و دعا، دعا، دعا. دعا برای قوت قلب تیم دیپلماسی مون. دعا برای اقتدار. دعا برای عاقبت بخیری مردم امام رضا علیه السلام. دعا برای شیعیان مظلومی که در هر نقطه از دنیا، تحت ظلم ن. دعا کنید که این آتش بس به بهترین وجه ممکن ختم به خیر بشه. خدا رو چه دیدید، شاید خدا غافلگیری هایی در آستین داشت.
و برای بار نمیدونم چندم، جات خالی آقای رئیسی. امروز بیش از همیشه. رئیس جمهوری ابدی ایران...
آقای عراقچی، من برات دعا میکنم. برای خودت و همکارات دعا میکنم. با اینکه مذاکره و آتشبس هیچوقت خواسته من و مردم کف خیابون نبود. ما هرشب گفتیم که ما ایستادیم و مقاومت میکنیم، و در برابر دشمن سر خم نمیکنیم. حتی اگر خیابون های شهرمون به خون جوون هامون رنگین بشه. ولی شاید چیزهایی هست که ما نمیدونیم. شاید راه درست همینه. شاید شما چیزی میدونید، و برنامه ای دارید که ما ازش بی خبریم. من برای شما دعا میکنم، که از هیبت پوشالی دشمن، خودتون رو نبازید. براتون دعا میکنم که ناخواسته از خون دختربچه های دبستانی میناب و بقیۀ هموطن های ما که خونشون به ناحق و به جرم بالا گرفتن پرچم توحید ریخته شد، نگذرید. براتون دعا میکنم از تخریب این همه زیرساخت و دانشگاه و شرکت های دارویی و ... چشم پوشی نکنید. از خدا میخوام بهتون قوت قلب و شجاعت بده، که برای دو روز آسایش و راحتی بیشتر، عمری ذلت و خواری برای ایران نخرید. از خدا میخوام کاری کنه که مردم مظلوم لبنان رو فراموش نکنید و نگذارید که تاریخ ما رو به خیانت بشناسه. و امیدوارم انتقام خون رهبر شهید ما رو، که برای مردم ایران عزیز بود، فراموش نکنید. فراموش نکنید که دانشگاه ها رو بازسازی میکنیم، ولی قلب داغدار نود میلیون ایرانی، مرهمی بجز انتقام نداره. اجازه ندید خون رهبرمون هدر بره. خدا پشت و پناهتون.
برادر لبنانی من، اگر صدای من رو میشنوی، فقط میخوام بهت بگم که من و خانواده م دو روزه از غصه نمیدونیم چیکار کنیم.
«همه ملّت ایران فرزندان من هستند و من دعاگوی آنها هستم و چنین عزیزانی را هم بخشیده و حلال کرده و خواهم کرد»
بچه ها پیام های آقا مجتبی رو بخونید. خواهش میکنم. خوندن هرکدوم از پیام ها بیش از 7-8 دقیقه وقت نمیگیره. اجازه ندید دوباره، کار رسانه ای رقیب، ولی فقیه رو از ما بگیره.
چهارمی، جامعه و تاریخ - شهید مطهری؛
این کتاب جلد پنجم از مجموعۀ «مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی» ه و از دو بخش تشکیل شده: جامعه و تاریخ. خیلی تعجب کردید، نه؟
بخش اول، یک بحث کاملا فلسفی ه پیرامون ماهیت جامعه. اینکه مثلا جامعه خودش روح و شخصیت جداگانه داره، یا اینکه صرفا به اجتماع افراد بشر جامعه گفته میشه، و این افراد هیچ تاثیر و تاثر خاصی روی همدیگه ندارن؟ جامعه ترکیب اعتباری است، یا حقیقی؟ اگر ترکیب حقیقی است، ترکیب حقیقی صناعی است یا طبیعی؟ ترکیب افراد در اجتماع، مثل درخت های یک جنگله، یا مثل ترکیب چرخ دنده های یک ماشین بزرگه، یا مثل ترکیب هیدروژن و اکسیژن توی ساختار مولکولی آبه؟
بخش تاریخ، مجددا یک بخش کاملا فلسفی ه درمورد ماهیت تاریخ، و نیروهای پیشران تاریخ. چه چیزی عامل تغییر و تحولات تاریخی و تکامل جوامع بشری ه؟ فقط عوامل اقتصادی موثرن، یا عوامل فرهنگی، سیاسی، اخلاقی و ... هم تاثیرگذارند؟ این بخش درواقع نقدی است بر نظریۀ ماتریالیسم تاریخی، که اصلی از اصول مارکسیسم ه.
من چون دغدغه م نبود این مسائل، و صرفا بخاطر طلیعه خوندمش، اونقدر جذبش نشدم. متن ش هم خیلی نامأنوس و سخت بود، چون من آشنایی زیادی با مارکسیسم و ماتریالیسم تاریخی نداشتم و لغات مربوطه خیلی برام ناآشنا بود.
اگر کسی علاقه داشته باشه، بنظرم کتاب خیلی خوبیه. ولی از اونجایی که امروز، مارکسیسم خیلی نظریۀ مطرحی نیست، شاید همه نیاز نباشه بخونن این کتاب رو. گرچه بخش اول کتاب ربطی به این موضوع نداره و خوندنش خیلی خوبه. خوندن بخش دوم هم خالی از لطف نیست و نکات جالبی داره، ولی خب برای من سخت بود یکم.
البته این رو هم بگم که درسته که موضوع کتاب، یک موضوع فلسفی ه، ولی مطالب کاملا توضیح داده میشه. پیش نیاز خاصی نداره، ولی نیاز به تمرکز داره که درک بکنید مطالب رو. مثل رمان نیست که بخونی بری جلو.
و متاسفانه این کتاب آخرین اثر قلمی استاد مطهری ه، و متن کتاب ناتمام باقی مونده. کتاب ناقص نیست و یک بحث کامله، ولی معلومه که خیلی مطالب بیشتری مورد نظر استاد بوده که مطرح کنن. روحشون شاد.
تو این چهل و اندی شب، عادت کردم آدم های محبوبم رو هرروز ببینم. نمیدونم بعد از پایان جنگ چطوری باید برگردم به حالت عادی.