شب شده است، به چشمهایت استراحت بده زیبای من ،
چشمهایی که صاحب نگاهشان من نبودم .
آنتن تنها؛
این حس بدی که نیازدارم یه آغوش باشه بغضم بشکنه ولی نه آغوش دارم، نه بغضی..
تمام سعیمو کردم که بشکنه ولی نشکست
دربین تظاهر ها ماندم، نمیدانم تظاهر میکنم دوستش دارم و نه
یا که تظاهر به تنفر دارم،
نمیدانم گریهٔ من واقعی است یا که فقط صرف توجه دارد .
میشه گوشیتو بزاری رو پیغام گیر؟
میخوام همهچی رو بهت بگم و دیگه توی این جهان کسی منو نبینه.