ولی بیا مثل قدیم ست کنیم،اصن اونی که روسری مشکی داره مال تو؛
میدونم اینجا رو نمیبینی میدونم دیه منو رفیق خودت نمیدونی، میدونم میدونم ولی حیف این دل که دوست داره تو رفیقش باشی:)
هدایت شده از - یک عدد خوددرگیر -
از خودم بدم میاد وقتایی که روت حساس میشم و جوری باهام برخورد میکنی که انگار بزرگترین اشتباهِ دنیا رو کردم.
همه به من میگفتن از دیوار صدا درمی آید اما از تو نه!
میخواستم حرف بزنم اما توانش را نداشتم، از اول همین شکل بودم شاید از بچگی علاقه ای به گرفتن حقم، حرف زدن نداشتم. احساس بدی نسبت به آن داشتم فقط میخواستم در این شرایط قرار نگیرم اصلا در جمع قرار نگیرم
اینکه در جمع افراد غیر مفید باشم عذابم می داد یا اینکه به خاطر احساس درونی ام به حرف زدن بود.