eitaa logo
امام جمعه شهرغرق آباد-مرکزی
91 دنبال‌کننده
6.9هزار عکس
5.4هزار ویدیو
72 فایل
دراین کانال مطالب اجتماعی ،سیاسی،فرهنگی وفعالیت های دفترامام جمعه بارگزاری می گردد.
مشاهده در ایتا
دانلود
بسمه تعالی بمناسبت فرارسیدن هفته وحدت و در آستانه هفدهم ربیع الاول خجسته ایام ولادت حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و امام صادق علیه السلام محفل انس با قرآن کریم در محل مسجد جامع شهر غرق آباد امشب بعد از اقامه نماز جماعت مغرب و عشا برگزار میشود قاری: آقای طبیبی حافظ کل قرآن کریم و حافظ نهج البلاغه و حافظ صحیفه سجادیه منتظر حضور گرم و سبزتان هستیم «دفتر امام جمعه و هیات امنا مسجد»
🔹️ *صبحانه ای با شهدا* 📌 *زیارت قاچاقی حضرت سیدالشهدا(ع) در دوران دفاع مقدس* 🔹️ زیارت *حضرت سیدالشهدا(ع)* که در حال حاضر به راحتی مهیا میشود ، آرزوی همه رزمندگان و *شهدای دفاع مقدس* بود و شعارها ،سرودها و نوحه هایشان می گفتند: *کربلا کربلا ما داریم می آییم...* 🔹️ در منطقه‌ی هور، با چند نفر از مجاهدان عراقی همکاری می کردیم. فکر زیارت *امام حسین علیه‌السلام* یک لحظه هم *سیدحمید* را آرام نمی گذاشت. ◇ با مجاهد عراقی صحبت کرد. قرار شد او کارهای جعل کارت تردد و بقیه مسائل را حل کند. و *سید حمید* هم عربی خودش را کامل تر کند. ◇ یک روز آمد سر وقت *سیدحمید* که برویم. ◇ مجاهد عراقی می گفت: از ایستگاه ایست و بازرسی بصره رد شدیم. شب را در منزل خودم بودیم و فردا عزم حرم کردیم. ◇ حرف ها را قبلا زده بودیم که باید احساسات خود را کنترل کنی، نکند استخباراتی‌ها متوجه شوندو همه لو بروند. ◇ *سیدحمید* تا چشمش به ضریح *امام حسین (ع)* و حرم بی‌زائرش افتاد، از خود بیخود شده بود. هرچه بچه ها ایما و اشاره و قسم دادیم، کارگر نیفتاد. حالا *سیدحمید* ۲۰ دقیقه ای می‌شد که کنار ضریح مشغول راز و نیاز بود. ◇ بعدها می گفت: تا چشمم به ضریح افتاد اختیارم را از دست دادم .... 🔹️ بعد از مدت کوتاهی *سید حمید* در جزیره مجنون به دیدار *سیدالشهدا(ع)* شتافت. 📚 خاطره برگرفته ازکتاب: پا برهنه در وادی مقدس 🔹️ *شهید سید حميد میرافضلی* در بهمن ماه ۱۳۳۵ در شهرستان رفسنجان به دنیا آمد و در ۲۲ اسفند سال ۱۳۶۲ در جزیره مجنون به *شهادت* رسید. 🔹️ *صبحانه ای با شهدا* @nourolmahdi1397
‍ 💐🍃🌿🌸🍃🌾 *﷽* *سلام* *صبح شما بخیر* ✍ *امام رضا علیه السلام:* *هرگاه می خواهی دعایت به عرش برسد و مستجاب گردد،* *اول در حق پدر و مادرت دعا کن* 📚بحار الانوار ج‌ ۶۱ ص‌ ۳۸۱ 🍃🌺🍂 💐🌾🍀🌼🌷🍃 @nourolmahdi1397
🌺‌سلام بر امامی که از پدر به من مهربان تر است: ✨السلام علیک یا صاحب الزمان...✨ @nourolmahdi1397
*رضا سگ باز!!!* *یه لات بود تو مشهد...* هم سگ خرید و فروش می کرد، هم دعواهاش حسابی سگی بود!! یه روز داشت می رفت سمت کوهسنگی برای دعوا و غذا خوردن! که دید یه ماشین با آرم ”ستاد جنگهای نامنظم“ داره تعقیبش می‌کنه. شهید چمران از ماشین پیاده شد و دست اونو گرفت و گفت: ”فکر کردی خیلی مردی؟!“ - رضا گفت: بروبچه ها که اینجور میگن.....!!! - چمران بهش گفت: اگه مردی بیا بریم جبهه!! به غیرتش بر خورد، راضی شد و راه افتاد سمت جبهه......! مدتی بعد.... شهید چمران تو اتاق نشسته بود که یه دفعه دید داره صدای دعوا میاد....! چند لحظه بعد با دست بسته، رضا رو آوردن تو اتاق و انداختنش رو زمین و گفتن: ”این کیه آوردی جبهه؟!“ رضا شروع کرد به فحش دادن. (فحشای رکیک!) اما چمران مشغول نوشتن بود! وقتی دید چمران توجه نمی کنه، یه دفعه سرش داد زد: ”آهای کچل با تو ام.....! “ یکدفعه شهید چمران با مهربانی سرش رو بالا آورد و گفت: بله عزیزم! چی شده عزیزم؟ چیه آقا رضا؟ چه اتفاقی افتاده؟ - رضا گفت: داشتم می رفتم بیرون که سیگار بخرم ولی با دژبان دعوام شد!!!! چمران: ”آقا رضا چی میکشی؟!! برید براش بخرید و بیارید.....!“ چمران و آقا رضا تنها تو سنگر..... - رضا به چمران گفت: میشه یه دو تا فحش بهم بدی؟! كشيده‌ای، چیزی؟!! - شهید چمران: چرا؟! - رضا: من یه عمر به هرکی بدی کردم، بهم بدی کرده....! تا حالا نشده بود به کسی فحش بدم و اینطور برخورد کنه!! - شهید چمران: اشتباه فکر می کنی!!!! یکی اون بالاست که هر چی بهش بدی می کنم، نه تنها بدی نمی کنه، بلکه با خوبی بهم جواب میده! هِی آبرو بهم میده..... تو هم یکیو داشتی که هِی بهش بدی می‌کردی ولی اون بهت خوبی می‌کرده.....! منم با خودم گفتم بذار یه بار یکی بهم فحش بده و منم بهش بگم بله عزیزم.....! تا یکمی منم مثل اون (خدا) بشم …! رضا جا خورد!.... رفت و تو سنگر نشست. آدمی که مغرور بود و زیر بار کسی نمی‌رفت، زار زار گریه می‌کرد! تو گریه هاش می‌گفت: یعنی یکی بوده که هر چی بدی کردم بهم خوبی کرده؟ اذان شد. رضا اولین نماز عمرش بود. رفت وضو گرفت. سرِ نماز، موقع قنوت صدای گریش بلند شد!!!! وسط نماز، صدای سوت خمپاره اومد. پشت سر صدای خمپاره هم صدای زمین افتادن اومد..... رضا رو خدا واسه خودش جدا کرد......! (فقط چند لحظه بعد از توبه کردنش) یه توبه و نماز واقعی........ (به نقل از کتاب خاطرات شهید مصطفی چمران) 🔵 گاهی برای کمک به افراد و هدایت اون ها تذکر کافی نیست و باید دستشون رو گرفت و آورد تو راه... گاهی باید در برابر داد و فریادهای افراد؛ صبوری کرد و مهربونی به خرج داد... گاهی باید با بعضی افراد مثل گمشده ها رفتار کنیم؛ باید دستشون رو بگیریم و بذاریم تو دست خدا...باید کمکشون کنیم تا راه رو پیدا کنن... و این یعنی با دلسوزی و محبت امر به معروف و نهی از منکر کنیم نه با خشم و تکبر...❤️ شهیدمصطفی چمران @nourolmahdi1397
16.13M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
صحنه هایی از محشر کبری یمن خدا وکیلی کی انتظار داره وهابیهای سعودی حریف این مردم بشن؟!!🤔 اینها اگر هر یک یه لیوان آب بریزند که وهابی ها رو آب میبره @nourolmahdi1397
‏عکس از صادق
*⚠️ * ❓ *از شهید نواب پرسیدند:* *چرا آرام نمی شینی؟؟* *ببین آیت الله بروجردی ساکت است.* *شهید نواب گفت:" آیت الله بروجردی سرهنگ است و من سربازم.🚩* *سرباز اگر کوتاهی کند، سرهنگ مجبور میشود بیاید وسط."* ✔ *رفقا هر بار که حضرت آقا اومدن وسط معرکه، یعنی ما سربازا کم گذاشتیم.* *اینجا صحبت عشق درمیان است.* 🌸🍃🕊 @nourolmahdi1397