گوشیم دست یکی از بچا بود رفت ب ی فردی ک واقعا برام عزیزه پیام داد"یادتون باشه من دوستتون دارم.. "
واقعا گفتنش بد بود، ولی تا حالا نگفته بودم ک واقعا دوستشون دارم و خوشحالم که میدونن، اگر یه روزی رفتم یه روزی مردم خوشحالم که اینو فهمید..
میتونید درک کنید، دلم برای هیجانش، برای اینکه بفهمم برای کی اهمیت دارم و اینکه برم یکم از جهنم واینا ببینم ادم شم، حاضرم هر کاری کنم برم کما یه چند روزی اون دنیا😍🤡
میدونم هیچوقت نمیشه ایجوری که میخوام، تهش ی مرگ عادی ماشینی چیزی بم میزنه، شایدم یچیزی میپره تو گلوم خفه میشم میمیرم
ولی الویتم اینه اول شهید شدم(خندمه)
یا هر بیماری قلبی باعث مرگم بشه
یا بعد یه کمای طولانی ک قبل رفتن وقتی تو کمام ببینم کی نگرانم میشه..
هدایت شده از ‹ هردودرنھـٰایتمۍمیرند ›
دلم یه خنده از ته دل میخواد. از اینایی که انقدر میخندی وسطش نفست بند میاد خفه میشی میافتی میمیری.
شود آیا که فراموش کنم چشم تو را؛
تا بسوزم و کنم خاک غزل های تو را؟؛
بود آیا که ز دیوانهی خود یاد کند؛
یا که رفت و کرد فراموش خیال تو را؟