پارت 10
.عشق صدا دارد.
شناسنامه بعدی رو برداشتم و بازش کردم:
نام: شایان
نام خانوادگی: رنجبر
سال: ۱۳۶۸
ماه:شهریور
روز : ۱۵
به چهره صاحب شناسنامه دقت کردم ، خودش بود .
پس اون کسی که الان توی طبقه دوم هست شایان رنجبر.
رنجبر... چقدر برام آشناست
شناسنامه ها رو سر جاش گذاشتم در کیف رو بستم و زیر تخت خوابم گذاشتم . به طبقه دوم رفتم بی سر و صدا وارد شدم .
در حموم باز بود از گوشه در به داخل نگاه کردم...
دستاش دو طرف روشویی بود و سرشو خم بود . سرفههای خشک و پشت سر هم داشت .
با عجله وارد آشپزخونه شدم و یک لیوان آب پر کردم و به سمت حموم رفتم ؛
سرمو بالا آوردم و نگاهی بهش انداختم. دست و پام شروع به لرزیدن کرد ..
همین چند ثانیه پیش سرفههای خشک داشت ، ولی الان هر سرفهای که میکرد مقدار زیادی خون از دهنش خارج میشد .
من چیز زیادی نمیدونم ولی اکثر فیلما وقتی میخوان نشون بدن یه نفر داره میمیره ، خون بالا میاره .
دستشو پر آب کرد و به صورتش زد سرشو بالا آورد و توی چشمام نگاه کرد .
خیلی گیج و منگ از حموم خارج شد و به سمت صندلی رفت . هنوز چند قدمی مونده بود که به صندلی برسه ، دستشو به کمد گرفت و روی زمین نشست . طولی نکشید که دستش و از کمد ول کرد و روی زمین دراز کشید.......
#عشق_صدا_دارد
پارت 11
.عشق صدا دارد.
طولی نکشید که دستش و از کمد ول کرد و روی زمین دراز کشید.
رفتم بالای سرش نفسهاش منظم شده بود معلوم بود که خوابش برده به ساعت روی دیوار نگاه کردم ساعت ۱۲:۳۰ بود. خیلی خستم امروز برام روز عجیبی بود ، البته در اصل باید بگم دیروز .
وارد اتاق شدم در اتاقو قفل کردم و چراغ اتاقم رو خاموش کردم . روی تختم نشستم باید خستگیمو فراموش کنم و امشب بیدار بمونم . از کجا معلوم این یارو دزد نباشه ،شاید دزد و منتظر من بخوابم تا با هم دستاش بیاد و این خونه رو بار کنه ببره.
Morning
چشمامو باز کردم .
نور انقدر زیاد بود که توی چشمم میخورد ..
از روی تخت بلند شدم ، پرده رو کشیدم هوا روشن شده بود . نمیدونم دیشب کی خوابم برد.
دیشب...
اون آقاهه وای من یه جوری خواب بودم که حتماً کل خونه رو بار کرده برده .
رفتم جلوی آینه شالمو روی سرم مرتب کردم.
قفل درو باز کردم از پلهها پایین رفتم طبقه دوم خالی بود . رفتم سمت طبقه اول توی راه پله که بودم به نردهها نگاه کردم ، هیچ رد خونی نبود .
طبقه اول نگاه کردم ولی باز هیچ خبری نبود . نکنه تمام دیشب یه توهم بود. نگاهم به نایلون ظرفی که دیشب شکسته بود افتاد.
تنها جایی که من نگاه نکردم بالکن بود ،
پس.....
#عشق_صدا_دارد
رنگین کمان
طوفان هر قدر سهمگین تر باشد، رنگین کمانش درخشان تر است.
The stronger the storm, the brighter its rainbow!
میگن هیچ عشقی
به پای عشق اول نمی رسه...
ولی من قبول ندارم
آخرین عشق که هیچی به پاش نمیرسه
چون دیگه بعدش کسی و جایگزین ش نمی کنی و فقط اون برات تا آخرش میمونه...:)🖇❤️
دقیقا اونجایی که خسرو_شکیبایی میگه :
عمر با ارزشترین دارایی آدمه اگر کسی برات وقت گذاشت ، یعنی داره ارزشمندترین و غیرقابل تکرارترین موجودیش رو خرجت میکنه ، قدر بدون !🧡🕰
شببودوهواۍڪربلاعالۍبود
درمصرعقبلجایماخالۍبود..(:💔