10.88M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#تفکر
چرا حرص ما به دنیاست،
و حرص معصومین به آخرت !
چرا ما شبیه هم نیستیم؟....
( استاد شجاعی )
#فاطمیه_سلام_الله_علیها
#ایران_همدل
« اللّٰهُمَّ عَجِّلْ لِوَليِّٖكَ الْفَرَج »
🇮🇷
May 11
«شیخ ابو جعفر محمد بن احمد بن علی قمی،ساکن«ری»در کتابی که در آن اخبار زهد نبی آمده،از«عبد الواحد»تا برسد به«معاذ بن جبل»نقل کرده است که راوی می گوید: (به معاذ گفتم:)حدیثی برایم بازگو کن که آن را از رسول خدا-صلّی اللّه علیه و آله و سلّم-شنیده و به دقت حفظش کرده باشی. معاذ گفت:بلی-آنگاه اشکش جاری شد-سپس گفت:به پدر و مادرم سوگند!در حالی که به همراهش راه می رفتم،چشمانش را سمت آسمان بالا کرده فرمود: «حمد و سپاس خدایی راست که هر آنچه محبوبش باشد،در بین خلق حکم می کند،آنگاه فرمود:ای معاذ!گفتم:لبیک ای رسول خدا!وای آقای مؤمنین». مجددا فرمود: «ای معاذ!گفتم:لبیک ای رسول خدا!ای رهبر خوبیها و پیامبر رحمت!». «خبری به تو بدهم که هیچ پیامبری به امتش نداد،اگر آن را حفظ نمایی،زندگیت نفع خواهد داشت و اگر بشنوی و حفظش ننمایی،حجتی بر خداوند تعالی نداری».
«فرمود:خداوند متعال قبل از خلقت آسمانها،هفت مأمور خلق کرد و هر یک را در یک آسمان قرار داد که با عظمت او آن آسمان را مجلّل فرمود،آنگاه بر هر در از درهای آسمانها فرشتۀ دربانی گمارد. فرشتگان حافظ (که اعمال را ثبت می کنند)کارهای انسان را از صبح تا شام می نویسند سپس آن را به طرف بالا می برند در حالی که چون خورشید نورانی است به آسمان دنیا که رسیدند آن عمل را پاکیزه می کنند و زیادش می نمایند که ناگاه فرشته می گوید: صبر کنید،این عمل را به چهرۀ صاحبش بکوبید،من فرشتۀ(مأمور)غیبتم😱😢 که هر کس غیبتی کند از عملش دست برنمی دارم و نمی گذارم به دیگری برسد،این فرمان پروردگار من است».« «فرمود:سپس روز بعد،ملائکه در حالی که عمل صالح به همراه دارند بازمی گردند،از آن فرشتۀ قبلی می گذرند و آن عمل را پاک و زیاد می کنند تا به آسمان دوّم می رسند که فرشتۀ آن آسمان می گوید
توقف کنید،این عمل را به چهرۀ صاحبش بزنید،چون او با این عمل، اهداف پست دنیوی داشت،من صاحب دنیا هستم و اجازه نمی دهم عمل این فرد از من تجاوز کند و به دیگری برسد».
«فرمود:مرتبۀ بعد،فرشتگان،عمل بنده را که از صدقه و نمازش😊 خوشحال و مسرور شده اند را بالا می برند اما همین که به آسمان سوم رسیدند، فرشته می گوید:بایستید،این عمل را بر صورت و پشت صاحبش بکوبید،من فرشتۀ صاحب کبرم،این فرد عمل کرد اما در مجالس،بر مردم تکبّر نمود، پروردگارم به من فرمان داد که نگذارم عملش از من گذشته،به دیگری برسد»😭.
«بعد فرمود:باز فرشتگان حافظ ،عمل بنده را بالا می برند در حالی که چون ستارۀ درخشانی می درخشد و صدایش به تسبیح و روزه و حج بلند است،این را تا آسمان چهارم بالا می برند که فرشته می گوید:بایستید،این عمل را بر چهره و شکم صاحبش بکوبید😭،من فرشتۀ عجب هستم او فردی خودپسند بود،کار می کرد و از خود راضی بود،پروردگارم فرمان داده که نگذارم عملش از من به دیگری تجاوز کند». «آنگاه فرمود:مرتبۀ بعد،حافظان،عمل بنده را که چون عروس آماده برای زفاف زیباست،بالا می برند،وقتی به ملک آسمان پنجم می رسند که این عمل همراه است با جهاد و نماز بین دو نماز و صدای حزینی چون نالۀ شتر و نوری چون نور خورشید،اما فرشته می گوید:توقف کنید،من ملک حسد هستم این عمل را بر صورت صاحبش بزنید و آن را بر دوشش قرار دهید،او فردی بود که نسبت به طالبان علم و مطیعان و عاملین للّه حسود بود و هر گاه می دید فردی در عمل و عبادت،فضیلتی کسب کرده،نسبت به او حسادت می ورزید و خودش آن کار را شروع می کرد،در اینجا عمل آن فرد را بر دوشش بار می کنند در حالی که خود عمل،او را لعنت می کند».« «و فرمود:بار دیگر حافظان،اعمال بنده نظیر نماز و زکات و حج و عمره را بالا برده تا به آسمان ششم می رسند که فرشته می گوید:بایستید،من صاحب رحمت هستم،این عمل را بر صورت صاحبش بزنید و چشمانش را کور نمایید،چون او بر چیزی رحم نمی کرد،اگر به بنده ای از بندگان خدا گناه اخروی یا ضرر دنیوی می رسید،صاحبش را شماتت می کرد،پروردگارم به من فرمان داده که نگذارم عملش از من تجاوز کند». « «فرمود:حافظان،عمل بنده را که همراه با فهم و کوشش و ورع بوده را به آسمان می برند در حالی که صدایی مانند رعد و نوری مثل برق دارد،علاوه بر این، سه هزار فرشته هم آن را همراهی می کنند،وقتی به فرشتۀ آسمان هفتم می رسند می گوید:بایستید و این عمل را بر چهره صاحبش بکوبید،من ملک حجابم،هر عملی که برای خدا نباشد را از او پوشیده می دارم،این فرد هدفش این بود که نزد رهبران و پیشوایان،دارای مقام و رفعتی گردد و نامش را در مجالس ببرند و آوازه اش به شهرها برسد،پروردگارم به من فرمان داده تا وقتی که عملش برای خدا خالص نشده،نگذارم از من بگذرد و به دیگری برسد»😭😭😭😭😭😭.
«بعد فرمود:این بار،حافظان،اعمال بنده را در حالی که بدان خوشحال است بالا می برند،اعمالی مانند:نماز و زکات و
و روزه و حج و عمره و اخلاق نیکو و سکوت و ذکر بسیار که ملائکۀ آسمانها و نیز آن هفت ملک آن را مشایعت می کنند،تمام پرده ها را می درند تا در برابر خداوند سبحان قرار گرفته برایش به عمل و دعا گواهی می دهند که ذات اقدس الهی می گوید: شما حافظان و نگهبانان عمل بندۀ من هستید،ولی(از قلبش خبر ندارید)من بر آنچه در نفس او می گذرد،نگهبانم،او با این عملش مرا اراده نکرده بود،لعنت من بر او باد،در اینجا ملائکه هم می گویند:لعنت تو و لعنت ما بر او باد». «معاذ»در این هنگام به گریه افتاد و به رسول اللّه-صلّی اللّه علیه و آله و سلّم- گفت:چه کنم که در عمل من اخلاص باشد؟فرمود: «ای معاذ!در یقین(به توحید)به پیامبرت اقتدا کن». «معاذ»گوید:گفتم:تو رسول خدایی و من معاذمفرمود: (ای معاذ!)اگر در عملت کوتاهی هست(آن را از این راهها جبران کن:)زبانت را از سخن گفتن در مورد برادران دینی و حاملان قرآن،کوتاه کن، گناهت را به حساب خودت بیاور و بر دوش برادرانت نینداز،مبادا از طریق مذمت برادران دینی،بخواهی خودت را موجّه و پاک جلوه دهی،خود را به قیمت پایین آوردن برادرانت بالا نبر،با عملت ریا نکن،ذرّه ای از اغراض دنیایی را در کارهای اخروی دخالت نده،در نشست و برخاستهایت،بد زبان نباش تا مردم به خاطر اخلاق بدت از تو کناره بگیرند،اگر فرد سومی در مجلس هست،«نجوا» نکن، بر مردم بزرگی ننما که خیرات دنیا از تو قطع خواهد شد،بر مردم«طعنه» نزن که سگهای اهل جهنم بر تو طعنه خواهند زد،خداوند متعال می فرماید:قسم به ناشطات!» «آیا می دانی«ناشطات»کیانند؟آنها سگهای اهل جهنم اند که گوشت و استخوان را می گزند». عرض کردم:چه کسی طاقت حمل این اوصاف را دارد؟فرمود: «ای معاذ!این کارها برای کسی که خداوند آنها را برایش آسان کند، سهل خواهد بود». راوی گوید:آنقدر که«معاذ»این حدیث را تلاوت می کرد،قرآن را تلاوت نمی نمود.
( آیین بندگی و نیایش ؛ ج 1 , ص 405
#حدیث
معرفت به نورانیت امام عصر (عجل الله فرجه)
پیامبر اکرم (صلوات الله علیه) می فرمایند:
«آنگاه که خداوند اراده کرد موجودات را بیافریند، نور من را شکافت و از نور من عرش را خلق کرد.
پس عرش الهی از نور من است و نور من از نور خدا و نور من برتر از عرش است.
سپس نور برادرم علی را شکافت و از آن نور، فرشتگان را خلق کرد و فرشتگان از نور علی هستند و نور علی از نور خدا است و علی برتر از فرشتگان است.
سپس نور دخترم فاطمه را شکافت و از نور او آسمانها و زمین را آفرید. پس آسمانها و زمین از نور دخترم فاطمه هستند و نور دخترم فاطمه از نور خداست و دخترم فاطمه برتر از آسمانها و زمین است.
سپس نور فرزندم حسن را شکافت. پس از آن خورشید و ماه را خلق کرد. پس خورشید و ماه از نور فرزندم حسن هستند و نور او از نور خداست و حسن برتر از خورشید و ماه است.
سپس نور فرزندم حسین را شکافت، پس از آن بهشت و حورالعین را خلق کرد. پس بهشت و حورالعین از نور فرزندم حسین هستند و نور او از نور خداست و حسین برتر از بهشت و حور العین است». [۱]
با این قاعده، هیچ مخلوقی از ذات خداوند صادر نشده؛ بلکه مخلوقات نتیجه فعل الهی که همان اراده اوست، خلق شده اند.
«أول ما خلق الله نوری، ثم فتق منه نور علی علیه السلام، فلم نزل نتردد فی النور حتی وصلنا حجاب العظمه فی ثمانین ألف سنه، ثم خلق الخلایق من نورنا»
«نخستین آفریده ای که خدای متعال آفرید، نور من بود. سپس از نور من، نور علی را جدا ساخت.
ما همواره در میان انوار در رفت و آمد بودیم تا این که پس از هشتاد هزار سال به حجاب عظمت الهی رسیدیم. آنگاه خدای متعال موجودات دیگر را از نور ما آفرید».
حتی خلقت انبیاء نیز از این امر مستثنی نبود و به برکت این انوار مقدس پا به عرصه وجود گذاشتند.
در این مورد از امام علی (علیه السلام) سوال شد که اولین چیزی که خدای متعال آفرید چه بود. ایشان فرمودند:
«نور نبیک یا جابر… ثم نظر إلیه بعین الهیبه فرشح ذلک النور و قطرت منه مائه ألف و أربعه وعشرون ألف قطرۃ فخلق الله من کل قطره روح نبی و رسول تم تنفست أرواح الأنبیاء فخلق الله من أنفاسها أرواح الأولیاء و الشهداء والصالحین». [۲]
«نور پیامبرت ای جابر… سپس با دیده هیبت بر او نگریست آن نور بصورت قطرات درآمد یک صد و بیست و چهار هزار قطره شد که از هر قطرهای روح پیامبر و رسولی را آفرید سپس ارواح انبیا تنفسی کردند و از تنفس آنها ارواح اولیا و شهداء و صالحین را آفرید».
———-
[۱]: ۶۹- بحارالأنوار، ج ۲۵، ص۱۶
[۲]: ۷۰- بحارالأنوار، ج ۲۵، ص۲۱
حضرت امام صادق (علیه السلام) میفرمایند: «خدای متعال دو هزار سال پیش از آفریدن، فقط ارواح را آفرید و ارواح چهارده وجود مقدس را والاترین و شریف ترین آن ارواح قرار داد».
«فعرضها علی السماوات و الأرض و الجبال فغشیها نور»
«آن گاه آنان را به آسمانها و زمین و کوهها عرضه داشت و نور این ارواح، همه آنها را فراگرفت».
امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
« نحن عهد الله و ذمته ونحن ود الله وحجته کناأنوار صفوف حول العرش نسبح فیسبح أهل السماءبتسبیحنا إلی أن هبطنا إلی الأرض فسبحناأهل الأرض بتسبیحنا و إنا لنحن الصافون وإنا لنحن المسبحون».
«ما پیمان خداییم و ودیعههای خدا و حجت اوییم. ما صفوف نورانی در اطراف عرش بودیم و خدا را تسبیح میکردیم و اهل آسمان از تسبیح ما تسبیح میگفتند تا اینکه به سوی زمین آمدیم تسبیح گفتیم و اهل زمین نیز با تسبیح ما تسبیح میگفتند. منظور آیه صافون و مسبحون ما هستیم».
امام حسن مجتبی علیه السلام نیز فرمودند: «نحن الأولون و الآخرون، ونحن الآمرون، ونحن النور، ننور الروحانیین، ننور بنور الله، و نروح بروحه، فینا مسکنه، و إلینا معدنه، الآخر منا» «اول هستیم که آفرینش با ما آغاز شده و آخر هستیم که هستی با ما پایان میپذیرد و فرمان روایانی هستیم که همه موجودات تکوین، امر ما را اطاعت میکنند. نوری هستیم که موجودات روحانی، مثل فرشتگان را، روشنی میبخشیم و به نور خداوند آنها را منور و به بشارت الهی آنها را مسرور میگردانیم. جایگاه نور خداوندی در ما و معدن آن به سوی ما است. اول ما مانند آخر ما و آخر ما همانند اول ماست».
با این اوصاف، این نور، آیت خداست و دیدار این نور مقدس، دیدار خدا. زیارت قبور شان، زیارت حق تعالی است.
پس هرکسی اسم و صفت نور خدا را شناخت، همانا خدا را شناخته است.
امام عسکری (علیه السلام) فرمودند:
«من عرفهم فقد عرف الله»
«هر کس آنان (محمد و آل محمد علیهم السلام) را شناخت، در واقع خدا را شناخته است»
چنان که شما هر کسی را به اسم، صفت و افعال او خواهید شناخت و هرکه اسم یا صفت شخصی را نشناسد، شناختی از وی نخواهد داشت.
در پیدایش این نور با عظمت باید گفت که آن نور، ظهوری است که پیش از ظهور هستی تحقق یافته است.
نورالانوار و فیض مطلق و کلمات اعظم الهی است. هیچ شائبه ای در آن نیست؛ چرا که وجود جمیع ظلمتها، به خاطر اتصال به غیر خداوند است و چون اینان اتصال به حق تعالی دارند؛ پس حقیقت نور الهی هستند. مثل ایشان با حق تعالی مثال خورشید و اشعه آن است. فرموده اند: «ما همواره به نور خدا متصلیم».
در بیان دیگری که دنیایی از حقایق در آن نهفته است آمده: «یفصل نورنا من نور ربنا کشعاع الشمس من الشمس»
«نور ما از نور پروردگار سرچشمه میگیرد؛ چنان که پرتو خورشید از خورشید سر چشمه میگیرد».
این نور منسوب به خدا در عرصه بشری تجلی پیدا نکرد؛ مگر در چهارده نفر که توانستند محل تجلی انوار و اسرار الهی گردند و چون بنده کامل و بدون نقص بودند، خداوند لباس مدیریت و پرورش نظام هستی را به عهده ایشان گذاشت. در ذیل آیه «اشرقت الارض بنور ربها» به فرموده اند: «رب الأرض إمام الأرض»پرورنده زمین، همان امام زمین است».
واژه “رب” به معنای پرورش دهنده است و امام (علیه السلام) از همه جهات پرورش دهنده زمینیان است که به او، زمین آرام خواهد گرفت.
حضرت امیرالمومنین، علی (علیه السلام)، در حدیثی خود را ” رب الأرض الذی تسکن ” مینامند.
بر اساس روایات، خداوند متعال ائمه معصومین را نه فقط مربی بر زمین؛ بلکه مربی بر کل ملک و ملکوت قرار داد.
«الإمام… فهو ولیه فی سماواته»
«امام… ولی خداوند در آسمانش است».
کار مربی آن است که مخلوقات را به کمال رسانده، دست ضعیفان را گرفته و آنها را از گمراهی به هدایت برساند.
پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله) در خطبه غدیر راجع به هدایت، فرمودند: «و لا ور إلا عنده » هیچ نوری (هدایتی) نیست مگر در نزد او (حضرت مهدی عج الله تعالی فرجه الشریف) »
این فیض نورانی آنچنان است که اگر بر هردل مرده ای بتابد آنرا رفعت میدهد تا جائیکه اگر ذره باشد به برکت این تابش به آسمان رفته و کار افتاب کند.
روایاتی که ناظر به نحوه خلقت موجودات هستند بسیار فراوان می باشند که برخی از آنها ذکر و در ادامه توضیحاتی مختصر عرض خواهد شد ؛ چرا که ورود عمقی به این گونه مطالب نیازمند داشتن معلومات فلسفی و عرفانی بالایی است
1ـ « جابر بن عبد اللَّه نقل کرده که به پیامبر اکرم (ص) گفتم اوّل چیزى که خداوند آفرید چه بود؟ فرمود نور پیامبرت که از آن تمام خیر و خوبیها را آفرید ؛ بعد آن نور را در مقام قرب خود هر چه خواست نگه داشت ، سپس به چند قسمت تقسیم نمود ، از یک قسمت عرش و از دیگرى کرسى و حاملین عرش و خزنه ی کرسى را آفرید و قسمت چهارم را در مقام حبّ قرار داد تا موقعى که خواست ؛ آنگاه آن به چند قسمت تقسیم نمود ؛ از یک قسمت قلم و از قسمت دیگر لوح و از قسمت دیگر بهشت را آفرید و قسمت چهارم را در مقام خوف نگه داشت تا زمانى که می خواست سپس آن به چند قسمت تقسیم نمود و ملائکه را از یک قسمت و خورشید را از قسمت دیگر و ماه و ستارگان را از قسمت سوم آفرید و قسمت چهارم را در مقام رجاء قرار داد تا هنگامى که می خواست آنگاه آن را چهار قسمت کرد ؛ عقل را از یک قسمت ، علم و حلم را از قسمت دیگر و عصمت و توفیق را از قسمت سوم آفرید و قسمت چهارم را در مقام حیاء قرار داد تا موقعى که می خواست سپس با دیده ی هیبت بر او نگریست ؛ آن نور به صورت قطرات درآمد و یک صد و بیست و چهار هزار قطره شد که از هر قطره اى روح پیامبر و رسولى را آفرید سپس ارواح انبیا تنفسی کردند و از تنفس آنها ارواح اولیا و شهداء و صالحین را آفرید.» ( بحار الأنوار ، ج 25، ص 22)2ـ « حضرت باقر علیه السّلام فرمودند: خداوند یکتا در وحدانیت خویش بود ، آنگاه تکلّم به کلمه اى کرد که آن کلمه نورى شد ؛ از آن نور محمّد و علی و عترتش را آفرید ؛ بعد تکلّم به کلمه ی دیگرى کرد که به صورت روحى درآمد ؛ آن روح را در نور قرار داد و ساکن بدنهاى ما گردانید به همین جهت ما روح اللَّه و کلمه ی او هستیم به وسیله ما از خلق خود در حجاب فرا گرفت . پیوسته در سایه ی عرش سبز و خرّم مشغول به تسبیح و تقدیس بودیم ، آن زمان که نه خورشید و نه ماه بود و نه چشمى که به زده شود. سپس شیعیان ما را آفرید و شیعه را به این نام نامیده اند چون از شعاع نور ما آفریده شده اند.» (بحار الأنوار ، ج 25، ص24)
3ـ « حضرت باقر علیه السّلام فرمود: ای جابر! خدا بود در حالى که هیچ چیز با او نبود نه معلوم و نه مجهول اوّلین موجودى که آفرید محمّد مصطفى علیه السّلام بود ما اهل بیت را هم با او از نور خود و عظمتش آفرید و به صورت سایه اى سبز در مقابل خود نگه داشت آن موقع که آسمان و زمین و شب و روز و خورشید و ماه وجود نداشت. نور ما از نور پروردگارمان جدا شد ، همانند جدا شدن پرتو خورشید از خورشید. ما او را تسبیح و تقدیس و ستایش می کردیم و عبادتى واقعى می نمودیم. بعد خدا اراده نمود که مکان را بیافریند آن را آفرید و بر مکان نوشت لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ و علی امیر المؤمنین و وصى او است. به وسیله علی پیامبر را تأیید و نصرت دادم.سپس عرش را آفرید و بر سرادق عرش همان جملات را نوشت.آنگاه آسمانها را آفرید و بر اطراف آن همین کلمات را نوشت. بعد بهشت و جهنم را آفرید و بر آنها نیز همین جملات را نوشت. سپس ملائکه را آفرید و آنها را ساکن آسمان گردانید آنگاه خداوند خود را به آنها معرفى نمود و از آنها پیمان به ربوبیّت براى خود و نبوّت براى حضرت محمّد و ولایت براى علی علیه السّلام گرفت. ملائکه از این پیمان مضطرب شدند. خداوند بر آنها خشم گرفت و در فیض دیدار خود را از آنان گرفت. ملائکه هفت سال پناهنده به عرش شدند و از خدا تقاضا می کردند آنها را از خشم خود پناه دهد و اقرار به پیمان خود می کردند و تقاضاى رضا مى نمودند. خدا بواسطه همین اقرار آنها از آنان راضى شد و آنها را به خاطر این اقرار ساکن آسمان گردانید و به خدمت خویش اختصاص داد و براى عبادت آنها را انتخاب نمود. آنگاه خداوند به انوار ما دستور داد که تسبیح کنند و از تسبیح ما آنها (ملائکه) تسبیح نمودند. اگر تسبیح ما نبود آنها نمی دانستند چگونه خدا را تسبیح کنند و چگونه تقدیس نمایند.