eitaa logo
بنیاد | جواد محمدنیا
36 دنبال‌کننده
15 عکس
17 ویدیو
4 فایل
نُمود محلی برای یادداشت‌های پراکندۀ من دربارۀ آیات الهی، سیاست و ... . در خدمتم: @J_mohammadnia راستی! حساب خرده‌یادداشت‌های من در ویراستی: https://virasty.com/javad_mohammadnia مطالب نوشته شده در ایتا و ویراستی، مشترک نیستند.
مشاهده در ایتا
دانلود
از کورش علیانی: ما، مقاومت، و غزه - قسمت اول دیروز در نشست «مثل سرو» درباره‌ی مقاومت و غزه صحبت کردم. این متن صحبت من است. سلام به همه سوم خرداد را تبریک می‌گویم. حضور عزیزان فلسطینی باعث خوشحالی من است. به من پیشنهاد کرده بودند درباره‌ی این صحبت کنم که «ایران برای مقاومت غزه و فلسطین چه کرده است؟» من این پرسش را کنار می‌گذارم. اما همان طور که آن کنار نشسته است گاهی از گوشه‌ی چشم نگاهش می‌کنم. این پرسش برآمده از فرهنگ جهانی‌ای است که خودش را مقبول‌ترین نوع نگاه به انسان و جهان وانمود کرده و قبولانده. اگر ایرادی به پرسش می‌گیرم ایراد این فرهنگ است. این فرهنگِ مصرف، استعمار، و استخدام است که چنین سوالی می‌پرسد. این سوال فرض‌هایی دارد. فلسطین را ناتوان و نیازمند می‌بیند. ایران را استعمارگر ولو مهربان و خیرخواه می‌بیند. این‌ها خطا است. دست کم ما در ایران تجربه‌ی توهم دیکتاتور مصلح را پشت سر گذاشته‌ایم و می‌توانیم بفهمیم هیچ استیلایی نمی‌تواند خیرخواه بماند. خیرخواهی به توزیع قدرت می‌انجامد نه به پذیرفتن جایگاه استیلا. حتی اگر موضوع استیلا این جایگاه را با طیب خاطر و از سر احساس نیاز تقدیم کرده باشد. می‌گویم احساس نیاز و به عبارت قرآنی «خشية املاق» نظر دارم. عبارتی که در ایران این روزها و در برابر تحریم آن را عمیقا حس می‌کنیم. فقر را هم می‌بینیم خشیة املاق را هم می‌بینیم و شکاف این دورا هم می‌بینیم. نگاه خیریه-استعماری از بنیان و بذرِ نسل‌کشی اسرائیلی غافل است. استعمار صیونیستی ادامه‌ی انداموار استعمار جهانی و آن خود ادامه‌ی انداموار پروژه‌ی استخدام است. به بند کشیدن زیست‌جهان اعم از طبیعت و انسانی که انگ «دیگری» خورده برای «مصرف». یک پروژه که لیبرالیزم اقتصادگرا، کاپیتالزم، و امپریالیزم بخش‌های آن هستند. نبرد در غزه، تنها یک نبرد نظامی یا حتی یک نسل‌کشی نیست. لبه‌ی تیز این پروژه است در نبرد با نزدیک‌ترین سنگر جغرافیایی مقاومت انسانی. ما در ایران نیز سنگر اول هستیم، اما نه جغرافیایی، که در نظام قدرت. ریشه‌ی دشمنی آمریکا و اسرائیل با ایران نیز در همین تقابل است. نه صرفا در مشکلات ژئوپلیتیک و جریان نفت و اقتدار منطقه‌ای. سبک زندگی مقاومتی غزه در برابر این پروژه ایستاده است. ترکیب نادر سادگی، قناعت، حیات جمعی، ابتکار و تاب‌آوری. تغذیه‌شده از تمام امکانات فرهنگی-تراثی به خصوص قرآن، و تمام امکانات جهان نو با اعمال محدودیت‌ها و تغییر مقصود و کارکرد آن ها به نوعی که به کم‌ترین حد مصرف و بیش‌ترین حد تاب‌آوری کمک کنند. سبک زندگی غزه‌ای نه بخشی از زندگی، نه وضعیتی خاص و ناچار در کنار زندگی، نه تقابلی لاجرم با زندگی، که دقیقا خود زندگی است. درک این اصلا آسان نیست. نه ذهن من ایرانی که ذهن همان عزیز غزه‌ای هم قرن‌ها و دهه‌ها با تصویرهای مصرف که برچسب رفاه خورده‌اند مسموم شده. برونو لاتور به ما کمک کرد ببینیم پروژه‌ی مدرنیته، با جداسازی انسان از طبیعت و تبدیل هر دو به «منابع» قابل بهره‌برداری، زیست‌جهان ما را تخریب کرده. به قول لاتور، «مدرنیته هرگز وجود نداشته». چون این دوگانه‌سازی‌ها که مدرنیته به آن‌ها فرا می‌خواند، یعنی عقلانیت در برابر خرافات، فرهنگ در برابر طبیعت، سنت در برابر زندگی مدرن، و ارتباط علم و اخلاق و سیاست در برابر استقلالشان از هم، هرگز قابل تحقق نبوده و در کنار دیگری‌سازی از انسان‌ها (مثل زنان، سیاهان، و فقیران) فقط بهانه‌ای برای استثمار زیست‌جهان بوده. غزه، در دل نسل‌کشی، در فضایی بین خودآگاهی و ناخودآگاهی، در تلاش برای بقا و تاب‌آوری، زیست‌جهانی را بازآفرینی کرده که انسان با انسان و طبیعت با انسان رابطه‌ی هم‌زیستی تعاملی دارند، نه رابطه‌ی استثماری. این هسته‌ی اصلی نگاه من به غزه و در نتیجه هسته‌ی اصلی بحث امروز من است. جنگ اسرائیل علیه انسان و از جمله انسان فلسطینی، زاییده‌ی نبردی عمیق‌تر است؛ نبردی بین سبک زندگی مصرفی و استعماری و سبک زندگی‌ای که انسان و طبیعت را محترم می‌شمرد. نظام سلطه زیست‌جهان – یعنی رابطه‌ی زنده و پویای ما با طبیعت، انسان‌ها و حتی اشیا – را به منابع قابل بهره‌کشی تبدیل کرده. در این نگاه، زمین یعنی انباشت منابع طبیعی و مقداری ناهمواری که باید هموار شود، انسان یعنی نیروی کار، و فلسطین فقط یک «مشکل» ژئوپلیتیک است در برابر آزمایشگاه‌های کثیف نظام سلطه که چنان که این روزها صریح ابراز می‌کنند لازم و کافی است که «تخلیه» شود. غزه، تنها تقابل نیست، راه حل هم هست. لاتور از تصویر شاعرانه و خیالی پارلمان چیزها فراتر نرفت. او می‌گفت در یک «پارلمان چیزها»، انسان و غیرانسان – مثل خاک، آب، یا حتی ابزار ساده – کنار هم و برابر، زیست‌جهان را می‌سازند.
ما، مقاومت، و غزه - قسمت دوم او هرگز نتوانست روشن کند چه چیزی فرد غیر انسانی را تمایز بخشیده و ابعاد آن را مشخص می‌کند. فرد غیر انسانی یا همان «چیز» چه طور رای خواهد داد و چه‌طور می‌توان از پارلمان و دموکراسی گفت در حالی که نوع بشر تنها تولیدکننده‌ی ساختارها و دانش است. غزه پاسخی عینی و غیر شاعرانه به مشکل است. انسان غزه ای آب را، هوا را، تعامل اجتماعی را، درخت را، دانه را، نان را، گربه را، فلافل را پاس می‌دارد چون با چشم و تن محدودیت منابع را می‌بیند و لمس می‌کند. به انسان غزه‌ای پیش از نسل‌کشی نگاه کنید. جشن‌های فارغ‌التحصیلی را ببینید. خانواده‌های فقیرْ دانش‌آموز موفق خود را با گردنبند اسکناس گرامی می‌داشتند و خانواده‌های بهره‌مند با کاروان‌های اتومبیل‌های لوکس در گردش در سطح شهر. اختلاف طبقاتی و مصرف‌زدگی و تکاثر و تفاخر به عنوان عامل استثمار نه تنها وجود داشتند، که پذیرفته و موجه می‌شدند. خون شهیدان بهای سنگینی برای گذر از این وضع بود. به یاد بیاوریم و فراموش نکنیم که دشمن فقط اسرائیل یا امپریالیسم نیست؛ دشمن، سبک زندگی مصرفی نظام سلطه است که حتی در دل مقاومت می‌تواند ریشه بدواند. این جنگ، از مبدا سبک زندگی شروع شده، و در مقصد سبک زندگی پایان خواهد یافت. جنگ آب و جنگ نان و جنگ خون و جنگ جان واقعی هستند، اما همه زاییده‌ی این جنگ اصلی هستند. حالا که نگاه خیریه و استعمارگر مهربان را به عنوان نگاه نظام سلطه کنار گذاشتیم، جنس تعامل چه‌طور می‌تواند باشد؟ همان‌طور که از انسان غزه‌ای آموخته‌ایم تعامل باید بر محور مراعات باشد نه رعایت. کسی چوپان آن دیگری نیست مگر این که آن دیگری نیز چوپان او باشد. از انسان و طبیعت بهره‌ی متقابل می‌گیریم. فلسطین و غزه عمیق‌ترین زخم انسان معاصر است اما موضوع ترحم نیست. تعامل راستین یعنی به این اندوخته‌ی بسیار گران‌قیمت غزه توجه کنیم، احترام بگذاریم، و از آن بهره ببریم. سبک زندگی مقاومتی غزه را زندگی کنیم و منتشر کنیم. سادگی را بازیابی کنیم، قناعت را بازیابی کنیم، احترام را بازیابی کنیم، حیات جمعی را بازیابی کنیم، ابتکار را شکوفا کنیم و معطوف به این‌ها شکوفا کنیم، و تاب‌آوری و بقا را به عنوان هدف جمعی سیاره‌ای شناسایی کنیم. لهجه‌های غزه‌ای را کتاب بالینی خودتان کنید. با حذف مقدمه و عنوان و فضاهای خالی حدود نود صفحه روایت خاالص است، نود صفحه الگوهای عینی مواجهه با ضدانسانی‌ترین شرایط. این‌ها ماده‌ی خام زیست فردا و سبک زندگی ضد سلطه و انسان‌دوست است. ایران، به عنوان کشور، تلفیق ملت و حاکمیت، با هر نفسش کمک‌هایی کرده، هر چند ناکافی. کمک‌های استراتژیک کرده و باید باز هم بکند چون یک جنگ است و یک دشمن. هر کمکی که می‌کنیم کمک به بقای کودکان ایرانی است. حرف‌های من گریز از دیدن این الگو نیست. حرف‌های من نادیده گرفتن توصیف سنوار از سلیمانی نیست. اما استراتژی و نظامی‌گری فرع لازم اما ضروری ماجرا است. اصل ماجرا سبک زندگی است و ما اگر متحد خوبی برای فلسطین باشیم باید بتوانیم این سبک زندگی را زندگی کنیم و ناشر این کتاب مقدس و این عهد اخیر باشیم. باید نه تنها متحد استراتژیک که ناشر فلسطین باشیم. و فراموش نکنیم یکی از میدان‌های مهم این نبرد روایت است. من همیشه متعمدانه از به کار گرفتن این عبارت دست‌مالی شده‌ی جنگ روایت‌ها پرهیز می‌کنم. استعاره‌ای که خطرش از فایده‌اش بیش‌تر است. اما عمیقا باور دارم که روایت ابزار مهمی در این نبرد است. همان طور که نبرد هشت ساله را جنگ گلوله‌ها نمی‌نامم بلکه مانند رهبر ارجمند آن روزها «جنگ فقر و غنا» می‌بینم جنگ غزه را هم جنگ روایت‌ها نمی‌بینم بلکه جنگ فقر و غنا می‌بینم.
ما، مقاومت، و غزه - قسمت سوم مغز گروه‌های زیادی از مردم ایران هدف تیر روایت‌های دشمنانه قرار گرفته است درست مانند تن گروه‌های زیادی از کودکان غزه. قهرمان‌سازی از آن کودک و حمله به این مغز مسموم به یک اندازه غیرمسئولانه و بی‌فایده است. باید سلاح برداریم، از موشک تا روایت و بجنگیم و بدانیم هدف از برداشتن سلاح محافظت از اینان است. تعجب یا وحشت نمی‌کنید که گروهی آخوند شیعه مقاومت را با تعبیرهایی مانند حماقت حماس یاد می‌کنند، و یحیی سنوار اهل سنت غیر روحانی می‌گوید یا پیروز خواهیم شد یا این کربلایی دیگر خواهد بود؟ همان‌ها که در روزگار آسایش داستان‌های خردمندانه، روایت‌های عاطفی، و پرده پرده قداست حول این داستان‌ها و روایت‌ها از کربلا به ما نشان می‌داند، حالا اصرار دارند کربلا را از زندگی روزمره به دو ساعت روضه‌ی هفتگی تبعید کنیم تا زندگی دچار اختلال نشود. سبک زندگی کربلایی در خلال ۱۳۸۵ سال هم کارآمدی زیستی و هم کارآمدی استرتژیک خود را نشان داده است. اگر کسی در مقام منادی رسمی این واقعه کارآمدی آن را نمی‌بیند، یعنی سلاح روایت دشمن عمیق‌تر و دقیق‌تر و موثرتر از سلاح روایت ما کار کرده است. به جای قدیس یا مرتد ساختن از قربانیان باید سلاح را به کار گرفت. جنگیدن با دشمن انسان با سلاح روایت، یکی از وظایف هر مشارکت‌کننده‌ای چه کشور و چه فرد، چه ایران و چه ایرلند، است. این بخشی از وظایف ناشرانه‌ی مشارکت‌کنندگان و مبارزان است. در انجام این وظایف موفق بوده‌ایم؟ موثر بوده‌ایم؟ موفق خواهیم بود؟ موثر خواهیم بود؟ دو قرن بعد معلوم خواهد شد. کاش بوده باشیم.
بنیاد | جواد محمدنیا
۱. با این کار خارق‌العاده هوش مصنوعی گوگل دیگه به سلبریتی نیازی هست؟! ۲. من به جای صدا و سیما بودم
هوش‌مصنوعی زبان‌آموزیو فوق‌العاده آسون کرده، در عین اینکه داره ما رو از زبان آموزی بی‌نیاز می‌کنه!
بنیاد | جواد محمدنیا
هوش‌مصنوعی زبان‌آموزیو فوق‌العاده آسون کرده، در عین اینکه داره ما رو از زبان آموزی بی‌نیاز می‌کنه!
ترجمه‌های هوش مصنوعی خیلی توجهمو جلب کرده؛ مخصوصاً تو متون فلسفی. به‌نظرم با این قدرت، دیگه ما از مترجمین متون تخصصی عبور کردیم. اصل انجام چنین کاری فوق‌العاده‌ای بود و چه برسه به این زودی! همین چند ماه پیش نمی‌تونستم قبول کنم که به این خوبی ترجمه کنه!
هدایت شده از دانشطلب
هم رأی می‌دهند هم فحش داعشی به خاطر انتقاد به کشف حجاب در تجمع برای فلسطین هدف حمله چپ‌های سکولار قرار گرفتیم. بدترینش از علی علیزاده سر زد که طوماری از دروغ درباره سکوت در برابر تبعیض و فساد نوشت. چون همان‌جا جواب خورد و دیگران تذکر دادند «اشتباه زده» برنامه‌ دو نفره‌ای با امیر خراسانی ترتیب داد تا مثل کودکان زخم‌خورده هر چه به زبان‌شان می‌آید را با هم فریاد بزنند، بلکه خنک شوند. مثل همیشه گلوله اصلاحطلب‌ها یعنی فحش طالبانی باید شلیک می‌شد اما اینها عصبانی‌تر و هتاک‌تر بودند؛ مستقیم نسبت داعشی دادند. چون این شلیک اول به امام و رهبری می‌خورد علیزاده داستان شخصی ساخته که اگر امام زنده بود قطعا از «قانون فاشیستی و داعشی حجاب» توبه می‌کرد و رهبری هم پس از سال‌ها مقاومت، آبان ۴۰۱ تسلیم شده و توبه کرده. ارزشی‌ها را رسما خر می‌بیند. ذهن بسیاری از چپ‌ها داروینی است و دینداری را عارضه عقب‌ماندگی به حساب می‌آورند. از همین رو‌ نسبت‌هایی مثل نئاندرتال، کودن، کم‌هوش و.. را مثل نقل و نبات درباره اسلام‌گراها به کار می‌برند اما درباره جوامع غربی که ازشان جانسون و بوش و ترامپ درآمده یا نوکر نتانیاهو شدند چنین نسبت‌هایی را خرج نمی‌کنند. در همین برنامه، رئیسی و جلیلی نیز به کم‌هوشی و نفهمی سیاسی متهم شدند. بنده آنقدر انقلابی نیستم که به جلیلی رأی بدهم، خودش و بعضی اطرافیانش را تند می‌دانم. علیزاده اما پادوی تبلیغ او شد، همزمان می‌گوید جلیلی قطعا بنیادگرای فرهنگی است. اضافه می‌کند که هوش سیاسی چندانی ندارد و اگر می‌آمد اصلاحطلب‌ها یک «ززآ»ی دیگر ازش درمی‌آوردند! این طنزی است که اصلا توصیف برنمی‌دارد: به تندتر از داعشی‌ها که جلیلی باشد رأی داده و ما را از نتیجه کار خودش می‌ترساند. اگر می‌شود به دلایل اقتصادی داعشی‌ها را تبلیغ کرد چرا نتوان یک تکه شال را پذیرفت؟ اهمیت حجاب همین‌ جا یعنی در رفتار مخالفانِ کینه‌توزش بیرون می‌ریزد: حاضرند با ولایت فقیه کنار بیایند، در انتخابات رأی بدهند، از رهبری تمجید کنند، پشت جلیلی راه بیافتند، هر روز با حزب‌اللهی‌ها برنامه بسازند، به خاطر مقاومت فحش بخورند، اما در هدف اصلی یعنی «استحاله فرهنگی» کوتاه نمی‌آیند‌. یکی از دوستان به درستی یادآوری کرد حتی از منظر چپ، حجاب چالش طبقاتی بوده. همزمان با آزادسازی، سبک زندگی غربزده هم تبلیغ شد‌. چپ‌های پست‌مدرن اما پادوی آزادی‌های فردی شدند، دنباله‌رو قشر نوکیسه و کافه‌نشین که می‌خواهد همه هنجارها را بشکند. می‌گویند مقاومت نکنید و هر چه خواستند بدهید برود! یقه ما را هم می‌گیرند به این جرم که می‌خواهیم چسب‌های تاریخی جامعه وا نرود. خراسانی کودک‌تر و سخیف‌تر ظاهر شد و کار را به آنجا رساند که پرسید چرا ایرلندی‌های را به تهران دعوت کردید؟ مگر حجاب دارند؟ نفهمید که آنها شعور دارند و به قانون احترام می‌گذارند. حجاب سر می‌کنند و کنارمان می‌ایستند نه اینکه دفاع از غزه را هم فرصتی ببینند برای پنجه کشیدن و لگد انداختن. فحش تکفیری و داعشی نمی‌دهند. به ما که مشتاق اتحاد حداکثری هستیم حمله نمی‌کنند. مقاومت ضایعات هم دارد، سنی تکفیری و عرب تجزیه‌طلب یا فمینیست و همجنس‌باز هم ممکن است پرچم فلسطین را بلند کنند اما ربطی به ما ندارند. چون فلسطین مهم است قرار نیست هر دشمن یا ضدخدایی را بپذیریم و فرش قرمز بیاندازیم. اگر قرار باشد با شیطان هم علیه اسرائیل متحد شویم باید موقتا ما را محترم بداند و قوانین‌مان را نشکند، والا از ذلت و حقارت، مقاومت درنمی‌آید‌. خراسانی در تقلایش تناقض بدتری نشان داد. ارتکاب شکنجه توسط انقلابیون الجزایر را توجیه کرد چون مسئله‌ مهم، مبارزه با استعمار بوده اما حتی جلوی نتانیاهو با قانون حجاب کنار نمی‌آیند. دلیل؟ آن شکنجه را چپ‌ها مرتکب شدند اما این قانون را اسلامی‌ها گذاشتند. زیر نقاب چپ بدترین تعصب‌های جاهلی و فرقه‌ای را پنهان کرده‌اند. عملا به جاده‌ای می‌روند که علینژاد و سازمان سیا برای فروپاشی ساخته‌اند. این جماعت چون از بعضی مذهبی‌ها حقارت و ولع توجه دیده‌اند توقع کُرنش و تبعیت دارند و کمتر از آن را توهین‌ می‌دانند. حتی اگر به صورت‌مان تُف بیاندازند به نظرشان باید ممنون باشیم. به همین ترتیب باورشان آمده پیشتاز و‌ راهنمای مقاومت هستند و آنها که مثل آ.خمینی و آ.خامنه‌ای به حجاب و نهی از منکر باور دارند یک مشت فاشیست و اسلام‌گرای افراطی‌اند که باید پاکسازی شوند. در تحقیرهای خراسانی نوعی شادی از تمام شدن دین‌گرایی هم بود که یادآوری کردیم سلیمانی و نصرالله هم که به قول چپ‌ها مرتجع بودند تمام شدند، به همراه یک قطار سردار و فرمانده که از امثال شما فحش داعشی خوردند چون از هویت و‌ امنیت با هم دفاع کردند. تمام شدن مقاومت اسلامی با اصرار بر کشف حجاب در بهترین حالت به وفاقی از جنس ترکیه می‌رسد: هم با اسرائیل رابطه دارد هم برای فلسطین جار می‌زند‌. @daneshtalab
غرب‌شناسی (شناختن غرب) از غرب می‌آموزم، البته نه به عنوان آموزه‌ای نو و تازه، بلکه به عنوان آموزه‌ای روشن‌تر و شهودی‌تر. چه می‌خواهم بگویم؟ مثلاً در آموزه‌هایمان دربارۀ تلاش کم گفته نشده، اما در جهان واقعی و روی زمین و البته به صورت عمومی‌تر، تلاش‌کردن را بیشتر در غرب می‌بینیم؛ طبعاً غربی که می‌گویم غرب جغرافیایی نیست، غربی که چین و ژاپن و کره را نیز در خود جای داده است. اینکه تلاش، در جهان واقعی، روی زمین و به‌صورت عمومی‌تر جریان دارد، مرا به وجد می‌آورد و با قدرت بیشتر و به‌صورتی شهودی‌تر، خود را به من نشان می‌دهد و من با قدرت بیشتر و شهودی‌تر می‌آموزم. رازی که همه می‌دانند، آنان، پیاده می‌کنند.
«خب که چه» دارد برادر جان؟! با همین «خب که چه»ها کار به جایی رسیده که طرف نماز صبحش که قضا می‌شود هیچ، به‌کلی نماز نمی‌خواند و با خود می‌گوید عوضش سرم را با قمه شکافته‌ام! خب فردا هم دیگری می‌گوید درست است که هر شب با نامحرمی می‌خوابم، یا اینکه حجاب ندارم و حیایم را از دست داده‌ام، عوضش جشن غدیر شرکت می‌کنم! آن مفسد اقتصادی هم با چهارتا کمک در جشن غدیر یا چندتا فرش اهدا کردن به حرم حسینی، امیدوار است حسین‌بن‌علی در صحرای محشر دستش را بگیرد! وقتی بگویی «خب که چه؟!»، درحالی که می‌توانی دین خدا را بشناسی و تبیین کنی، دین خدا معکوس می‌شود؛ می‌شوی مصداق یکتمون کتاب الله.
عملی شدن عقل، به خیال وابسته‌است. دنبال گسترش خداپرستی هستیم؟ باید کار با خیال مخاطب را بیاموزیم؛ کار با هنر، با روایت و... .
هدایت شده از محمد فنائی اشکوری
9.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰 🇮🇷| مرحوم دکتر کریم مجتهدی در برنامه شوکران: ایرانی بودن به شناسنامه و خانواده ایرانی داشتن نیست! ایرانی بودن «اراده به ایرانی ماندن است». 🔹وقتی من ایرانی‌ام که اراده ایرانی بودن در من بجوشد؛ حتی اگر من را از ایران بیرون کرده باشند یا تبعید شده باشم. 🎖 @Dafoosmedia | دافوس مدیا🎖
اگه با لپ‌تاپ کار می‌کنید و نمی‌دانید با باطری‌اش چه کنید که بیشتر عمر کند: ## آیا کار با لپ‌تاپ در حین شارژ به باتری آسیب می‌زند؟ این سوال یکی از رایج‌ترین و مهم‌ترین دغدغه‌های کاربران لپ‌تاپ است. پاسخ کوتاه و اصلی این است: خیر، در لپ‌تاپ‌های مدرن، استفاده از دستگاه حین شارژ شدن به خودی خود و به طور مستقیم به باتری آسیب نمی‌زند، اما نکات مهمی وجود دارد که باید بدانید. لپ‌تاپ‌های امروزی، از جمله Lenovo Slim Pad 3 شما، از باتری‌های لیتیوم-یون یا لیتیوم-پلیمر و مدارهای مدیریت انرژی هوشمند بهره می‌برند. بیایید ببینیم این سیستم چگونه کار می‌کند و چه چیزی واقعاً برای باتری مضر است. ### نحوه عملکرد سیستم شارژ در لپ‌تاپ‌های جدید وقتی شما لپ‌تاپ را به برق متصل می‌کنید، اتفاق زیر رخ می‌دهد: 1. تغذیه مستقیم از برق: مدار مدیریت برق، انرژی را مستقیماً از آداپتور به قطعات سخت‌افزاری (CPU، نمایشگر و...) می‌رساند تا لپ‌تاپ روشن بماند و کار کند. 2. شارژ موازی باتری: بخش دیگری از جریان برق به سمت باتری هدایت شده و آن را شارژ می‌کند. 3. توقف هوشمند شارژ: به محض اینکه شارژ باتری به ۱۰۰٪ (یا به سطح تعیین شده توسط نرم‌افزار) می‌رسد، مدار هوشمند جریان ورودی به باتری را به طور کامل قطع می‌کند. در این حالت، لپ‌تاپ فقط و فقط از برق آداپتور استفاده می‌کند و هیچ فشاری روی باتری نیست. بنابراین، نگرانی بابت "شارژ بیش از حد" (Overcharging) که در باتری‌های قدیمی وجود داشت، در لپ‌تاپ‌های امروزی بی‌معناست. ### پس خطر اصلی کجاست؟ دو عامل اصلی وجود دارد که می‌تواند در بلندمدت عمر باتری شما را کاهش دهد: #### ۱. حرارت و گرما (دشمن شماره یک باتری) این مهم‌ترین عامل است. باتری‌های لیتیومی به شدت به گرما حساس هستند. * هنگام کارهای سنگین: وقتی در حین شارژ، کارهای سنگینی مثل بازی، ویرایش ویدیو یا رندرینگ انجام می‌دهید، هم پردازنده (CPU) و هم کارت گرافیک (GPU) گرمای زیادی تولید می‌کنند. این گرما به گرمای ناشی از فرآیند شارژ اضافه شده و دمای کلی داخل دستگاه به شدت بالا می‌رود. * اثر گرما: قرار گرفتن طولانی‌مدت باتری در معرض دمای بالا (بالاتر از ۳۵-۴۰ درجه سانتی‌گراد) باعث تخریب شیمیایی سلول‌های آن و کاهش ظرفیت واقعی باتری به مرور زمان می‌شود. نتیجه: مشکل اصلی، ترکیب "گرمای کار سنگین" با "گرمای شارژ" است، نه صرفاً اتصال به برق. #### ۲. باقی ماندن دائمی در شارژ ۱۰۰٪ نگه داشتن باتری لیتیومی در ولتاژ بالا (یعنی شارژ ۱۰۰٪) برای مدت‌های بسیار طولانی (مثلاً هفته‌ها یا ماه‌ها به صورت مداوم) می‌تواند باعث ایجاد فشار بر سلول‌های باتری شده و به تدریج ظرفیت آن را کاهش دهد. این فرآیند بسیار کندتر از تخریب ناشی از گرماست، اما در درازمدت تأثیرگذار است. ### توصیه‌های کاربردی برای حفظ سلامت باتری با توجه به موارد بالا، بهترین راهکارها برای افزایش طول عمر باتری لپ‌تاپ شما این‌ها هستند: * برای کارهای روزمره: اگر در حال وب‌گردی، کار با آفیس یا تماشای فیلم هستید، استفاده از لپ‌تاپ در حین شارژ هیچ مشکلی ندارد. گرمای تولید شده در این حالت ناچیز است. * برای کارهای سنگین: اگر قصد دارید بازی کنید یا کار گرافیکی سنگین انجام دهید، بهتر است: * اجازه دهید باتری تا حد زیادی شارژ شود (مثلاً بالای ۸۰٪). * لپ‌تاپ را به برق متصل کنید تا بهترین عملکرد را داشته باشید (بسیاری از لپ‌تاپ‌ها در حالت باتری، قدرت پردازنده را محدود می‌کنند). * حتماً از تهویه مناسب اطمینان حاصل کنید. لپ‌تاپ را روی سطوح صاف و سخت قرار دهید و در صورت امکان از یک کول‌پد (پایه خنک‌کننده) استفاده کنید. * استفاده از حالت محافظت از باتری: بسیاری از لپ‌تاپ‌های لنوو دارای نرم‌افزار Lenovo Vantage هستند. در این برنامه به دنبال گزینه‌ای به نام "Conservation Mode" یا "حالت حفظ باتری" بگردید. با فعال کردن این گزینه، شارژ باتری در حدود ۵۵ تا ۶۰ درصد متوقف می‌شود. این بهترین حالت برای زمانی است که می‌خواهید به طور مداوم و طولانی از لپ‌تاپ متصل به برق استفاده کنید، زیرا از استرس ولتاژ بالا و چرخه‌های شارژ بی‌مورد جلوگیری می‌کند. * از تخلیه کامل باتری بپرهیزید: سعی کنید هرگز اجازه ندهید شارژ باتری به صفر برسد. بهترین محدوده برای کارکرد باتری‌های لیتیومی بین ۲۰ تا ۸۰ درصد است. * چرخه شارژ ماهانه: اگر همیشه از لپ‌تاپ متصل به برق استفاده می‌کنید، توصیه می‌شود حداقل یک بار در ماه اجازه دهید باتری تا حدود ۲۰٪ تخلیه شده و سپس دوباره آن را به طور کامل شارژ کنید. این کار به کالیبره ماندن سنسور باتری کمک می‌کند.
خلاصه: نگران کار با لپ‌تاپ در حین شارژ نباشید. سیستم‌های مدرن برای این کار طراحی شده‌اند. فقط مراقب گرما باشید و اگر قرار است برای روزها و هفته‌های متوالی به برق وصل باشید، از حالت "Conservation Mode" در نرم‌افزار Lenovo Vantage استفاده کنید تا عمر باتری خود را به حداکثر برسانید.