مرا ببرید از این زمین خاکی که دیگر قلبم طاقت ندارد.
دیگر طاقت این رسوایی را نیست.
ای باد مقدس،
مرا ببر با خود
به دور دورها.
همان جا که آرزو ها و شعرها شکل می گیرند.
ای آسمان ها
دیگر تا کی باید صبر کنم،
آیا زمان من نرسیده؟
مرا بطلبید و در آغوش گیرید،
که افسون زندگی دیگر رنگی ندارد.
#short_story
هدایت شده از 𝐔 𝐥𝐢𝐤𝐞 𝐔𝐧𝐢𝐪𝐮𝐞!
گریه نمیکنم من
بچه ی فامیل مهربان است
به قول مادر من
طفلکی بی زبان است...
زدن تو دهنش*
هدایت شده از ᴏꜰꜰ ᴛʜᴇ ᴡᴀʟʟ
فیودور عزيز دلت خنک شد؟ حالا دیگه استیکرها و گیفامو ندارم😂