زندگی کردن و درس خوندن ایجوری که
انقدر به این فلاکت ادامه میدم تا به فلاکت بعدی برسم، انقد تو اون فلاکت ادامه میدم که به فلاکت بعد برسم و همیجور از این فلاکت به فلاکت بعدی.
آنتن تنها؛
من به کسی ذره ای محبت نمیکنم، حتی تظاهری؛ اما اگر مهربونی زیادی نشون دادم به خاطر اینکه اون تیکه از
من بالاخره گفتم اینو، و نشون دادم که خوشحالی تو میتونه خوشحالی من باشه:)
ببخشید؛ ببخشید که من آدم کاملی نیسم و بعضی وقتا همه چیز رو خراب میکنم،
ببخشید که هیچ وقت اونقدر خوب نبودم که بتونم تورو راضی نگه دارم،
ببخشید که نتونستم محبتهاتو جبران کنم،
ببخشید که بیشتر جاها از حدم گذاشتم.
اما برای خوب شدنم تمام تلاشمو کردم و میکنم، فکر کنم این قضیه رو بهتر کنه..
اشک میریخت و بعد پاک میکرد میگفت
من نمیدونم چرا با اینکه مال من نیستی، خیلی دوستت دارم اندازه وسعت تمام آسمونا
اما تو سهم من نیستی، قرار نیست کنارت بمونم پس چرا اینقدر دوستت دارم؟ .
لحظه ای آرام گرفت، اشک هایش را طوری پاک کرد که دیگر قابل دیدن نباشند
و گفت اهمیتی نداره برو خدا همراهت و قلبمو ببر تا شاید لازمت شد و دیگه به من فکر نکن .
-فشار و استرس درس های مضخرف مدرسه
-تحمل آدمایی که راه غلط رو بهت نشون میدن
-اون سردرد هایی که به خاطر تو کلاس نشستن + درس زیاد خوندن + تیکه های معلم میگیرم
همهی اینا به اضافه ی عالمه چیز دیگه به خاطر مدرسهاس و به همین دلیل از مدرسه بدم میاد.
ولی من هیچوقت نمیفهمم آخرین دیدارمون کِی میشه که به آغوشت بگیرم پس اگر رفتی یادت باشه یه بغل به من بدهکاری .
دیدن رفیقای مجازی ایجوری که؛ اولین باری که دیدیش ولی یجوری صمیمین انگار دوست چندساله اید 🥲