مگر شب، در تاریخ سیاه خود، چه افتخاری کسب کرده است که این همه ستاره بر سینه دارد؟!
:
بیتومهتابشبیبازازآنکوچهگذشتم..
همهتنچشمشدمخیرهبهدنبالتوگشتم!!
شوقدیدارتولبریزشدازجاموجودم،،،
شدمآنعاشقدیوانهکهبودم:))
#شعر
پارت 14
. عشق صدا دارد.
زخمم خیلی میسوزه ولی الان موقع استراحت نیست
الان نه..
الان باید فقط به فکر اون فلش باشم
اگه سعید فلش و پیدا کنه..
احتمالا کیوان در حال انجام کار های انحصار وراثت هست .
خیلی وقته در حال انجام همه ی کار های لازم برای خروج از کشوریم .
قرار بود هر چی داریم و بفروشیم بریم ترکیه ، دلیل اصلیش هم اون فلش بود ..
بابا از من میخواست نابودش کنم .. ولی
خبر نداشت یکی منو هم قسم داده ..
به کیوان هم که میگم حاضر نمیشه این کار و انجام بده ،
واقعا دوست داشتم جرئت کنم که فلش از توی گاو صندوق بردارم
اونوقت حتی خودم نابودش میکردم
ولی جرئت ندارم
جرئت ندارم دست به اون فلش بزنم .
اون فلش شوم
میترسم دستم بهش بخوره و دیگه ...
اون موقع است که ممکن یه ثانیه شیطون بیاد پا کار ..
و همون اتاق میوفته که بابا نمی خواست .
هر جور شده باید اون فلش و نابود کنم ..
وارد طبقه ی اول شدیم
خیلی آروم روی صندلی نشست منم رو به روش ، روی زمین زانو زدم ..
_ببین خب راستیتش من خب چجوری بگم
نیاز به یه نفر زنگ بزنم و خب یچیز خیلی مهم خب ....
یهو با سوزش شدید زخمم..............
#عشق_صدا_دارد
پارت 15
. عشق صدا دارد.
یهو با سوزش شدید زخمم صدام در اومد ..
.....
سمانه
هیچی نفهمیدم
کل وجودم یخ زده بود
دوست داشتم برگردم به عقب و همون موقع که متوجه شدم به پلیس خبر می دادم
__ببین خب راستیتش من خب چجوری بگم
نیاز به یه نفر زنگ بزنم و خب یچیز خیلی مهم خب ....
یهو صورتش توی هم جمع شد
معلوم بود زخمش میسوزه
با دیدن لباس خونیش از جام بلند شدم و به سمت حمام کشیدمش..
از داخل جعبه دستکش ، بتادین ، گاز و باند پانسمان برداشتم..
به سمت حمام رفتم ، دکمه های لباسش و باز کردم و شروع به باز کردن پانسمان کردم .
کناره های زخمش تیره شده بود ، معلومه داره عفونت میکنه .
اگه زخمش باز می موند ، بجز عفونت خون زیادی از دست می داد.
_ زخمت داره عفونت میکنه باید بری بیمارستان
_ اشکال ندارد فقط ببندش
_ میگم داره عفونت میکنه میفهمی حتی ممکن بخاطر از دست دادن خون زیاد بمیری نفهم
_ اشکال نداره....
منبه چشمهای بـےقرارتوقـولمیدهم
ریشه های مابه آبمیرسد؛
مادوباره سبزمیشویم🌿🐢
دارم چنان خیال که نشکستهای دلم
ور هم شکست، چون تو شکستی، گذشته است...
*فدای سرت اگر بیت بود..
هُوَ رَبُّ المُستَحیل
و أنت تبکی عَلَی المُمکن؟
او خداوندِ ناممکنهاست
در حالی که تو بر ممکن گریه میکنی؟ 🌱