تربیت فرزند نوردیده
وارد موضوع #اعتماد_به_نفس می شویم که در حوزه ی مهارت ها است و توانایی ها را می شناسد. به یاد دارید ک
کسی که #اعتماد_به_نفس واقعی دارد کاملاً کار را جدا از وجود می بیند، قدرت نقدپذیری دارد و می تواند خودش را نقد و تأیید کند؛ یک لیوان شکستم، آخ آخ حواسم نبود؛ خودش را سرزنش نمی کند، مهارتم کم بود افتاد شکست.. تمرین می کنم تا این مهارت را به دست آورم.
حاضرین: این توجیه اشتباه نمی شود؟ استاد؛ اصلاً شخص بااعتمادبه نفس واقعی توجیه نمی کند، نمی ترسد و عذرخواهی بیش ازحد و التماس نمی کند "مامان ببخشید غلط کردم" بلکه کارش را توصیف می کند مثل: مامان لیوان افتاد شکست اومدم برش دارم افتاد.
این سوال شما من رو یاد یک خاطره انداخت، فرزند پسرم 4 سالش بود که من در یک سفر خارج از کشور در فرودگاه کشور مبدأ یک موتورسیکلت وسپای کوچک دیدم که فلاش می زد و آژیر می کشید، من خیلی پسندیدمش و آن را خریدم به عنوان دکور و چون در راه برگشت به ایران بودم توی یک کیسه دستم گرفته بودم، خونه که رسیدم اول موتور را دادم دست همسرم و گفتم این را یک جای خوب دکور بگذار؛ همسرم هم خیلی خوشش آمد و هردو شیفته ی آن شده بودیم بعد چمدان را باز کردم که سوغاتی ها را ببینیم یکدفعه متوجه شدم که پسرم نیست! بعد از 5 دقیقه دیدیم با موتور دو تیکه شده آمد گفتیم این چیه؟! گفت بابا سوارش شدم از دیوار بالا برم از وسط نصف شد این اتفاق درست زمانی بود که پسرم را می بردیم تماشای موتورهایی که از تپه بالا می رفتند و دیده بود که میشه با موتور از دیوار و تپه بالا رفت. این که پسرم آمد و گفت بابا سوارش شدم از دیوار بالا نرفت و از وسط نصف شد عین واقعیت و یک توصیف است.
حاضرین: شما چه برخوردی کردید؟ پاسخ: خب نصف شد دیگه! گفتیم بذارش این جا. اصلاً لازم نیست که خیلی برخورد بدی با بچه کنیم؛ کودک خودش کار خودش را نقد می کند و تجربه می کند که روی موتور کوچک نمی شود سوار شد می شکند.
وقتی کودک کارش را توصیف می کند اعتماد به نفس واقعی دارد که سازنده است و در امتداد عزت نفس است یعنی من توانا هستم، می توانم، یاد می گیرم، قدرت اجرائی دارم و احساس ارزشمند بودن می کنم. اعتماد به نفس احساس رضایتمندی می آورد و عزت نفس احساس ارزشمندی می آورد. (ادامه دارد...)
#شخصیت {قسمت68}
[مباحث کودک متعادل ]
@nooredideh👈کانال تربیتی نوردیده
بچهها در حضور امام بسیار آزاد بودند و تا وقتی امام حضور داشتند وسعت عملشان بیشتر از زمانی بود که ایشان نبودند؛ چون فکر میکردند که حامی دارند و اگر عمل نادرستی انجام بدهند، ما به احترام امام اعتراض نمیکنیم. در نتیجه وقتی امام میآمدند، به جای اینکه بچهها یک مقدار آرامتر باشند، فکر میکردند که حالا هر کاری دلشان بخواهد میتوانند انجام بدهند.
💢خاطرهای از نوهی امام خمینی (رحمت الله علیه)
#مهربان_تر_از_پدر
@dayangardenplay
وقتي فرزندتان از انجام كاري لذت ميبرد، دستور دادن شما براي توقف كار بي نتيجه خواهد بود. مثلا وقتی کودک در حال بازی رایانه ای یا تماشای تلویزیون است؛ اگر مادر بیست بار هم بگوید:
_ بسه دیگه
_ پاشو دیگه
_ درس هات مونده
_ چشم هات آسیب می بینه
_ بیام خاموشش کنم و...
ولی کودک حاضر نیست، ادامه ندهد و لذتش را متوقف کند.
پس بهتر است به جای این حرف ها یا تهدیدها به او پیشنهاد یک جایگزین جذاب بدهید، یا به او زمان اتمام بدهید.
مثلا بگویید:
بیا با هم کیک بپزیم.
بریم فوتبال بازی کنیم.
وقتی عقربه بزرگ ساعت به عدد سه رسید، تلویزیون را خاموش کن.
بریم با رنگ انگشتی روی دیوار حمام نقاشی کنیم.
بسته به علایق فرزندتان جایگزین در نظر بگیرید و مدام تذکر ندهید.
#کانال_تربیتی_نوردیده 👇
join @nooredideh
اجازه دهید کودکان با وسایل دور ریختنی کاردستی درست کنند. البته با رعایت اصول بهداشتی.
استفاده از دور ریختنی ها به هوش اقتصادی کودک کمک می کند. و به کودک یاد می دهد که مراقب محیط زیست باشد.
کانال تربیتی نوردیده 👇
@nooredideh
هدایت شده از کانال حمید کثیری
🔴 هدف آموزش و پرورش؛ بووووق ....
همیشه بین متفکرین و فیلسوفان تعلیم و تربیت این سوال مطرح بوده که شما وقتی یک متعلّم یا مترّبی (همون دانشآموز و دانشجوی خودمون 😉) رو تحویل میگیرید، دوازده یا بیست سال بعد؛ قراره چه چیزی تحویل بدید؟ یعنی شما قراره چی رو دقیقاً به شاگرد منتقل کنید؟
پاسخ به این سوال در حیطه اهداف و رسالتهای تعلیم و تربیت هست که عموم متفکرین سه مورد رو برشمردن. یعنی یا یکی از این سه تا، یا دو تا از سه تا یا هر سه رو گفتن! اما به صورت کلی روی این سه تا اتفاق نظر هست. حالا اینا چیان؟!
1️⃣ انتقال میراث فرهنگی
مطابق با این دیدگاه هدف تعلیم و تربیت، انتقال میراث فرهنگیای هست که هر یک از ما همراه خودمون داریم و باید اون رو به نسلهای بعدی منتقل کنیم. این میراث فرهنگی هم خیلی ساحتهای گوناگونی داره. مثلا یکیش اینکه باید ارزشها رو به نسل بعدی منتقل کنیم. یعنی ساده شدهاش اینه که مدرسه و دانشگاه باید بتونه ارزشهای مورد نظر ما رو به بچههامون منتقل کنه. حالا ارزشهامون چی هست و نقش خانواده این وسط چیه، محل بحثم نیست. بعداً صحبت میکنیم ...
2⃣ ساختن شاگرد برای یک زندگی خوب، خوش و ارزشمند
هر کدوم از اینا کلی صحبت داره که الآن و اینجا جاش نیست! اما چیزی که محوریت داره زندگی کردن هست البته از نوع خوب، خوش و ارزشمندش.
3⃣ کشف استعدادهای بالقوه و شکوفا کردن اونها
در این دیدگاه هر انسانی یک معدن هست که معلم یا مربی، نقش کانیشناس رو در اون بازی میکنه و محتویات این معدن رو کشف، استخراج و البته فرآوری میکنه.
طبیعتاً هر قدر افراد؛ رشدِ بیشتر و متعادلتری کرده باشن، استعدادهای بیشتری بروز و ظهور دارم و زمینه برای بالفعل کردن اونها مساعدتر هست.
👈 حالا فکر میکنید در آموزش و پرورش ایران کدوم یکی از سه مورد دغدغه هست یا هدف نظام تعلیم و تربیت کشورمون؟!
ظاهراً و باطناً هیچ کدام!! 😞😞
در ایران تنها هدف اینه که هر کدوم از شاگردان متخصص یک شغل یا حرفه خاصی بشن. البته بماند که به دلایل متعدد در همین هدف هم موفق عمل نکردیم و نمیکنیم!
در ایران وقتی کسی مثلاً در سی و چند سالگی دکتری میگیره تازه متوجه میشه که زندگی کردن بلد نیست! یعنی این فرد اگه مکانیک خونده در حالت آرمانی در کارگاه ساخت بسیار موفق هست اما خارج از اون ...
حالا والدینی که خودشون تحت تربیت چنین سیستمی بزرگ شدن معمولا نمیپذیرن که بچههاشون بخوان متفاوت از سیستم فکر یا عمل کنن!
مثلا یکی از چالشهای بزرگ من با اکثر والدین اینه که شادی رو از بچههاشون میگیرن به قیمت این که بچه باید درسش رو بخونه! و البته بچه هم درسش رو نمیخونه 😜 (اینکه شادی چیه هم بمونه طلبتون)
حالا چند تا سوال که باید بهش فکر کنید؛
برای شما قابل پذیرش هست که فرزند شما شب امتحانش رمان بخونه؟
میتونید بپذیرید که فرزند شما بگه من نمیخوام بیشتر از دیپلم بخونم و میخوام یه استارتاپ راه بندازم؟
براتون قابل قبول هست که بچه شما چون توی ورزش یا هنر موفق هست بخواد دیگه بیشتر از سوم دبیرستان نخونه؟!
(نمیخوام بگم چی درسته و چی غلط، فقط دارم طرح سوال میکنم)
#حمید_کثیری 👇👇
https://eitaa.com/joinchat/2151219200Cf6cb8914a4
والدین، وظیفه دارند «انتخاب کردن» را به فرزندانشان بیاموزند...
شما دائم برای فرزندتان تصمیم گیری نکنید، یا نظرتان را به او تحمیل نکنید. زیرا او باید در سالهای آینده، تصمیم ها و انتخاب های مهمی داشته باشد، مثل: انتخاب دوست، انتخاب رشته تحصیلی، انتخاب شغل، انتخاب همسر و...
البته کودک در سن زیر پنج سال، قدرت تصمیم گیری و انتخاب محدودی دارد... و اگر تعداد گزینه ها زیاد شود، او قدرت انتخاب کردن ندارد.
تعداد انتخابهای کودک را محدود کنید تا قدرت تصمیم گیری پیدا کند و انتخاب کردن را یاد بگیرد. مثلا باید در سن زیر پنج سال، دو گزینه به او پیشنهاد دهید تا بتواند یکی از آنها را انتخاب کند. به عنوان مثال، موقع رفتن به مهمانی، دو لباس مناسب مهمانی از کمد خارج کنید، تا او یکی را بتواند انتخاب کند.
#کانال_تربیتی_نوردیده 👇
Join @nooredideh
تنبیه بدنی کودکان مساوی با افت هوش!
تحقیقات نشان داده افرادی که
بین سنین 2 تا 4 سالگی تنبیه
بدنی شده اند از افرادی که در
این سنین تنبیه بدنی را تجربه
نکرده اند، بهره هوشی کمتری دارند
@nooredideh
راه های ایجاد انگیزه در کودکان، بدون باج دادن خودتان انجام دهید. آیا می خواهید کودک شما سبزیجات بخورد؟ خودتان سبزی بخورید.
یا به عنوان مثال با او به پیاده روی بروید تا او به نشان دهید که تحرک یک نوع سرگرمی است.
شما بهترین شخصی هستید که کودکتان می تواند از آن الگو بگیرد. کودکان از سنین پایین خیلی زود شروع به تقلید از والدین خود می کنند.
از دادن باج به کودک مانند غذا یا اسباب بازی و یا سایر اقدامات برای تشویق آنها خودداری کنید. این کار باعث آموزش رفتارهای ناسالم خواهد شد.
#کانال_تربیتی_نوردیده 👇
Join @nooredideh
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
بچه دِق کرد...
خدا ازت نگذره 😐
@nooredideh
هدایت شده از کانال حمید کثیری
🔴 با اتوبوس تا مدرسه؛ یادش به خیر ...
من یکی از بهترین خاطرات دوران مدرسه رفتنم مال راهنمایی هست. خونه ما سمت پیروزی و منطقه ۱۴ بود اما مدرسهام سمت بهارستان و منطقه ۱۲ ...
هر روز تقریباً ساعت شش و ربع از خونه میزدم بیرون و حدود ده تا پانزده دقیقه تا ایستگاه اتوبوس پیاده میرفتم. بعد اتوبوس خط سیزده آبان - بهارستان رو سوار میشدم و میرفتم مدرسه. (یادش به خیر؛ یه بسته بلیط کاغذی میخریدیم، ده تاییش صد تومن بود. چه بازار سیاهی داشت تقلبیاش 😬)
زنگ مدرسه ساعت ۷.۳۰ میخورد اما من طوری راه میافتادم که قبل ۷.۰۰ مدرسه باشم. چرا؟! چون زودتر برسم مدرسه و هر روز تا قبل از صبحگاه تو حیاط فوتبال بازی کنم. البته چند تا دیوانه دیگه هم شبیه خودم بودن! 😜
یعنی تا حدود ۷.۲۵ که ناظم یا مدیر میرسیدن مدرسه بازی میکردیم و بعدش بساط جمع میشد تا فردا. نمیدونمم مشکلشون با بازی کردن ما چی بود که اگه سر میرسیدن و حواسمون نبود، توپ رو پاره میکردن و یکیمون رو میبردن دفتر 😬 هر روزم تو صبحگاه میگفتند هر کی صبحها فوتبال بازی کنه چنان و چنان! ولی ما فرداش ...
ما سوای اینکه هر روز توی مدرسه باید با این چالش جدی مواجه میشدیم و براش تدبیر میکردیم - که البته فقط همین یه چالش نبود 😊 - توی راه هم هر روز تجربیات جدیدی داشتیم. چه توی رفت و چه توی برگشت. تقریباً هیچ خاطره تلخی از اون دوران ندارم و واقعاً الآن فکر میکنم که رفت و آمد بین مردم خیلی چیزا یاد من داد که شاید خیلی بچهها ازش محروم بودند. (البته این موضوع پیشنیازهایی داره که توی این پست جاش نیست، لذا همینجوری توصیه نمیشه که شمام بدون ملاحظه برای بچههاتون تجربهاش کنید)
اما دوره دبستان تا جایی که میشد مدرسه به ما نزدیک بود. یعنی سعی شده بود بهترین مدرسهی نزدیک انتخاب بشه. یعنی سر کوچهمون مدزسه بود اما اونجا نمیرفتم و یه خیابون بالاتر میرفتم. یه کورس تاکسی بود. صبحها با خواهرم تاکسی سوار میشدیم و میرفتیم. اون راهنمایی بود و من دبستان. تاکسی رو اون انتخاب میکرد و سوار میشدیم، نفری ۲۵ تومن! برگشتنه هم معتمدترین فردی که میشناختیم یعنی سرایدار مدرسه من رو با موتورش میرسوند خونه. یه یاماها داشت، یادش به خیر ...
چی میخوام بگم؟ مادرم هیچ وقت به من نگفت جامعه ناامنه، اما نکات ایمنی رو خیلی ساده و بدون اینکه من رو بترسونه بهم گفت. شاید چندین بارم بدون اینکه بفهمم باهام تست و تمرین کرد تا بفهمه درست یاد گرفتم یا نه. ورود من به اجتماع رو هم ریزه ریزه و در یک بازهی ۵ ساله زیادتر کرد. یعنی من بزرگتر میشدم و مادر که میدید تواناییم بیشتر شده، دایره رو برام بزرگتر میکرد. این یه مورد ...
مورد دیگه اینکه فاصله خونه تا مدرسه هم باید به صورت تقریبی این سیر رو طی کنه. یعنی در دوره دبستان ترجیح بر نزدیک بودنه. یعنی مسیر رفت و آمد خودش موضوعیت داره که کوتاه باشه و البته این فقط یه فاکتوره
(برای نتیجهگیری توی انتخاب مدرسه چندین فاکتور مهمه که دارم کمکم میگم و یه فاکتور هم فاصله تا خونه هست. شما برای تصمیمگیری باید جمیع موارد رو در نظر بگیرید. یعنی در شرایط یکسان بین دو مدرسه اولویت با اونی هست که نزدیکتره)
حالا شاید بگید گفتن این نکته که اینقدر آسمون ریسمون بافتن نداشت! منم میگم که اولاً کلی نکته تو دل این دو، سه تا خاطره گفتم که بعداً باهاشون کار داریم، ثانیاً برای این بود که خودتونم به اون دوره فکر کنید و نکات مثبت و منفیش رو ببینید، چون بعضیامون برای بچههامون فقط به توی گلخونه بودن راضی میشیم.
شمام به خاطرات دوران تحصیلتون فکر کنید ...
#حمید_کثیری 👇👇
https://eitaa.com/joinchat/2151219200Cf6cb8914a4
🔴لایو دوم همسران (که البته برای مجردا هم خیلی مفید بوده) با کارشناسی استاد صادقی که از اساتید حوزه و دانشگاه هستن و هم تحصیلات آکادمیک دانشگاهی دارن هم تحصیلات حوزوی
با موضوع مهم و مبنایی ویژگیهای زن و مرد که دراین صوت، دو ویژگی از زن گفته شد و دو ویژگی از مرد. که ریشه بسیاری از اختلافات عدم توجه به همین ویژگیهاس. که البته ویژگیهای زن و مرد ادامه داره در جلسه بعدی
خیلی بازخوردای خوبی گرفتیم از این صوت، اینجا میتونید دانلود کنید، فایل صوتی پین شده👇
http://eitaa.com/joinchat/443940864Cf192df24f0
نظر یکی از اعضاء درباره جلسه دوم همسران
فایل صوتی رو اینجا دانلود کنید، انتشار فایل ممنوع است، فقط برای اعضای این کانال است👇
http://eitaa.com/joinchat/443940864Cf192df24f0