فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
کارتون پینگو پنگوئن رو یادتونه
کارلو بونومی صدا پیشه این کارتون در سن ۸۵ سالگی درگذشت🐧
💯آرشیو نفیس ترین عکسهای قدیمی در 👇
https://eitaa.com/joinchat/2291138561C3b476bd35f
امر به معروف و نهی از منکر خادم حرم حضرت معصومه سلام الله علیها
🔹قبل از انقلاب يكى از خدّام حرم حضرت معصومه بنام آقاى عبدى مشاهده مى كند كه: خانمى دركنار قبر حضرت نشسته است؛ ولى مواظب حجاب خود نيست. جلو مى رود و مىگويد: خواهر! حجابت را رعايت كن! اينجا حرم حضرت معصومه است و حرمت دارد.
زن اخم كرد، نزد شوهرش كه سرهنگ نظامى بود، مى رود. مرد پس از مشاهده حال زنش، با غرور نظامى به سوى آقاى عبدى آمد. و مى پرسد: تو چه كاره اى كه به خانمم دستور پوشاندن سر و صورت را مى دهى، به تو چه ربطى دارد؟ مگر تو فضولى؟ آنگاه دستش را بالا برد و سيلى محكمى به صورت خادم نواخت.
اشك در چشمان او حلقه زد و بدون اينكه با كسى حرف بزند به سوى ضريح رفت و خطاب به حضرت معصومه عرض كرد: بى بى! من به احترام حرم شما امر به معروف كردم و سيلى خوردم! آنگاه بغض گلويش تركيد و با صداى بلند شروع به گريه كردن نمود در همين لحظات، ناگهان فرياد گوش خراشى شنيده شد. عقربى پاى زن سرهنگ را نيش زده بود. سرهنگ عقرب را زير چكمه هايش له كرد، و سراسيمه به اين سو و آن سو مى دويد و از مردم كمك مى خواست. خادم سيلى خورده به همراه يكى ديگر ازخادمين حرم، بيرون دويدند؛ درشكه اى را گرفتند و داخل صحن آورده زن را سوار درشكه كردند.
سرهنگ هم گريه كنان به طرف بيمارستان فاطمى رفتند. دكترها پس از ديدن پاى سياه شده زن، گفتند: ، اگر سمّ به بقيه قسمتهاى بدن سرايت كرده باشد مرگش حتمى است.
پزشكان مشغول معالجه شدند و سرهنگ به طرف حرم حضرت معصومه عليهاالسلام آمد و كنار ضريح رفت و به حال گريه و زارى گفت: بى بى! معذرت مى خواهم، نفهميدم، غلط كردم، زنم مرا تحريك كرد. فرداى آن روز، زن در حالى كه بهبودى نسبى يافته بود، با پاى باندپيچى شده به حرم آمد. از حضرت معصومه پوزش طلبيد و سراغ خادم رفت و از او معذرت خواست. وقتى قرار شد، به شهر خودشان تهران بروند، سرهنگ، آدرس خادم را گرفت. بعد از آن هر ماه پانزده تومان به آدرس خادم مى فرستاد و پانزده سال بعد از اين قضيه سرهنگ در گذشت.
💯 کانال دنیای قدیم ایتا👇
https://eitaa.com/joinchat/2291138561C3b476bd35f
هدایت شده از تبلیغات پر بازده💯
«مولا امیرالمؤمنین علیهالسلام»:
🌱 لباس عافیت و سلامتی برای تن انسان گواراترین لباسها است.🌱
✅ جدید ترین روش ترک اعتیاد با ایجاد بی میلی شدید نسبت به مواد و بدون درد خماری:
🔹 تریاک 🔹شیشه
🔹 ب ۲ 🔹اپیوم
🔸️متادون 🔸️شیره و ...
🟣 با مجوز رسمی سازمان غذا و دارو ، پژوهشکده گیاهان دارویی و سیب سلامت 🟣
📎 برای دریافت مشاوره و شروع روند درمان اصولی به لینک زیر مراجعه کنید👇
https://eitaa.com/joinchat/2501116517C074fc946eb
فرم ویزیت درمانی کانال 👇
https://app.epoll.pro/34493550
یادش بخیر❤️
🔻تو دبستان زنگ تفریح که تموم می شد، مامورای آبخوری دیگه نمی ذاشتن آب بخوریم.
مدیر مدرسه از مادرامون کادو می گرفت سر صف می داد به ما، فکر میکردیم مدرسه داده! بعد می گفت: همه تو صفاشون. از جلو نظام، برید سر کلاساتون
🔻خط فاصله هایی که بین کلمه هامون میذاشتیم یا با مداد قرمزسوسمار یا مداد گُلی بود یا وقتی خیلی میخواستیم خاص باشه ستاره می کشیدیم
🔻یه معلم بهداشت داشتیم، هفته ای 1بار میومد، مسواک زدن بهمون یاد میداد. هر شنبه هم خانم ناظم میومد لیوان دستمال ناخن و مقنعه ها رو نگا میکرد چه استرسی میکشیدیم تا بیاد سر میزمون
🔻بعضی وقتا ناظما یه دفعه میومدن سر کلاس میگفتن کلاسو خالی کنید می خوایم کیفاتونو بگردیم. بعد هر کی نوارکاست اهنگ باخودش داشت فرداش مامانش باید میومد مدرسه!
🔻موقع امتحان باید بین خودمون و نفر بغلی کیف میزاشتیم رو میز که تقلب نکنیم.
🔻دفترامون خط کشی نداشت، با خودکار قرمز دو طرفش خط میکشیدیم
🔻ابتدایی که بودیم وایمیسادیم تو صف بعد ناظممون میومد می گفت یه جوری بگید مرگ بر امریکا، تا صداتون برسه امریکا. ما هم فکر می کردیم امریکا کوچه بغلیه از ته جیگر داد میزدیم
🔻بهترین زمان روزهای پنج شنبه ها بود. مخصوصاً اگر صبحی بودی چون تا شنبه بعد از ظهر مدرسه نداشتی
🔸اون موقعها یکی میومد خونه مون و ما خونه نبودیم، رو در مینوشتن: آمدیم منزل، تشریف نداشتید!
🔸تابستونا که هوا خیلی گرم بود، ظهرا میرفتیم با گوله های آسفالت تو خیابون بازی میکردیم ! بعضی وقتا هم اونها رو میکندیم میچسبوندیم رو زنگ خونه ها و فرار میکردیم
🔸با هم بازی میکردیم:
شال و حریر اوردیم دخترتونو بردیم
شال و حریر ارزونیتون دختر نمیدیم بهتون
اگه نمیدین آ پیشته پیشته پیشته
🔸یکی از بازی محبوب بچگیمون کارت جمع کردن بود، با عکس و اسم و مشخصات ماشین یا موتور یا فوتبالیستها ، یا ضرب المثل یا چیستان. یا جمع کردن داستان های ادامس لاویز. بعد باهاش فال میگرفتیم
🔸 رو صفحه ی تلویزیون خاموش دست می کشیدیم صدای جلز ولز میداد
🔸بازی اسم فامیل
میوه: ریواس.
غذا: ریواس پلو…..!
🔸روی فیلمای عروسی، موقعی که دوماد داشت حلقه رو توی انگشت عروس می کرد؛ آهنگ یه حلقه طلایی معین و می ذاشتن
🔸قدیما اوج سرمایهداری این بود که تنهایی بشینی جلو تاکسی به راننده بگی آقا برو ، من دو نفر حساب میکنم
🔹 بچه بودیم میگفتیم کیا روزه هستن؟ واسه اثباتش زبونمون رو نشون میدادیم اگه سفید بود مورد قبول واقع میشد
🔹بچه که بودیم تا توى یه جمعى میرفتیم حوصله نداشتیم،خجالت میکشیدیم بابا مامانمون میگفتن: سلام کردى به عمو؟ ما هم مثل خر تو گل میموندیم! یهو طرف به دروغ میگفت: بعععععله،سلامم کرد پسر/دختر گل! عاشق این ادما بودم، دمشون گرم
واقعیتش اینه که دلم تنگ شده برای اون روزا❤️
💯خاطرات هر ایرانی زنده میشه در👇
https://eitaa.com/joinchat/2291138561C3b476bd35f
حضرت آیت الله العظمی بهجت (قدس سره) : گشتیم و گشتیم . ذکری بالاتر از صلوات بر محمد و آل محمد پیدا نکردیم...
🌹《اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم》🌹
💯آرشیو نفیس ترین عکسهای قدیمی در 👇
https://eitaa.com/joinchat/2291138561C3b476bd35f
دیوار چین را بیخودی بزرگ کردند
هیچ دیواری در دنیا مانند پـــدر
تکــیه گــاهی محکم نیست
💯خاطرات هر ایرانی زنده میشه در👇
https://eitaa.com/joinchat/2291138561C3b476bd35f
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
نوروز ۱۳۶۰
اون موقع هم گرونی بوده شب عید😂🤦🏻♂️
خیلی قشنگ طرف که کارمند بود رو قانع کرد :))))
💯آرشیو نفیس ترین عکسهای قدیمی در 👇
https://eitaa.com/joinchat/2291138561C3b476bd35f
#حکایت_قدیمی
حکایتی از شیخ رجبعلی خیاط (ره)
عاشق عارف مرحوم کربلائی احمد از شاگردان مرحوم شیخ می گفت:
بعد از فوت مرحوم شیخ، ایشان را در خواب دیدم، از او سوال کردم در چه حالی؟
گفت: فلانی من ضرر کردم!
با تعجب گفتم: شما ضرر کردی! چرا؟
فرمود: زیرا که خیلی از بلاها که بر من نازل می شد،
با توسل آنها را دفع می کردم،
ای کاش حرفی نمی زدم
چون الان می بینم برای آنهایی که
در دنیا بلاها را تحمل می کنند
در اینجا چه پاداشی می دهند!
💯خواندنی ترین حکایتهای قدیمی در 👇
https://eitaa.com/joinchat/2291138561C3b476bd35f
هدایت شده از تبلیغات پر بازده💯
🌱معجزه گیاهی آقایان🌱
✅بهبود و درمان تمامی مسائل آقایان به صورت ریشه ای🌱
✅درمانی کاملا گیاهی زیر نظر تیم پژوهشی حکیم خیراندیش🌱
🛑مشاوره رایگان🛑
✅با بیش از ۵۰۰۰ رضایت درمان❗️
👨🏻⚕ برای درمان تمامی مسائل خود به کانال زیر مراجعه کنید 👇🏻
https://eitaa.com/joinchat/37618132C76412b0488
سالها پیش در چنین روزهایی، برای عید دیدنی خونه آشنایی رفته بودیم.
مهمانهای دیگهای از آشنایان میزبان هم بودن که قبل از ما اومده بودن و من خیلی نمیشناختمشون.
دور تا دور پذیرایی آدم نشسته بود ولی تعدد مهمانها و چند دست بودنشون مانع از صمیمانه شدن فضا میشد.
آدم بزرگها یه مشت حرفهای کلیشهای گفتن و بعد از مدتی، یک گروه از مهمانها با گفتن «خب دیگه… با اجازتون ما رفع زحمت میکنیم…» برخاستند و بعد از کمی تعارفات مرسوم، همراه با مشایعت میزبان، به سمت در رفتند.
در همین فاصله پسر بزرگ میزبان که از بیرون رسیده بود، کفشهای مهمانها رو به رسم ادب جفت کرد و چند قدمی پدر رو در بدرقه کردن مهمانها همراهی کرد و با عجله برگشت داخل پذیرایی و درو سریع بست و قبل از این که فرصت کنه داخل پذیرایی رو ببینه، با این خیال که مهمانها همه رفتند، ناگهان با صدای هولناکی ...
ادامه در پست بعد...
💯خاطرات هر ایرانی زنده میشه در👇
https://eitaa.com/joinchat/2291138561C3b476bd35f