اصلنم مود نیس
"این چه طرز حرف زدنه!!" چشمانش را روی هم فشار میدهد؛ همانطور که این جمله در ذهنش تکرار میشد، به خود لعنت میفرستد.
#صدروزبزور - ۷۳-` ۴۲۲ کلمه
رواننویس از دستش افتاد و به هزاران تکه تبدیل شد. جوهر سیاه، برفهای سفید را لک انداخت و حرفهایی که با خود حمل میکرد را به شکل فریادهایی بیصدا، با پخش شدن بر هرجسم نزدیکی، به زن نشان داد.
اما زن کر بود. چشمانش از خورد شدن رواننویس سخنگو گشاد شده و با حالتی بهتزده به آن خیره شد. تقریبا نفس کشیدن را از یاد برده بود. نمیتوانست تکان بخورد. چقدر همه چیز سیاه بنظر میرسید؛ دقیقا مانند خون تیره رواننویس. شاید به زودی کور هم میشد؟
ناگهان، شنل قرمزی که عامل مرگ قلم جادویی زن بود، آب دهانش را قورت داد و سرش را بالا آورد تا به او نگاه کند. زن نیز که بلاخره هوا به ریههایش رسیده بود، با تیکی عصبی چشمان بینورش را به سمت دخترک برمیگرداند. ابروهای باریکش در هم میروند و انگشتان لاغر و کشیدهاش را به طرزی تهدید آمیز، به سوی شنلقرمزی میگیرد: "خ_خانم کوچچولو!" همانطور که دخترک به عقب برمیگشت، زن، با قدمهایی آهسته، نزدیکتر میشد: "ت-تو اششتباه بززززرگی ک-کردی! ا-ا-اشششتباهی که مامادررربزرگت تقاضش رو پسسس میییییده!" علیرغم لکنت در سخنان و لرزش در صدایش، جدیت و صلابت آن به خوبی حس میشد.
شنلقرمزی، با وحشت قدمی دیگر به عقب برداشت که ناگهان با برخورد کمرش به جسم بزرگی در پشت سرش متوقف شد. درحالی که بدنش از ترس میلرزید، سرش را به آرامی و با احتیاط میچرخاند. با دیدن آن مرد قوی هیکل مو قهوهای پرپشت و گوشهای نوکتیز او، نفسش به شماره میافتد. درحالی که سینهاش به سرعت بالا و پایین میرفت، بین نفسهایش زمزمه میکند: "این... تو... چی..."
مرد، با چشمان سردی که در تاریکی جنگل میدرخشید به چهره رنگ پریده دختر خیره شد. با صدای عمیقی زمزمه کرد: "حاصل یه اشتباه دیگه."
چشمان تیره شنلقرمزی، با صدای ترسناک مرد، گشاد میشود و جیغ بلندی میکشد. همانطور که فریاد کمک سر میداد، دیوانهوار برای فرار از موجودات عجیب درون جنگل، شروع به دویدن میکند.
زن خشمگین و مضطرب، مسیری که دختر انتخاب کرده بود را با نگاهش دنبال میکند. سپس با اخم به گرگ میگوید: "پشششمالوی احححمق-قخ! بگ-گیرش!!" گرگ، بیحوصله آه میکشد. تبرش را از کُنده درخت بیرون میآورد و با قدمهایی سریع و جهشهایی بلند، شنل سرخ رنگ را در میان تگرگهای سرد، برگهای مرده و چوبهای سوخته، دنبال میکند.
زن آب دهانش را قورت میدهد و با نگرانی رفتن گرگ را تماشا میکند. همانطور که انگشتهایش را محکم مالش میداد، نگاه دیگری به رد جوهرها میکند. حالا بدون رواننویس، چه بلایی بر سر نویسنده میآمد؟
#نویسندح_قلابی
یه نگا به کارایی که خودت میکنی بنداز، اگه واقعا سفید بودی و نقشی نداشتی بعد بیا غر بزن
هدایت شده از نقاب دار-
📪 پیام جدید
https://eitaa.com/NotMood/4755
مردم رو انقدر مقصر ندون اونا فقط به چیزایی که شنیدن اعتماد کردن. جلیلی در حد دانشگاهی حرف میزد از بین هر یه صفحه ای که حرف میزد یه نفر از قشر ضعیف و متوسط نهایت یه جملشو میفهمه این مهم ترین ایرادش بود و در درجهی بعد مشکلاتی که مردم تو دوره ریاست جمهوری قبلی داشتن رو انکار میکرد و میگفت همه چی خوب بوده
بابا من قبول دارم آقای رئیسی خیلی کارای خوب کرد اما بدون ایراد هم نبود که. چیزی که باعث شد مردم برن به پزشکیان رای بدن این بود که حرف دل مردمو میزد هر چند که هیچ برنامه ای نداشت. به مردم حق بده...
اونا به این امید که اون حرف دل مردم رو فهمیده پس میتونه کمکشون کنه رای دادن نه یکی مثل جلیلی که فقط برنامه های ارمانی ارائه میداد که اجراشون حداقل ۵ ،۶ سال طول میکشه
#دایگو
اصلنم مود نیس
📪 پیام جدید https://eitaa.com/NotMood/4755 مردم رو انقدر مقصر ندون اونا فقط به چیزایی که شنیدن اعتم
دقیقا مشکل همینجاس
چرا باید مهم باشه که یه نفر حرف دل مردم رو بزنه وقتی هیج راه حلی براشون نداره؟ اگه آقای پزشکیان در کنار این حرفها برنامههاش رو هم میگفت من الان اینقدر عصبی نبودم. ولی این انتخاب خیلی احساسی بنظر میرسه!
درمورد آقای جلیلی هم، بنظرم این نحوه صحبت کردنش خوبه چون باید در حد یه رئیس جهور باشه، یونو؟ نه یه بچه بیسواد که هنوز بلد نیس درست و جدی حرف بزنه. همچنین درمورد برنامهها، من نمیدونم تحقیقات شما تا چه حد بوده که به این نتیجه رسیدی که ۵، ۶ سال طول میکشه که بعید بنظر میرسه. قطعا نمیشه همه اون ها رو توی ۴ سال جمع کرد ولی یه بخشی رو میتونه، ولی حتی اگه حرف شما صحیح باشه، باید درنظر بگیرید که معمولا این افراد روی ۴ سال بعدی هم حساب میکنن- که یعنی قراره این ۴ سال اول رو بترکونن و ۴ سال بعدی هم برای ادامه بیان روکار.
من اون رو گفتم، چون بنظر من مردم در چنین انتخابات مهمی، باید این احساساتشون رو کنار میذاشتن و به کسی که مناسب برای اینکار بنظر میرسید رای میدادن.
ینی ببین، وحشتناکترین مورد درمورد آقای پزشکیان، این نیست که برنامه نداره؛ اینکه معتقده ما بدبختیم، عرضه نداریم و به این نتیجه رسیده که برای خوشبختی و ردیف شدن کارها باید به کارشناسای خارجی روی بیاریم!! (ینی حتی خودشم میدونه که کاری از دست خودشم بر نمیاد، ضمن اینکه این موضوع رو بارها گفت)
وای خدا، ما خودمون کم داریم نخبه؟! این چه برنامهایه اخه. اوردن خارجیا؟؟ دلشون سوخته برامون؟ مردم اهمیت نمیدن که چار سال بعدی چطور قراره بگذره؟ رئیس جمهور میخوایم ما یا تراپیست؟
بعد جدی
اوردن خارجیا برای برنامههای جدی کشور شما رو یاد چیزی نمیندازه؟ مثلا قاجار:/؟
فک کن، الان کسی رئیس جمهور شده که معتقده "ما نمیتوانیم"- "خودش هم نمیتواند" (طبق چیزی که خودش گفت)
من از صمیم قلب امیدوارم ایشون حرفایی که توی مناظره زده رو صرفا برای بدست اوردن قلب مردم گفته باشه و قصدش واقعا اینا نباشه.
امیدوارم تحقیر نشیم
هدایت شده از یلـو شلــــــــو˘˘
پزشکیان خوشبخت ترین رئیس جمهور ایرانه چون
هیچ وعده ای نداد
هیچ قولی نداد
هیچ برنامه ای هم اعلام نکرد
رشد ۸ درصد هم گفت نمیتونم
مسکن هم گفت نمیتونم
بنزینم گفت گرون میکنم
رای هم آورد ...
₊•⤷⊹@yellow_shellow|•₊