اگر دوری ما بهانه ای است، برای چشیدن طعم آغوشت؛ باشد فدای یک تار مویت دلتنگی من .
هدایت شده از - 𝐩𝐚𝐫𝐢𝐬𝐡𝐚𝐧 -
- لستإمامعينى،لكنكِكُلماإرى :
دربرابرچشمانمنیستی ،
اماتمامِآنچهمیبینمتویی :)
هدایت شده از - 𝐩𝐚𝐫𝐢𝐬𝐡𝐚𝐧 -
- هرموقعخواستیدبفهمهچشماشچقدرقشنگن ،
مثلِجنابشهریاربهشبگید :
منکزینفاصلهغارتشدهیچشمتواَم
چونبهدیدارتوافتد ،
سروکارمچهکنم :)!
آنتن تنها؛
- لستإمامعينى،لكنكِكُلماإرى : دربرابرچشمانمنیستی ، اماتمامِآنچهمیبینمتویی :)
از تو فرار میکنم، باز مقابلم تویی؛
آنتن تنها؛
اگر دوری ما بهانه ای است، برای چشیدن طعم آغوشت؛ باشد فدای یک تار مویت دلتنگی من .
پی بردم، کربلا رفتن هم میتونه بهانه خوبی باشه
ولی اگر آدم خوبی بودم
تمام اونایی رو که دوست دارم و فکر میکنن آدم خوبی برای دوست داشته شدن نیستن رو به آغوش میکشیدم و میگفتم، تو تمام دنیای منی، اگر بفهمی .
آنتن تنها؛
اشک ریختن بعد رفتن تو چیزی رو درست نمیکرد ، و من قول دادم ("جز برای تو") دیگه گریه نکنم .
ولی یه جاهایی آدما میشکنن.
شاید دلیلش کوچولو و بی ارزش باشه اما میدونن اگر گریه نکنن تا ابد قلبشون از درد میگیره..
بعضی وقتا باید ی چیزایی رو تحمل کنی که از توانت خارج..
اینکه کسی رو دوست داشته باشی اما بدونی که سهم تو نیست
جزو تلخترین چیزایی که میتونه برات پیش بیاد..
وقتی به آغوش میکشیش و میدونی شاید دیگه هیچوقت نصیبت نشه بتونی طعم بهشت آغوشش رو بچشی، واقعا تحمل میکنی؟ اشک از چشمت پایین نمیاد؟!...
مرا برگردانید به لحظه آغوش؛ همان لحظه که تپش قلب رفت بالا و گرفت آرام از گرمی تنش
بِکنید و بکشید قلب را که زندگیِ بعد او، فقط حسرت است و بغض شبانگاهی در خلوت .