کمددیواری.
@nothing124
481
دنبالکننده
503
عکس
45
ویدیو
0
فایل
:)آشفتهایماگرچهولیکنبراییار مانندریشبرقیافهیشیخیم،لازمیم • • -تلنبارِهیچ. -رنجِاندیشیدن. -آشفتگیِشبونه. کپی کنید !
https://daigo.ir/secret/86065380
مشاهده در ایتا
پیوستن
کمددیواری.
481 دنبالکننده
دانلود
مطالب قبلی
کمددیواری.
میخواستم اقرار کنم عاشقم اما .. چیزی که عیان بود چه حاجت به بیان بود؟
کمددیواری.
فهمید که دیوانه و دلبستهی اویم از بسکه اشارات نظر، نامهرسان بود
کمددیواری.
القصه گرفتار دل هم شده بودیم روزی که جوان بودم و او نیز جوان بود ..
کمددیواری.
از آنچه میان من و او بود چه گویم؟ مجنونِ زمان بودم و لیلایِ زمان بود
کمددیواری.
اما وسط آنهمه دلبستگی و عشق، معشوقهام انگار کمی دلنگران بود !
کمددیواری.
خوردیم به یک مشکلِ معمولیِ ساده... من زاغه نشین بودم و او دختر خان بود!
کمددیواری.
کم کم به خودش آمد و فهمید چه کرده حق داشت که پا پس بکشد، بحثِ زیان بود
کمددیواری.
اصلا تو بگو، دختر خان با دک و پوزش، هم شأن من پاپَتیِ غاز چران بود؟!
کمددیواری.
البته که نه! رفت.. خدا پشت و پناهش اصرار چرا؟ قسمتِ او با دگران بود
کمددیواری.
او رفت و غمش شعله به جان قلم انداخت .. من ماندم و یک دفتر و طبعی که روان بود
کمددیواری.
یک مشت غزل شد همهی دار و ندارم، دیوان بزرگی که پر از آه و فغان بود
کمددیواری.
بیش از دو دهه دور خودم گشتم و گشتم دل در گروِ عشق و سرم در دَوَران بود ..
مطالب بعدی