهنگی-تراثی به خصوص قرآن، و تمام امکانات جهان نو با اعمال محدودیت‌ها و تغییر مقصود و کارکرد آن ها به نوعی که به کم‌ترین حد مصرف و بیش‌ترین حد تاب‌آوری کمک کنند. سبک زندگی غزه‌ای نه بخشی از زندگی، نه وضعیتی خاص و ناچار در کنار زندگی، نه تقابلی لاجرم با زندگی، که دقیقا خود زندگی است. درک این اصلا آسان نیست. نه ذهن من ایرانی که ذهن همان عزیز غزه‌ای هم قرن‌ها و دهه‌ها با تصویرهای مصرف که برچسب رفاه خورده‌اند مسموم شده. برونو لاتور به ما کمک کرد ببینیم پروژه‌ی مدرنیته، با جداسازی انسان از طبیعت و تبدیل هر دو به «منابع» قابل بهره‌برداری، زیست‌جهان ما را تخریب کرده. به قول لاتور، «مدرنیته هرگز وجود نداشته». چون این دوگانه‌سازی‌ها که مدرنیته به آن‌ها فرا می‌خواند، یعنی عقلانیت در برابر خرافات، فرهنگ در برابر طبیعت، سنت در برابر زندگی مدرن، و ارتباط علم و اخلاق و سیاست در برابر استقلالشان از هم، هرگز قابل تحقق نبوده و در کنار دیگری‌سازی از انسان‌ها (مثل زنان، سیاهان، و فقیران) فقط بهانه‌ای برای استثمار زیست‌جهان بوده. غزه، در دل نسل‌کشی، در فضایی بین خودآگاهی و ناخودآگاهی، در تلاش برای بقا و تاب‌آوری، زیست‌جهانی را بازآفرینی کرده که انسان با انسان و طبیعت با انسان رابطه‌ی هم‌زیستی تعاملی دارند، نه رابطه‌ی استثماری. این هسته‌ی اصلی نگاه من به غزه و در نتیجه هسته‌ی اصلی بحث امروز من است. جنگ اسرائیل علیه انسان و از جمله انسان فلسطینی، زاییده‌ی نبردی عمیق‌تر است؛ نبردی بین سبک زندگی مصرفی و استعماری و سبک زندگی‌ای که انسان و طبیعت را محترم می‌شمرد. نظام سلطه زیست‌جهان – یعنی رابطه‌ی زنده و پویای ما با طبیعت، انسان‌ها و حتی اشیا – را به منابع قابل بهره‌کشی تبدیل کرده. در این نگاه، زمین یعنی انباشت منابع طبیعی و مقداری ناهمواری که باید هموار شود، انسان یعنی نیروی کار، و فلسطین فقط یک «مشکل» ژئوپلیتیک است در برابر آزمایشگاه‌های کثیف نظام سلطه که چنان که این روزها صریح ابراز می‌کنند لازم و کافی است که «تخلیه» شود. غزه، تنها تقابل نیست، راه حل هم هست. لاتور از تصویر شاعرانه و خیالی پارلمان چیزها فراتر نرفت. او می‌گفت در یک «پارلمان چیزها»، انسان و غیرانسان – مثل خاک، آب، یا حتی ابزار ساده – کنار هم و برابر، زیست‌جهان را می‌سازند.
ما، مقاومت، و غزه - قسمت دوم او هرگز نتوانست روشن کند چه چیزی فرد غیر انسانی را تمایز بخشیده و ابعاد آن را مشخص می‌کند. فرد غیر انسانی یا همان «چیز» چه طور رای خواهد داد و چه‌طور می‌توان از پارلمان و دموکراسی گفت در حالی که نوع بشر تنها تولیدکننده‌ی ساختارها و دانش است. غزه پاسخی عینی و غیر شاعرانه به مشکل است. انسان غزه ای آب را، هوا را، تعامل اجتماعی را، درخت را، دانه را، نان را، گربه را، فلافل را پاس می‌دارد چون با چشم و تن محدودیت منابع را می‌بیند و لمس می‌کند. به انسان غزه‌ای پیش از نسل‌کشی نگاه کنید. جشن‌های فارغ‌التحصیلی را ببینید. خانواده‌های فقیرْ دانش‌آموز موفق خود را با گردنبند اسکناس گرامی می‌داشتند و خانواده‌های بهره‌مند با کاروان‌های اتومبیل‌های لوکس در گردش در سطح شهر. اختلاف طبقاتی و مصرف‌زدگی و تکاثر و تفاخر به عنوان عامل استثمار نه تنها وجود داشتند، که پذیرفته و موجه می‌شدند. خون شهیدان بهای سنگینی برای گذر از این وضع بود. به یاد بیاوریم و فراموش نکنیم که دشمن فقط اسرائیل یا امپریالیسم نیست؛ دشمن، سبک زندگی مصرفی نظام سلطه است که حتی در دل مقاومت می‌تواند ریشه بدواند. این جنگ، از مبدا سبک زندگی شروع شده، و در مقصد سبک زندگی پایان خواهد یافت. جنگ آب و جنگ نان و جنگ خون و جنگ جان واقعی هستند، اما همه زاییده‌ی این جنگ اصلی هستند. حالا که نگاه خیریه و استعمارگر مهربان را به عنوان نگاه نظام سلطه کنار گذاشتیم، جنس تعامل چه‌طور می‌تواند باشد؟ همان‌طور که از انسان غزه‌ای آموخته‌ایم تعامل باید بر محور مراعات باشد نه رعایت. کسی چوپان آن دیگری نیست مگر این که آن دیگری نیز چوپان او باشد. از انسان و طبیعت بهره‌ی متقابل می‌گیریم. فلسطین و غزه عمیق‌ترین زخم انسان معاصر است اما موضوع ترحم نیست. تعامل راستین یعنی به این اندوخته‌ی بسیار گران‌قیمت غزه توجه کنیم، احترام بگذاریم، و از آن بهره ببریم. سبک زندگی مقاومتی غزه را زندگی کنیم و منتشر کنیم. سادگی را بازیابی کنیم، قناعت را بازیابی کنیم، احترام را بازیابی کنیم، حیات جمعی را بازیابی کنیم، ابتکار را شکوفا کنیم و معطوف به این‌ها شکوفا کنیم، و تاب‌آوری و بقا را به عنوان هدف جمعی سیاره‌ای شناسایی کنیم. لهجه‌های غزه‌ای را کتاب بالینی خودتان کنید. با حذف مقدمه و عنوان و فضاهای خالی حدود نود صفحه روایت خاالص است، نود صفحه الگوهای عینی مواجهه با ضدانسانی‌ترین شرایط. این‌ها ماده‌ی خام زیست فردا و سبک زندگی ضد سلطه و انسان‌دوست است. ایران، به عنوان کشور، تلفیق ملت و حاکمیت، با هر نفسش کمک‌هایی کرده، هر چند ناکافی. کمک‌های استراتژیک کرده و باید باز هم بکند چون یک جنگ است و یک دشمن. هر کمکی که می‌کنیم کمک به بقای کودکان ایرانی است. حرف‌های من گریز از دیدن این الگو نیست. حرف‌های من نادیده گرفتن توصیف سنوار از سلیمانی نیست. اما استراتژی و نظامی‌گری فرع لازم اما ضروری ماجرا است. اصل ماجرا سبک زندگی است و ما اگر متحد خوبی برای فلسطین باشیم باید بتوانیم این سبک زندگی را زندگی کنیم و ناشر این کتاب مقدس و این عهد اخیر باشیم. باید نه تنها متحد استراتژیک که ناشر فلسطین باشیم. و فراموش نکنیم یکی از میدان‌های مهم این نبرد روایت است. من همیشه متعمدانه از به کار گرفتن این عبارت دست‌مالی شده‌ی جنگ روایت‌ها پرهیز می‌کنم. استعاره‌ای که خطرش از فایده‌اش بیش‌تر است. اما عمیقا باور دارم که روایت ابزار مهمی در این نبرد است. همان طور که نبرد هشت ساله را جنگ گلوله‌ها نمی‌نامم بلکه مانند رهبر ارجمند آن روزها «جنگ فقر و غنا» می‌بینم جنگ غزه را هم جنگ روایت‌ها نمی‌بینم بلکه جنگ فقر و غنا می‌بینم.
ما، مقاومت، و غزه - قسمت سوم مغز گروه‌های زیادی از مردم ایران هدف تیر روایت‌های دشمنانه قرار گرفته است درست مانند تن گروه‌های زیادی از کودکان غزه. قهرمان‌سازی از آن کودک و حمله به این مغز مسموم به یک اندازه غیرمسئولانه و بی‌فایده است. باید سلاح برداریم، از موشک تا روایت و بجنگیم و بدانیم هدف از برداشتن سلاح محافظت از اینان است. تعجب یا وحشت نمی‌کنید که گروهی آخوند شیعه مقاومت را با تعبیرهایی مانند حماقت حماس یاد می‌کنند، و یحیی سنوار اهل سنت غیر روحانی می‌گوید یا پیروز خواهیم شد یا این کربلایی دیگر خواهد بود؟ همان‌ها که در روزگار آسایش داستان‌های خردمندانه، روایت‌های عاطفی، و پرده پرده قداست حول این داستان‌ها و روایت‌ها از کربلا به ما نشان می‌داند، حالا اصرار دارند کربلا را از زندگی روزمره به دو ساعت روضه‌ی هفتگی تبعید کنیم تا زندگی دچار اختلال نشود. سبک زندگی کربلایی در خلال ۱۳۸۵ سال هم کارآمدی زیستی و هم کارآمدی استرتژیک خود را نشان داده است. اگر کسی در مقام منادی رسمی این واقعه کارآمدی آن را نمی‌بیند، یعنی سلاح روایت دشمن عمیق‌تر و دقیق‌تر و موثرتر از سلاح روایت ما کار کرده است. به جای قدیس یا مرتد ساختن از قربانیان باید سلاح را به کار گرفت. جنگیدن با دشمن انسان با سلاح روایت، یکی از وظایف هر مشارکت‌کننده‌ای چه کشور و چه فرد، چه ایران و چه ایرلند، است. این بخشی از وظایف ناشرانه‌ی مشارکت‌کنندگان و مبارزان است. در انجام این وظایف موفق بوده‌ایم؟ موثر بوده‌ایم؟ موفق خواهیم بود؟ موثر خواهیم بود؟ دو قرن بعد معلوم خواهد شد. کاش بوده باشیم.
بنیاد | جواد محمدنیا
۱. با این کار خارق‌العاده هوش مصنوعی گوگل دیگه به سلبریتی نیازی هست؟! ۲. من به جای صدا و سیما بودم
هوش‌مصنوعی زبان‌آموزیو فوق‌العاده آسون کرده، در عین اینکه داره ما رو از زبان آموزی بی‌نیاز می‌کنه!
بنیاد | جواد محمدنیا
هوش‌مصنوعی زبان‌آموزیو فوق‌العاده آسون کرده، در عین اینکه داره ما رو از زبان آموزی بی‌نیاز می‌کنه!
ترجمه‌های هوش مصنوعی خیلی توجهمو جلب کرده؛ مخصوصاً تو متون فلسفی. به‌نظرم با این قدرت، دیگه ما از مترجمین متون تخصصی عبور کردیم. اصل انجام چنین کاری فوق‌العاده‌ای بود و چه برسه به این زودی! همین چند ماه پیش نمی‌تونستم قبول کنم که به این خوبی ترجمه کنه!