⋆ بیاید یه چیز جالبیو بهتون بگم؛
می دونید که داستان یی چن، مهراد و آمارین(نکشیدمش هنوز، شخصیت اصلیه) از بقیه جداست، ولی یه ارتباط جالبی وجود داره؛
گونه های تاریک توی جهان اون ها، مثل خون آشام یا دیو، مرگ زاد خطاب میشن، آدما نور زاد و گونه های معمولی و پاک تر، روح زاد. حالا این دسته بندی از کجا میاد؟
خب، لقب "اریکا" بین مردم، "مرگ زاد"ـه، کسی که از مرگ زاده شده. اما بنظر اریکا این لقب عجیب بود، مخصوصا برای خودش. از اونجایی که اون شاعر و نویسنده س، داستانی نوشت که توش بتونه کلمه "مرگ زاد" رو تفسیر کنه و ببینه دقیقا به چه معناییه؟ این تلاش برای فهمیدن ادامه داشت، تا وقتی که "آیومی" رو دید. نترسی اون از مرگ، فرارش از مرگ و علاقه اش به مرگ، باعث شد فکر کنه یه مرگ زاد واقعی چطور می تونه باشه. چشمای سرمه ای آیومی؛ وقتی که توی میدون مبارزه به سردی مرگ می درخشید و به رنگ آکوا مارین در میومد، باعث شد داستانی که توی ذهن اریکا مونده بود نوشته بشه.
آمارین، مرگ زادی که از سیاهی به سمت نور فرار می کرد و ترکیبی از خودش و اون بود. در نهایت یه کتاب سه جلدیِ دست نویس باقی موند که فقط سه نفر تونستن بخوننش.