اگه میتونستی قلبمو ببینی قطعا اشک
میریختی ، که با وجود اون همه شکستگی من
هنوز سعی میکردم دوست داشتنت رو زنده نگه دارم...
کنار پنجره اش سیگار میکشید
خسته بود
اونقدر خسته که یادش رفت به جای اینکه سیگارش را پرت کنه پایین خودشو پرت کرد پایین