- دلدادھ مٺحول -
مستی چشمِ نازِ تو ؛ نغمهی ساز من شده.
نغمۀ چشمِ مست تو ، رقص سماعِ من شده.
به قولِ نزار قبانی :
"خاورمیانه را به تقلید چشمان شرقیِ تو ساخته اند!
پرالتهاب،
اندوهگین،
خسته،
زیبا"....
تلف شدن یوزِ کوچکِ ایرانی ، به تاریخِ نهم اسفندماهِ این سالی که غم و سختی رو محکم در آغوش گرفته . .
- دلدادھ مٺحول -
دارم با جدیت باهاش حرف میزنم ؛ یهو میگه رگهیِ عرب داری؟ میگم الان حواست به حرفامِ دیگه؟ نه رگهی
- اصالتُ فرهنگُ زیباییِ ؛
هر شهر این مرز و بوم . .
- وابسته نشو.
[ پس از زخمِ هشتصدُ و هشتم از هشت میلیارد و هشت میلیون آدم روی کره زمین ، به خودش میگوید ].
- دلدادھ مٺحول -
گرمای بهار و تابستون رو نمیخوام حقیقتا ؛ نمیشه زمستون تموم نشه؟
فصل به این خوبی
برف داره.
قرمز شدن گونههارو داره.
بهونه واسه بغل گرفته شدن از شدت سرمارو داره.
استایلای زمستونی و هودی داره.
خوردن لبو داغ ساعت ۱۲ نصفه شبو داره.
باز تاکید میکنم بهونه واسه بغل گرفته شدن از شدت سرمارو داره.
بهونه واسه بغل گرفته شدن از شدت سرمارو داره.
بهونه واسه بغل گرفته شدن از شدت سرمارو داره.