eitaa logo
﷽ 🟠 نورالقرآن 🟠
12.2هزار دنبال‌کننده
11.8هزار عکس
9.4هزار ویدیو
591 فایل
تقدیم به امام زمان علیه السلام [ کپی حلال ] دعامون کنید ادمین تبادلات @shahied_123 اسرائیل رفتنی است فلسطین کلیدرمزآلودظهور است امام خامنه ای کانال نورالقران @Noorghran 👇ادمین رزرو تبلیغات مدیر @Eerfan313
مشاهده در ایتا
دانلود
🌸السلام علیک یا شریک القرآن 🌸
قرائتی_حشر_آیه_۷_نورالقرآن_برش.mp3
1.52M
🍃🌹۰۰۰﷽۰۰۰🍃🌹 ما أَفاءَ اللَّهُ عَلى‌ رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرى‌ فَلِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى‌ وَ الْيَتامى‌ وَ الْمَساكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ كَيْ لا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِياءِ مِنْكُمْ وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقابِ «7» آنچه را خداوند از اهل آبادى‌ها به رسولش بازگرداند، پس براى خدا و براى رسول و براى خويشاوندان و يتيمان و مستمندان و در راه ماندگان است تا (اين اموال) تنها ميان ثروتمندان شما در گردش نباشد و آنچه پيامبر براى شما آورده، بگيريد و آنچه شما را از آن بازداشته، ترك كنيد و از خدا پروا كنيد كه خداوند، سخت كيفر است.
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌷حضرت علی (ع): 💫🌟علم را یاد بگیرید که یادگرفتن آن حسنه، یاددادن آن تسبیح، بحث از آن جهاد، یاددادن آن به کسی که نمی‌داند صدقه و یاددادن آن به اهلش (کسانی که آشنا هستند) مایه‌ی تقرب به خداست. 🌺خداوند به خاطر علم برخی را بالا می‌برد و پیشوایانی در کارهای نیکویشان قرار می‌دهد که دیگران به آن‌ها اقتدا می‌کنند. 🕊فرشتگان به دوستی آن‌ها علاقه دارند و در زمان نمازخواندن‌شان با بال‌هایشان اهلِ علم را لمس می‌کنند. خداوند به علم شناخته می‌شود و دانش را به نیکان الهام می‌کند و بَدان را از آن باز می‌دارد. 🆔@noor133Qoran
7.64M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
☘دعای فرج ☘ 🔻 زیباست ودیدنی🔻 کانال نورالقرآن👇 🆔@noor133Qoran
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
👇👇 . ❌چپی‌ها می‌گفتند: « چمران جاسوس آمریکاست و برای ناسا کار می‌کنه» راستی‌ها می‌گفتند: « چمران کمونیسته» خلاصه آقا مصطفی رو نه چپی‌ها قبول داشتند، و نه راستی‌ها 💥هر دو گروه هم برای کشتنش جایزه گذاشته بودند. ساواک هم یه عده رو فرستاده بود تا ترورش کنند. . 👌اما چمران اهل گروه و باندبازی نبود که براش این سنگ‌اندازی‌ها مهم باشه و متزلزل بشه در خط خدا موند و افتاد توی مسیر و امام... اونقد خوب به تکلیفش عمل کرد، که هم خدا عاشقش شد و هم امام ... 🍀🌸وقتی توی جبهه بود ، تصمیم گرفت تا اوضاع جنگ سر و سامون نگرفته ، بر نگرده تهران ... سر عهدش هم بود تا اینکه از دفتر امام خمینی زنگ زدن بهش و گفتند: ❌امام فرموده دلم برای تنگ شده، بگید بیاد 🔻چمران گفت چشم... و راهی تهران شد . : 👇بچه شیعه! اگه مثل چمران در خط و باشی، و اسیر نشی ، هم خدا میشه و هم خدا و نائبش... اونوقت خدا برای خودش می‌خره تو رو... 🍃🌹۳۱ خرداد سالروز شهادت دکتر مصطفی چمران گرامیباد کانال نورالقرآن👇 🆔@noor133Qoran
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
عِبَادُ الرَّحْمَٰنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا. 👌 بندگانِ خدای رحمان، کسانی‌ هستند که روی زمین با ، آرامش و فروتنی راه می‌روند. 🌴سوره فرقان، آیه ۶۳🌴
﷽ 🟠 نورالقرآن 🟠
🍃🌹۰۰۰﷽۰۰۰🍃🌹 #قسمت_شانزدهم #داستانِ_واقعی 🌕#سه_دقیقه_تاقیامت🌕 ✍از دیگر اتفاقاتی که در آن بیاب
🍃🌹۰۰۰﷽۰۰۰🍃🌹 🌕🌕 ✍اوایل ماه شعبان بود که راهی مدینه شدیم. یک روز صبح در حالی که مشغول زیارت بقیع بودم متوجه شدم که مأمور وهابی دوربین یک پسر بچه را که می خواست از بقیع عکس بگیرد را گرفته. جلو رفتم و به سرعت دوربین را از دست او گرفتم و به پسربچه تحویل دادم. 🍀بعد به انتهای قبرستان رفتم در حال خواندن زیارت عاشورا بودم که به مقابل قبر عثمان رسیدم. ☘همان مامور وهابی دنبال من آمد و چپ چپ به من نگاه می کرد. یکباره دستم را گرفت و به فارسی و با صدای بلند گفت: چی میگی؟داری لعنت می کنی؟ گفتم:نخیر دستم را ول کن! ☘ اما او داد میزد وبقیه مامورین را دور خودش جمع کرد. یکدفعه به من نگاه کرد و حرف زشتی را به مولا امیرالمومنین زد. ☘من دیگر سکوت را جایز ندانستم، یکباره کشیده محکمی به صورت او زدم . چهار مامور به سر من ریختند و شروع به زدن کردند. یکی از مامورین ضربه محکمی به کتف من زد که درد آن تا ماه ها مرا اذیت می کرد. چند نفر جلو آمدند و مرا از زیر دست آنها خارج کردند و فرار کردم. ☘اما در لحظات بررسی اعمال ماجرای درگیری در قبرستان بقیع را به من نشان دادند و گفتند: شما خالصانه و به عشق مولا با آن مأمور درگیر شدی و کتف شما آسیب دید و برای همین در نامه عمل شما ثبت شده است. در این سفر کوتاه به قیامت نگاه من به شهید و شهادت تغییر کرد، علت آن هم چند ماجرا بود: ☘یکی از معلمین و مربیان شهر ما در مسجد محل تلاش فوق العاده‌ای داشت که بچه‌ها را جذب می‌کرد. ❌خالصانه فعالیت می‌کرد و در مسجدی شدن ما هم خیلی اثر داشت. این مرد خدا یک بار که با ماشین در حرکت بود از چراغ قرمز عبور کرد و سانحه شدید رخ داد و ایشان مرحوم شد ☘من این بنده خدا را دیدم که در میان شهدا و هم درجه آنها بود.ایشان به خاطر اعمال خوبی که در مسجد و محل داشت و رعایت دستورات دین به مقام شهدا دست یافته بود. اما سوالی که در ذهن من بود تصادف او و عدم رعایت قانون و مرگش بود! ☘ایشان به من گفت: من در پشت فرمان ماشین سکته کردم و از دنیا رفتم و سپس با ماشین مقابل برخورد کردم. هیچ چیزی از صحنه تصادف دست من نبود... ☘ در جایی دیگر یکی از دوستان پدرم که اوایل جنگ شهید شده بود و در گلزار شهدای شهرمان به خاک سپرده شده بود را دیدم. ☘ اما او خیلی گرفتار بود و اصلاً در رتبه شهدا قرار نداشت. تعجب کردم تشییع او را به یاد داشتم که در تابوت شهدا بود! ☘خودش گفت: من برای جهاد به جبهه نرفتم به دنبال کاسبی و خرید و فروش بودم که برای خرید جنس به مناطق مرزی رفتم که آنجا بمباران شد. بدن ما با شهدای رزمنده به شهر منتقل شد و فکر کردند من رزمنده ام و... ❌ اما مهم ترین مطلبی که از شهدا یادم‌ ماند مربوط به یکی از همسایگان ما بود. ☘ خوب به یاد داشتم که در دوره دبستان آخر شب وقتی از مجلس قرآن به سمت منزل آمدیم از یک کوچه باریک و تاریک عبور کردیم. از همان بچگی شیطنت داشتم، زنگ خانه مردم را می زدیم و سریع فرار می کردیم. ☘یک شب دیرتر از بقیه دوستانم از مسجد راه افتادم. همان کوچه بودم که دیدم رفقای من که زودتر از کوچه رد شدن یک چسب را به زنگ یک خانه چسبانده اند، صدای زنگ قطع نمی‌شد. ✨ پسر صاحبخانه یکی از بسیجیان مسجد محل بود، بیرون آمد چسب را از روی زنگ جدا کرد و نگاهش به من افتاد. ☘شنیده بود که من قبلا از این کارها کرده ام، برای همین جلو آمد و مچ دستم را گرفت و گفت باید به پدرت بگویم چه کار می کنی! هرچه اصرار کردم که من نبودم بی فایده بود.مرا مقابل منزل ما برد و پدرم را صدا زد.پدرم خیلی عصبانی شد و جلوی چشم همه حسابی مرا کتک زد. ☘ این جوان بسیجی که در اینجا قضاوت اشتباهی داشت در روزهای پایانی دفاع مقدس به شهادت رسید. ☘ این ماجرا و کتک خوردن به ناحق من در نامه اعمالم نوشته شده بود که به جوان پشت میز گفتم: ❌ چطور باید حقم را از آن شهید بگیرم او در مورد من زود قضاوت کرد! ☘جوان گفت: لازم نیست که آن شهید به اینجا بیاید. من اجازه دارم آنقدر از گناهان تو ببخشم تا از آن شهید راضی شوی. ☘خیلی خوشحال شدم و قبول کردم.حدود یکی دو سال از گناهان اعمال من پاک شد تا جوان پشت میز گفت راضی شدی؟گفتم بله عالیه. لبته بعدا پشیمان شدم که چرا نگذاشتم تمام اعمال بدم را پاک کند.. اما باز بد نبود. ☘ همان لحظه آن شهید را دیدم و روبوسی کرد،خیلی از دیدنش خوشحال شدم.گفت: با اینکه لازم نبود اما گفتم بیایم از شما حلالیت بطلبم. هرچند شما هم به خاطر کارهای گذشته در آن ماجرا بی تقصیر نبودی... ✍ادامه دارد ۰۰۰۰۰ . کانال نورالقرآن👇 🆔@noor133Qoran
9.31M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
👇شهید سردار سلیمانی قدر بدانید توفیق خدمتگزاری به پدر ومادررا ☘قدر گزاری کنید ☘
❇️از عارفي پرسيدند : چرا اينقدر ذکر صلوات در منابع دينى ما تأکيد شده! و براى آمرزش گناهان، وسعت روزى ، صحت و سلامتى، گشايش در کارها و... صلوات تجويز کرده اند، سِرّ و راز اين ذکر چيست؟ فرمود: اگر به قرآن نگاه کنيد فقط يکجا در قرآن هست که خداوند انسان را هم شأن و هم درجه ى خودش ميکند يعنى از انسان ميخواهد که بيايد کنار او و با هم در يک کارى مشارکت کنند و آن آيه اینست : "انّ الله و ملائکته يصلّون علي النبي يا ايها الذين آمنوا صلّوا عليه و سلموا تسليما" 🍃🌹خداوند و ملائکه اش براى پيامبر(ص) صلوات ميفرستند۰