ببخشید؛ ببخشید که من آدم کاملی نیسم و بعضی وقتا همه چیز رو خراب میکنم،
ببخشید که هیچ وقت اونقدر خوب نبودم که بتونم تورو راضی نگه دارم،
ببخشید که نتونستم محبتهاتو جبران کنم،
ببخشید که بیشتر جاها از حدم گذاشتم.
اما برای خوب شدنم تمام تلاشمو کردم و میکنم، فکر کنم این قضیه رو بهتر کنه..
اشک میریخت و بعد پاک میکرد میگفت
من نمیدونم چرا با اینکه مال من نیستی، خیلی دوستت دارم اندازه وسعت تمام آسمونا
اما تو سهم من نیستی، قرار نیست کنارت بمونم پس چرا اینقدر دوستت دارم؟ .
لحظه ای آرام گرفت، اشک هایش را طوری پاک کرد که دیگر قابل دیدن نباشند
و گفت اهمیتی نداره برو خدا همراهت و قلبمو ببر تا شاید لازمت شد و دیگه به من فکر نکن .
-فشار و استرس درس های مضخرف مدرسه
-تحمل آدمایی که راه غلط رو بهت نشون میدن
-اون سردرد هایی که به خاطر تو کلاس نشستن + درس زیاد خوندن + تیکه های معلم میگیرم
همهی اینا به اضافه ی عالمه چیز دیگه به خاطر مدرسهاس و به همین دلیل از مدرسه بدم میاد.
ولی من هیچوقت نمیفهمم آخرین دیدارمون کِی میشه که به آغوشت بگیرم پس اگر رفتی یادت باشه یه بغل به من بدهکاری .
دیدن رفیقای مجازی ایجوری که؛ اولین باری که دیدیش ولی یجوری صمیمین انگار دوست چندساله اید 🥲
آنتن تنها؛
به پروفی که پین شده نگا میکنم؛ پیامامون خیلی آشناست اما نمیشناسمت اسمتو بلد نیستم فقط میبینم سیو شدی
یه روزی اسمتو یادم نمیومد ولی دوستت داشتم، پس بهم نگو فراموشت کنم!
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی مجبوری که بری و سعی میکنی لبخند بزنی، اتفاقی که درونت میوفته:
دقیقا همین امروز که قرار بود خداحافظی کنم همه مهربون شدن و یه تیکه از قلب مو دزدیدن تا بعدا هم بیام پسش بگیرم.
نذاشتن من با خیال راحت برگردم به زندگیم