سال بعدی هیچ فرقی برام نمیکنه
فقط اگر دوباره ببینمت پای خاطرش تاریخ ۱۴۰۲ میخوره؛
هدایت شده از زیرزمین فراموش شده من
خَلَد گَر به پا خاری آسان برآید
چه سازم به خاری که در دل نشیند؟
_طبیب اصفهانی
هدایت شده از زیرزمین فراموش شده من
گر تو گرفتارم کنی من با گرفتاری خوشم
داروی دردم گر تویی در اوج بیماری خوشم
مولانا
این خیلی قشنگ بود
به قول جناب ابتهاج : خون می چکد از دیده در این کنج صبوری این صبر که من میکنم افشردن جان است ...