eitaa logo
تا انتهای افق
2.7هزار دنبال‌کننده
6هزار عکس
419 ویدیو
3 فایل
خوب نگاه كن؛ آنجا انتهاي افق است. من و تو بايد پرچم خودمان را آنجا بزنيم؛ در انتهاي افق .. •|موسسه فرهنگی هنری افق کویر|• ارتباط با ادمین https://eitaa.com/ofoghekavir_ar
مشاهده در ایتا
دانلود
▫️روستای کپو ‌ •|روابط عمومی مؤسسه فرهنگی هنری افق کویر|• @ofoghkca
▫️تشکر ویژه از دهیاری حاجی آباد زرین ‌ •|روابط عمومی مؤسسه فرهنگی هنری افق کویر|• @ofoghkca
▫️روستای عباس آباد ‌ •|روابط عمومی مؤسسه فرهنگی هنری افق کویر|• @ofoghkca
📚امثال و حکم در اردکان ✍🏻نویسندگان: دکتر غلامرضا هاتفی اردکانی •|روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری افق کویر|• @ofoghkca
«یک، دو، سه… لبخند!» ثبت یک عکس دسته‌جمعی، ساعت ۴ صبح، وسط خیابون! این یعنی شروع یک روز متفاوت و خلق یک تجربه جدید.. همین‌طور که مینی‌بوس حرکت میکرد، خورشید خانوم هم از پشت کوه‌ها سرک کشید و یه رنگ طلاییِ مهربون روی جاده پاشید. این مسیر طلایی، ما رو رسوند به یه مقصد سبز و زیبا؛ روستایی که محلی‌ها بهش می‌گن هنجروان. لنزهامون رو به افق انجیراوند تنظیم کردیم و پشت هر شات، گوشه‌ای از هنر پرورده‌ی مادر طبیعت رو ثبت کردیم خنکی نسیم صبح، سرسبزی درخت‌ها و آواز پرنده‌ها… انگار زمان اینجا هنوز توی بهار مونده مردم روستا هم زود جریان زندگی رو بدست میگیرن و مشغول کار می‌شن یکی گله‌ش رو برده چرا، یکی مشغول هرس کردن علف‌های هرز باغشه، حتی با اینکه هنوز سر صبحه، بساط غذای ظهرشون هم به راهه.. اینجا زندگی خیلی زود جاری می‌شه. یه خونه نقلی توجهم رو جلب‌کرد..از پری‌خانوم اجازه گرفتم برم توی خونه و چندتا عکس ازش بگیرم.. با یه لیوان سفالی و سماور برقی اروم نشست و چای تازه‌دمش رو با گرمای محبت، بهم تعارف کرد. اگه کار نداشتم، می‌نشستم کنارش و هم‌صحبت نگاه قشنگش می‌شدم… ولی باید می‌رفتم و به گروه ملحق می‌شدم. به ساعت نگاه کردم؛ تازه یازده بود! چقدر زمان اینجا کش میاد… انگار پنیر پیتزا توش ریختن! :)) معمولاً وقتی خوش می‌گذره، زمان زود می‌گذره؛ ولی اینجا انگار برکت، توی زمان هم جاریه. حالا دیگه برم خودمو بسپرم به نسیم مهربون روستا، به نگاه گرم آدم‌هاش، و به جریان زندگی… جریانی که مثل مسیرهای هنجروان ، بالا و پایین زیاد داره ولی همیشه ارزش ادامه دادن داره ✍🏻 نرگس فتاحی •|روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری افق کویر|• @ofoghkca
📜مرا بسود و فرو ریخت هر چه دندان بود نبود دندان، لا بل چراغِ تابان بود سپید سیم‌زده بود و دُرّ و مرجان بود ستارهٔ سحری بود و قطره‌باران بود 🪶رودکی با نگاهی شاعرانه از گذر عمر و نشانه‌های پیری سخن می‌گوید؛ یادآوری اینکه جوانی و زیبایی ماندگار نیست و زمان، آرام و پیوسته چهرهٔ زندگی را دگرگون می‌کند. •|روابط عمومی مؤسسه فرهنگی هنری افق کویر|• @ofoghkca
معنی ضرب المثل آبشان از یک جوی نمی رود چیست؟ 1- یعنی آنقدر با یکدیگر دشمن اند که حتی اگر هرکدامشان آبی را بر جویی بریزد آب های هیچ کدامشان از یک مسیر نمی گذرند و این اوج اختلاف را نشان می دهد. 2- این ضرب المثل زمانی به کار می رود که دو یا چند نفر همیشه با یکدیگر خصومت و جنگ داشته باشند. 3- کنایه از ناسازگاری و ناهماهنگی افراد است. •|روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری افق کویر|• @ofoghkca