اصن رمال میشم
لباسای عجیب غریب میپوشم
دور چشامو سیاه تر از اینی که الان هس میکنم
بعدم زل میزنم تو تخم چشم طرف چن تا حرف تاثیر گذار و بیپایه و اساس میزنم، اونم انشاءالله اگه دیوونه باشه پول جملات فیالبداههمو میده- هرچند قرار نیس بدونه فیالبداههس🛐
یادمه یه بار بچه که بودم یه گوی موسیقی دیدم اینقد قشنگ بود که نگو هرچند اصلا یادم نیس که چه شکلی بود فقط عاشقش شدم
ضجه زدم که مامان توروخدا بخر، دمش گرم خرید.
اومدیم خونه، درحال نشون دادنش به داشم زارتی افتاد شیکست.
...
و من اون لحظه اینجوری بودم که...
...
ولی خب یا این گوی بود یا یه گوی دیگه، شکسته بود و من تا سالها اون چیزش که کوکش میکردی موسیقی پخش میشدرو نگه داشته بودم و فک میکردم خیلی چیز خفن و با ارزشیه
بعد گوش میدادم میرفتم تو تخیلاتم بعد اصن یه چیز سمی هوف.