بنیاد | جواد محمدنیا
۱. با این کار خارقالعاده هوش مصنوعی گوگل دیگه به سلبریتی نیازی هست؟! ۲. من به جای صدا و سیما بودم
هوشمصنوعی زبانآموزیو فوقالعاده آسون کرده، در عین اینکه داره ما رو از زبان آموزی بینیاز میکنه!
بنیاد | جواد محمدنیا
هوشمصنوعی زبانآموزیو فوقالعاده آسون کرده، در عین اینکه داره ما رو از زبان آموزی بینیاز میکنه!
ترجمههای هوش مصنوعی خیلی توجهمو جلب کرده؛ مخصوصاً تو متون فلسفی.
بهنظرم با این قدرت، دیگه ما از مترجمین متون تخصصی عبور کردیم.
اصل انجام چنین کاری فوقالعادهای بود و چه برسه به این زودی!
همین چند ماه پیش نمیتونستم قبول کنم که به این خوبی ترجمه کنه!
هدایت شده از دانشطلب
هم رأی میدهند هم فحش داعشی
به خاطر انتقاد به کشف حجاب در تجمع برای فلسطین هدف حمله چپهای سکولار قرار گرفتیم. بدترینش از علی علیزاده سر زد که طوماری از دروغ درباره سکوت در برابر تبعیض و فساد نوشت. چون همانجا جواب خورد و دیگران تذکر دادند «اشتباه زده» برنامه دو نفرهای با امیر خراسانی ترتیب داد تا مثل کودکان زخمخورده هر چه به زبانشان میآید را با هم فریاد بزنند، بلکه خنک شوند.
مثل همیشه گلوله اصلاحطلبها یعنی فحش طالبانی باید شلیک میشد اما اینها عصبانیتر و هتاکتر بودند؛ مستقیم نسبت داعشی دادند. چون این شلیک اول به امام و رهبری میخورد علیزاده داستان شخصی ساخته که اگر امام زنده بود قطعا از «قانون فاشیستی و داعشی حجاب» توبه میکرد و رهبری هم پس از سالها مقاومت، آبان ۴۰۱ تسلیم شده و توبه کرده. ارزشیها را رسما خر میبیند.
ذهن بسیاری از چپها داروینی است و دینداری را عارضه عقبماندگی به حساب میآورند. از همین رو نسبتهایی مثل نئاندرتال، کودن، کمهوش و.. را مثل نقل و نبات درباره اسلامگراها به کار میبرند اما درباره جوامع غربی که ازشان جانسون و بوش و ترامپ درآمده یا نوکر نتانیاهو شدند چنین نسبتهایی را خرج نمیکنند. در همین برنامه، رئیسی و جلیلی نیز به کمهوشی و نفهمی سیاسی متهم شدند.
بنده آنقدر انقلابی نیستم که به جلیلی رأی بدهم، خودش و بعضی اطرافیانش را تند میدانم. علیزاده اما پادوی تبلیغ او شد، همزمان میگوید جلیلی قطعا بنیادگرای فرهنگی است. اضافه میکند که هوش سیاسی چندانی ندارد و اگر میآمد اصلاحطلبها یک «ززآ»ی دیگر ازش درمیآوردند! این طنزی است که اصلا توصیف برنمیدارد: به تندتر از داعشیها که جلیلی باشد رأی داده و ما را از نتیجه کار خودش میترساند.
اگر میشود به دلایل اقتصادی داعشیها را تبلیغ کرد چرا نتوان یک تکه شال را پذیرفت؟ اهمیت حجاب همین جا یعنی در رفتار مخالفانِ کینهتوزش بیرون میریزد: حاضرند با ولایت فقیه کنار بیایند، در انتخابات رأی بدهند، از رهبری تمجید کنند، پشت جلیلی راه بیافتند، هر روز با حزباللهیها برنامه بسازند، به خاطر مقاومت فحش بخورند، اما در هدف اصلی یعنی «استحاله فرهنگی» کوتاه نمیآیند.
یکی از دوستان به درستی یادآوری کرد حتی از منظر چپ، حجاب چالش طبقاتی بوده. همزمان با آزادسازی، سبک زندگی غربزده هم تبلیغ شد. چپهای پستمدرن اما پادوی آزادیهای فردی شدند، دنبالهرو قشر نوکیسه و کافهنشین که میخواهد همه هنجارها را بشکند. میگویند مقاومت نکنید و هر چه خواستند بدهید برود! یقه ما را هم میگیرند به این جرم که میخواهیم چسبهای تاریخی جامعه وا نرود.
خراسانی کودکتر و سخیفتر ظاهر شد و کار را به آنجا رساند که پرسید چرا ایرلندیهای را به تهران دعوت کردید؟ مگر حجاب دارند؟ نفهمید که آنها شعور دارند و به قانون احترام میگذارند. حجاب سر میکنند و کنارمان میایستند نه اینکه دفاع از غزه را هم فرصتی ببینند برای پنجه کشیدن و لگد انداختن. فحش تکفیری و داعشی نمیدهند. به ما که مشتاق اتحاد حداکثری هستیم حمله نمیکنند.
مقاومت ضایعات هم دارد، سنی تکفیری و عرب تجزیهطلب یا فمینیست و همجنسباز هم ممکن است پرچم فلسطین را بلند کنند اما ربطی به ما ندارند. چون فلسطین مهم است قرار نیست هر دشمن یا ضدخدایی را بپذیریم و فرش قرمز بیاندازیم. اگر قرار باشد با شیطان هم علیه اسرائیل متحد شویم باید موقتا ما را محترم بداند و قوانینمان را نشکند، والا از ذلت و حقارت، مقاومت درنمیآید.
خراسانی در تقلایش تناقض بدتری نشان داد. ارتکاب شکنجه توسط انقلابیون الجزایر را توجیه کرد چون مسئله مهم، مبارزه با استعمار بوده اما حتی جلوی نتانیاهو با قانون حجاب کنار نمیآیند. دلیل؟ آن شکنجه را چپها مرتکب شدند اما این قانون را اسلامیها گذاشتند. زیر نقاب چپ بدترین تعصبهای جاهلی و فرقهای را پنهان کردهاند. عملا به جادهای میروند که علینژاد و سازمان سیا برای فروپاشی ساختهاند.
این جماعت چون از بعضی مذهبیها حقارت و ولع توجه دیدهاند توقع کُرنش و تبعیت دارند و کمتر از آن را توهین میدانند. حتی اگر به صورتمان تُف بیاندازند به نظرشان باید ممنون باشیم. به همین ترتیب باورشان آمده پیشتاز و راهنمای مقاومت هستند و آنها که مثل آ.خمینی و آ.خامنهای به حجاب و نهی از منکر باور دارند یک مشت فاشیست و اسلامگرای افراطیاند که باید پاکسازی شوند.
در تحقیرهای خراسانی نوعی شادی از تمام شدن دینگرایی هم بود که یادآوری کردیم سلیمانی و نصرالله هم که به قول چپها مرتجع بودند تمام شدند، به همراه یک قطار سردار و فرمانده که از امثال شما فحش داعشی خوردند چون از هویت و امنیت با هم دفاع کردند. تمام شدن مقاومت اسلامی با اصرار بر کشف حجاب در بهترین حالت به وفاقی از جنس ترکیه میرسد: هم با اسرائیل رابطه دارد هم برای فلسطین جار میزند.
@daneshtalab
غربشناسی (شناختن غرب)
از غرب میآموزم، البته نه به عنوان آموزهای نو و تازه، بلکه به عنوان آموزهای روشنتر و شهودیتر.
چه میخواهم بگویم؟
مثلاً در آموزههایمان دربارۀ تلاش کم گفته نشده، اما در جهان واقعی و روی زمین و البته به صورت عمومیتر، تلاشکردن را بیشتر در غرب میبینیم؛ طبعاً غربی که میگویم غرب جغرافیایی نیست، غربی که چین و ژاپن و کره را نیز در خود جای داده است.
اینکه تلاش، در جهان واقعی، روی زمین و بهصورت عمومیتر جریان دارد، مرا به وجد میآورد و با قدرت بیشتر و بهصورتی شهودیتر، خود را به من نشان میدهد و من با قدرت بیشتر و شهودیتر میآموزم. رازی که همه میدانند، آنان، پیاده میکنند.
«خب که چه» دارد برادر جان؟!
با همین «خب که چه»ها کار به جایی رسیده که طرف نماز صبحش که قضا میشود هیچ، بهکلی نماز نمیخواند و با خود میگوید عوضش سرم را با قمه شکافتهام!
خب فردا هم دیگری میگوید درست است که هر شب با نامحرمی میخوابم، یا اینکه حجاب ندارم و حیایم را از دست دادهام، عوضش جشن غدیر شرکت میکنم!
آن مفسد اقتصادی هم با چهارتا کمک در جشن غدیر یا چندتا فرش اهدا کردن به حرم حسینی، امیدوار است حسینبنعلی در صحرای محشر دستش را بگیرد!
وقتی بگویی «خب که چه؟!»، درحالی که میتوانی دین خدا را بشناسی و تبیین کنی، دین خدا معکوس میشود؛ میشوی مصداق یکتمون کتاب الله.
عملی شدن عقل، به خیال وابستهاست.
دنبال گسترش خداپرستی هستیم؟ باید کار با خیال مخاطب را بیاموزیم؛ کار با هنر، با روایت و... .
هدایت شده از محمد فنائی اشکوری
9.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰 #به_وقت_وطن 🇮🇷| مرحوم دکتر کریم مجتهدی در برنامه شوکران: ایرانی بودن به شناسنامه و خانواده ایرانی داشتن نیست! ایرانی بودن «اراده به ایرانی ماندن است».
🔹وقتی من ایرانیام که اراده ایرانی بودن در من بجوشد؛ حتی اگر من را از ایران بیرون کرده باشند یا تبعید شده باشم.
🎖 @Dafoosmedia | دافوس مدیا🎖
اگه با لپتاپ کار میکنید و نمیدانید با باطریاش چه کنید که بیشتر عمر کند:
## آیا کار با لپتاپ در حین شارژ به باتری آسیب میزند؟
این سوال یکی از رایجترین و مهمترین دغدغههای کاربران لپتاپ است. پاسخ کوتاه و اصلی این است: خیر، در لپتاپهای مدرن، استفاده از دستگاه حین شارژ شدن به خودی خود و به طور مستقیم به باتری آسیب نمیزند، اما نکات مهمی وجود دارد که باید بدانید.
لپتاپهای امروزی، از جمله Lenovo Slim Pad 3 شما، از باتریهای لیتیوم-یون یا لیتیوم-پلیمر و مدارهای مدیریت انرژی هوشمند بهره میبرند. بیایید ببینیم این سیستم چگونه کار میکند و چه چیزی واقعاً برای باتری مضر است.
### نحوه عملکرد سیستم شارژ در لپتاپهای جدید
وقتی شما لپتاپ را به برق متصل میکنید، اتفاق زیر رخ میدهد:
1. تغذیه مستقیم از برق: مدار مدیریت برق، انرژی را مستقیماً از آداپتور به قطعات سختافزاری (CPU، نمایشگر و...) میرساند تا لپتاپ روشن بماند و کار کند.
2. شارژ موازی باتری: بخش دیگری از جریان برق به سمت باتری هدایت شده و آن را شارژ میکند.
3. توقف هوشمند شارژ: به محض اینکه شارژ باتری به ۱۰۰٪ (یا به سطح تعیین شده توسط نرمافزار) میرسد، مدار هوشمند جریان ورودی به باتری را به طور کامل قطع میکند. در این حالت، لپتاپ فقط و فقط از برق آداپتور استفاده میکند و هیچ فشاری روی باتری نیست.
بنابراین، نگرانی بابت "شارژ بیش از حد" (Overcharging) که در باتریهای قدیمی وجود داشت، در لپتاپهای امروزی بیمعناست.
### پس خطر اصلی کجاست؟
دو عامل اصلی وجود دارد که میتواند در بلندمدت عمر باتری شما را کاهش دهد:
#### ۱. حرارت و گرما (دشمن شماره یک باتری)
این مهمترین عامل است. باتریهای لیتیومی به شدت به گرما حساس هستند.
* هنگام کارهای سنگین: وقتی در حین شارژ، کارهای سنگینی مثل بازی، ویرایش ویدیو یا رندرینگ انجام میدهید، هم پردازنده (CPU) و هم کارت گرافیک (GPU) گرمای زیادی تولید میکنند. این گرما به گرمای ناشی از فرآیند شارژ اضافه شده و دمای کلی داخل دستگاه به شدت بالا میرود.
* اثر گرما: قرار گرفتن طولانیمدت باتری در معرض دمای بالا (بالاتر از ۳۵-۴۰ درجه سانتیگراد) باعث تخریب شیمیایی سلولهای آن و کاهش ظرفیت واقعی باتری به مرور زمان میشود.
نتیجه: مشکل اصلی، ترکیب "گرمای کار سنگین" با "گرمای شارژ" است، نه صرفاً اتصال به برق.
#### ۲. باقی ماندن دائمی در شارژ ۱۰۰٪
نگه داشتن باتری لیتیومی در ولتاژ بالا (یعنی شارژ ۱۰۰٪) برای مدتهای بسیار طولانی (مثلاً هفتهها یا ماهها به صورت مداوم) میتواند باعث ایجاد فشار بر سلولهای باتری شده و به تدریج ظرفیت آن را کاهش دهد. این فرآیند بسیار کندتر از تخریب ناشی از گرماست، اما در درازمدت تأثیرگذار است.
### توصیههای کاربردی برای حفظ سلامت باتری
با توجه به موارد بالا، بهترین راهکارها برای افزایش طول عمر باتری لپتاپ شما اینها هستند:
* برای کارهای روزمره: اگر در حال وبگردی، کار با آفیس یا تماشای فیلم هستید، استفاده از لپتاپ در حین شارژ هیچ مشکلی ندارد. گرمای تولید شده در این حالت ناچیز است.
* برای کارهای سنگین: اگر قصد دارید بازی کنید یا کار گرافیکی سنگین انجام دهید، بهتر است:
* اجازه دهید باتری تا حد زیادی شارژ شود (مثلاً بالای ۸۰٪).
* لپتاپ را به برق متصل کنید تا بهترین عملکرد را داشته باشید (بسیاری از لپتاپها در حالت باتری، قدرت پردازنده را محدود میکنند).
* حتماً از تهویه مناسب اطمینان حاصل کنید. لپتاپ را روی سطوح صاف و سخت قرار دهید و در صورت امکان از یک کولپد (پایه خنککننده) استفاده کنید.
* استفاده از حالت محافظت از باتری: بسیاری از لپتاپهای لنوو دارای نرمافزار Lenovo Vantage هستند. در این برنامه به دنبال گزینهای به نام "Conservation Mode" یا "حالت حفظ باتری" بگردید. با فعال کردن این گزینه، شارژ باتری در حدود ۵۵ تا ۶۰ درصد متوقف میشود. این بهترین حالت برای زمانی است که میخواهید به طور مداوم و طولانی از لپتاپ متصل به برق استفاده کنید، زیرا از استرس ولتاژ بالا و چرخههای شارژ بیمورد جلوگیری میکند.
* از تخلیه کامل باتری بپرهیزید: سعی کنید هرگز اجازه ندهید شارژ باتری به صفر برسد. بهترین محدوده برای کارکرد باتریهای لیتیومی بین ۲۰ تا ۸۰ درصد است.
* چرخه شارژ ماهانه: اگر همیشه از لپتاپ متصل به برق استفاده میکنید، توصیه میشود حداقل یک بار در ماه اجازه دهید باتری تا حدود ۲۰٪ تخلیه شده و سپس دوباره آن را به طور کامل شارژ کنید. این کار به کالیبره ماندن سنسور باتری کمک میکند.
خلاصه: نگران کار با لپتاپ در حین شارژ نباشید. سیستمهای مدرن برای این کار طراحی شدهاند. فقط مراقب گرما باشید و اگر قرار است برای روزها و هفتههای متوالی به برق وصل باشید، از حالت "Conservation Mode" در نرمافزار Lenovo Vantage استفاده کنید تا عمر باتری خود را به حداکثر برسانید.
بنیاد | جواد محمدنیا
غربشناسی (شناختن غرب) از غرب میآموزم، البته نه به عنوان آموزهای نو و تازه، بلکه به عنوان آموزها
غرب شناسی (آموختن از غرب)
دانشمندان غربی بسیار به این نکته توجه دارند که آموزههایشان به دیگران برسد؛ بهدانشجویان و دانشآموزان دیگر رشتهها، به مردم کوچه و بازار، به کودکان. به اندازهای که مخاطبشان گنجایش دارد. توجه به این واقعیت مرا بسیار میسازد.
شما سری به انتشارات مشهور غربی بزنید؛ صدها نوع محصول، در سطوح گوناگون و متناسب با سلایق خاص؛ از انواع کتاب گرفته تا مجلات علمی و عمومی تا کمیک.
صدها و هزاران مجله در آموزههای گوناگون؛ از علم تا فلسفه و تاریخ. اینگونه است که توانستهاند جامعه را، با تمام کثرتی که دارد، همراه کنند؛ بهویژه در اندیشههای بنیادین.
چه شد که این نکته به ذهنم رسید؟ البته که این محصولات را میدیدم و به این کارشان غبطه میخوردم اما اوج جلب توجهم وقتی بود که میدیدم که ویکتور هوگو چطور مفاهیمی چون عشق، آزادی و فقر را تبیین میکند و همچنین از دهها رمان که مردم در آن زمان با آنها انس داشتند یاد میکند؛ رواج رمان، آن هم بیش از دویست سال پیش!
حالا خودمان و بهویژه جامعۀ مذهبی را نگاه کنید! برای فهم مفاهیم توحیدی و اخلاقی باید به مثنوی و حافظ مراجعه کنیم که من هم هنوز نمیتوانم به درستی آن را بخوانم چه رسد به اینکه به درستی بفهمم! و عجیبتر و زجرآورتر اینکه وقتی میگوییم بهجای عربیخوانی قرآن و نهج و صحیفه، فارسیاش را بخوانید، آماج انتقادات بیسروته یا بیاهمیتی قرار میگیریم.
باید کار کنیم؛ مخصوصاً این روزها؛ اما چطور؟
۱. تلاش، خیلی زیاد؛ مثل حاج قاسم؛ تهش را گفتم؛ از حاج قاسمِ جنگ تا حاج قاسم سوریه.
۲. با صداقت فراوان؛ دیگر وقت تحمیل بر واقعیت نیست؛ باید واقعیت را ببینیم؛ تنها راهمان صداقت است؛ با خودمان روراست باشیم.
۳. با لشگر! آنها لشگری کار میکنند؛ ما؟ به گروهان هم نمیرسیم؛ متخصصانمان.
۴. با سرعت، وقت را تلف نکنیم.
۵. با آگاهی، با مطالعه، با فکر؛ این همه تجربۀ انباشته در کتابها را هیچوپوچ ندانیم.
۶. با هم گفتگو کنیم و همدیگر را قانع کنیم.
۷. با نو آوری؛ هرطور شده نوآوری کنیم؛ یک عمر بذاریم برای یک چیز نو که کارآمد باشد.
خدمتتون عرض کنم که در استفاده از سه هوش مصنوعیای چینی که من میشناسم، بهاینترتیب اولویت میدم:
جناب کیمی اولویت یکم
جناب دیپسیک اولویت دوم
و جناب کواِن اولویت سوم
فاصلۀ این ها باهم، خیلی زیاده. جناب کیمی با زبانۀ k2 فوقالعاده برایم ظاهر شد، مخصوصا در تحقیق عمیق. در این صورت، جناب کوان برود کشکش را بسابد. اینها را تحقیق فلسفی و جستجو و سرعت آزمایش کردم. آخرین نسخهاش را.