eitaa logo
اُمْ علاء
308 دنبال‌کننده
619 عکس
169 ویدیو
8 فایل
زندگینامه ی بانوی مجاهد و شهید پرور (فخرالسادات طباطبایی) اُمْ علاء به قلم:سمیه خردمند ارتباط با نویسنده : @om_ala_admin ثبت سفارش کتاب همراه با امضای نویسنده : @om_ala_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
30.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 «» با صدای حاج ابوذر روحی منتشر شد 🔹انتشار به مناسبت چهلمین روز شهادت امام شهید امت سید علی حسینی خامنه‌ای موکب بانوان شاعر https://eitaa.com/joinchat/2289829037C24479e88de
1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قلبی از جای کنده‌ام بعد از تو داغی در خود تپنده‌ام بعد از تو حالی است مرا که زیستن با مرگ است مرگم بادا که زنده‌ام بعد از تو چهل روز از بزرگ‌ترین داغ زندگی ما گذشت... @HamedTooni
علویه ام هدی (فرزند ام علاء) یک باب خانه ی مسکونی در قم داشتند که تقدیم به دفتر مقام معظم رهبری (حضرت آیت الله سید مجتبی خامنه ای) نمودند...🌹 🇪🇬 🇮🇷 همچنین سه تن از بانوان عزیز عراقی طلاهای خود را برای کمک به نیروهای دفاعی ایران اهداء نمودند. 🌹 🇪🇬 🇮🇷 این خبر باعث شد، دوباره وصیت نامه ی ام علای عزیز در ذهنم مرور شود. ایشان بارها به فرزندان تذکر دادند که از ایران دفاع کنید و پشتیبان رهبر ایران و ولایت فقیه باشید. خدای متعال بر درجاتشان بیفزاید، ان شاالله @omalaa
روزها با أم علاء همراه بودم؛ فکر نمی کردم تا این اندازه دلبسته شوم و جزء همان کتاب هایی باشد که در لیست مطالعه مجدد کتاب های زندگی ام قرار بگیرد أم علاء رشدم داد و... مگر حرف کمی ست داغ چهار جوان رشید و یک بردار و همسری که عاشقش بودو حتی یک بار هم میانه ی داغ دیدن هایش قولی که به همسرش در طول زندگی مشترکشان داده بود را فراموش نکرد و همیشه در کنار جهاد های دیگرش جهاد خانه داری و شوهرداری و فرزندآوری و پروری به اندازه هم او را در کاروان تاریخ توحیدیان به جلو می برد،حتی زمانی هم که به اسارت رفت دشمن را با شجاعتش تحقیر کرد ،أم علاء بیشتر از این حرف ها جای تعریف دارد ،بوی مولا چنان در کتاب مستت می کند که هر وقت دلتنگ نجف می شوی دوست داری کتاب را ورق بزنی تا برسی به محله خانه ای که تا حرم پنجاه متر فاصله داشت، آنجاهایی که اسم امام شهیدم 💔 نوشته بود اشکانم سُر می خورد و درد فراق دوباره قلبم را سنگین می کرد ،لحظه ها به اسم مبارکش نگاه می کردم و دلتنگی و ...سریع می رفتم سراغ عکس امام خامنه‌ای جوان و آرامش ولایت به جانم تزریق می شد؛ چیزی که مرا بیشتر به فکر فرو برد تاریخ وفات أم علاء بود که ۱/۲۳ سال ۷۹ بود، فردا ؛اینکه می گویم شهدا زندگی را تنظیم می کنند همین جاست،فردا می خواهم چله جدید کتاب خوانی را کتاب خون دلی که لعل شد بگذارم ، این کتاب را دوباره می خوانم، لازم بود که أم علاء را قبلش بخوانم تا بیشتر مجاهد و جان فدای راه ولیّ باشم، مزار مادر چهار شهید و همسر و خواهر شهید أم علاء مجاهد در مقبره پروین اعتصامی در حرم کریمه اهل بیت است. https://eitaa.com/moojeenghlab
17.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قشنگترین و عاشقانه ترین فیلم کوتاه جهان.. 🙂♥️ @omalaa
٢٣ فروردین ١٣٧٩ قم بیمارستان کامکار به شهدای عزیزش پیوست🌷 🌷 🌷 🌷 🌷 🌷 🌷 برای شادی روح پاک این بانوی شکور و صبور و شهدای عزیزش فاتحه ای قرائت بفرمایید🌹 @omalaa
8.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞معرفی کتاب و در این ویدئو ببینید. 📘 «ام علاء»؛ روایت زندگی ام‌الشهداء فخرالسادات طباطبایی اثر خانم سمیه خردمند. 🧕🏻کسی که همسرش، چهار فرزندش، برادرش و دامادش به شهادت رسیدند و خودش هم یک سال‌ونیم زندان‌های ترسناک صدام رو تجربه کرده بود. ثبت سفارش‌:👇 https://manvaketab.com/book/391366/ 🌐 کد تخفیف: abarmard 🛒 مراجعه حضوری: قم خیابان معلم مجتمع ناشران طبقه‌ی هم‌کف فروشگاه نشر شهید کاظمی ⏰ساعت کاری: ۸:۳۰ صبح تا ۸ شب ۰۲۵۳۳۵۵۱۸۱۸ 📚 انتشارات‌شهیدکاظمی 🆔https://eitaa.com/joinchat/1573650433C72276e8cc1
این ویژگی افراد با تقواست (همه دوستشان دارند) آدمهایی هستند که مهربانی شان تا سالها امتداد دارد و نسلهای بعد بی آنکه دیده باشندشان، دوستشان دارند ممنونم از خواهر گلم که مدتهاست دلگرم پیامهاشون هستم و میدونم که ام علا را به اندازه ی من دوست دارند. امیدوارم ام الشهدا و شهدای عزیزشون، شفیع شما باشند خواهرم🌹 @omalaa
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
کتاب ام علا ء را که در کتاب فروشیِ جوار امام رئوف دیدم دلم غرق بهجت شد؛ امام رئوف به مجاورانش عنایت دارد حتی اگر کتاب باشد. #ف.فیروزجایی شهرِ امام رضا جان
کتابت را جا بگذار با حوصله کتاب‌ها را مرتّب می‌چینم و بروشورها را لای آن می‌گذارم. هرچند دقت و جدیّت همکارم را در زدن مُهرها دیده بودم اما باز صفحه آخر را نگاه می‌کنم تا مطمئن شوم هیچ کتابی جا نیفتاده است. محتوای هر کدام را به صورت ویژه دیده‌ام و در ذهنم تصور می‌کنم که هر کتاب برای کدام گروه سنی مناسب است. برای هرکدام یک جمله کلیدی در نظر می‌گیرم و تکرار می‌کنم که در ذهنم تثبیت شود. همه خبرها اینجاست را برای یک دختر نوجوان کنار می‌گذارم و می‌گویم: "صفحات این کتاب منتظر شما خانم دکتر آینده‌ست" حوالی احمد را به جوانی که پرچم را بالاتر و محکم‌تر از بقیه گرفته و میان‌داری می‌کند اهدا خواهم کرد و می‌گویم "دمت گرم فرمانده خیابون؛ حاج احمد کاظمی باهات حرف داره" کتاب‌های استاد صفایی حائری را برای مادرانی که فرزند نوجوان دارند در نظر گرفته‌ام و می‌دانم نکات تربیتی کتاب کار خودش را به خوبی انجام می‌دهد. ام علاء را به دختر پرشور جوانی که شاید ماسک مشکی زده و چفیه‌اش را مثل روسری بسته خواهم داد. می‌گویم: "این کتاب‌ هدیه کتابخانه‌های عمومی استان قم است و منتظر حضورتان در کتابخانه‌ها هستیم. آدرس کتابخانه‌ها در بروشور آمده است." انداز را به یک روحانی چهل تا پنجاه ساله خواهم داد. متاسفانه از محمدرضا حکیمی کتابی نخوانده‌ام اما همیشه در کتاب‌هایش عاشق دو چیزم: طرح جلد ساده‌ی همیشگی و عنوان کتاب. نمی‌دانم به حاج آقا چه بگویم! باید بگردم جمله مناسبی برایش پیدا کنم. شاید هم طرح را معرفی کنم و بگویم حاج آقا این طرح "کتابت را جا بگذار" همان وقف در گردش شما طلبه‌هاست و ان‌شاءالله بعد از مطالعه هر جا صلاح می‌دانید بگذارید تا دیگران هم استفاده کنند. برای مادری که میانسال باشد و احتمالا حوصله کتاب خواندن داشته باشد، به قلبش اشاره کرد را کنار می‌گذارم. می‌دانم که حضرت خدیجه سلام الله علیها مخاطب کتابش را خودش انتخاب می‌کند. می‌گویم: "با احترام این کتاب برای شماست. ناخودآگاه فکر می‌کنم شما انتخاب شده‌اید برای خواندنش" در بین جمعیت باید یک جوان درشت هیکل با ظاهری متفاوت پیدا کنم. باید آذری زبان باشد و اگر خالکوبی و زنجیر و شلوار زاپ‌دار پوشیده باشد که نورعلی‌نور است. می‌خواهم رویای آنَه را به او هدیه کنم. میگویم: "ابالفضلی مشتی هستی و کارت دُرُسته. بیا با این دوست ترکیه‌ای‌مون رفیق شو." با لبخند کتاب را تقدیمش می‌کنم و از خدا می‌خواهم که به حق جانباز کربلا این کتاب، شور شیرینش را با شعوری شایسته پیوند بزند. در جمعیت دنبال یک نوجوان پسر درونگرای خجالتی می‌گردم. پیدایش که بکنم خیلی شیک و مهندسی شده با او سلام علیک می‌کنم و بعد از معرفی کتابخانه‌های عمومی، گوهر شب چراغ را به او می‌دهم. می‌گویم اگر کتاب را خواندی، دوست دارم نظرت را به شماره‌ای که در انتهای کتاب نوشته شده بفرستی. امیدوارم سفیر خوبی برای طرح کتابت را جا بگذار باشی. خدا را شکر می‌کنم که همکارم برای هر سن و سلیقه‌ای، کتاب خوبی گذاشته‌ است. امیدوارم به دست ما، به مخاطبینش برسد و باقیات و صالحات برایمان باقی بماند. کتاب‌های کودک را هم می‌دهم به همسرم که با همراهی نورا به هرکسی صلاح می‌داند، بدهند. از ظهر که کتاب‌ها را آورده‌ام همه‌اش را با نورا خوانده‌اند و می‌دانم که او هم مخاطب هر کتابی را در ذهنش تجسم کرده و شاید مثل من جمله مناسبی هم برایشان در نظر گرفته باشد. از فردا شب با اعتماد بنفس بیشتری به میعادگاه خیابان می‌رویم. خودم را پیامبری مبعوث شده می‌دانم که باید با کتاب‌هایش معجزه کند. آقای (شاعر و مدیرکل کتابخانه های عمومی استان قم) ۱۷ فروردین، ساعت ۳ صبح https://eitaa.com/mohammad_ghaffari2 @omalaa