eitaa logo
روزمرگی با طعم املت ربی
3.7هزار دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
375 ویدیو
4 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
عصر رفتم کتاب یه دختره رو تحویل بدم پشت تلفن گفتم هستین تشریف بیارم؟😭😭 یساعت داشتم میزدم تو سر و صورت خودم بعد دخترم خوشگل بود فکر کن😭😂 (منی که از فیشال برگشتم و صورتم قرمزه)
وقتی داییت کتابای درست حسابی میخونه و تو همرو کش میری (درحالی که میدونی قرار نیست بخونیشون)
نه چندان زود اما نه چندان هم دیر متوجه شدم این زندگی ای که میخوام نیست. اینقدر درگیر کار شدن و وقت نداشتن برای خودت! وقتشه کتابای مورد علاقم رو شروع کنم ، برای اتاقم وسایل جدید بخرم و بجای جواب پیامهای کاری توی ماشین به پادکست گوش بدم...
صبر ، همیشه منو نجات داده! قبل اینکه کتابفروشی راه بندازم میخواستم اندازه صد هزار تا بسته وسایل بسته بندی و مهر و برچسب و ... بگیرم اما الان دارم کتابفروشیو جمع میکنم پس خیلی خوشحالم که عجولانه تصمیم نگرفتم و گذاشتم هیجاناتم آتیشش بخوابه و با منطقم تصمیم بگیرم. ویژگی ای که عمیقا آزارم میده اینه که همه چیز رو خیلی عمیق و کوتاه میخوام و تجربه میکنم، اندازه کسی که دوساله کتابفروشی داره تو همین دو هفته تجربه کسب کردم و راه و چاهش دستم اومد اما فقط همین.. مهمترین بخش تجربه هم این بود : تا امتحانش نکنی و صدتو براش نذاری متوجه ارزشش نمیشی! -کتابارو تخفیف زدم اگه اهل کتاب خریدن و کتاب خوندنید : @emptynotee
- تکه هایی از یک کل منسجم
اینقدر کتابو خوندی که هیچ جونی نمونده براش؛
این یکی کتاب هاروکی موراکامی ام دقیقا وایب کتاب قبلی ای که ازش خوندم(جنگل نروژی) رو میده و من عجیببب حس و حالشو دوس دارم، یه پسر ۳۶ ساله رنگ باخته که احتمالا سارا با اومدن به زندگیش قراره این رنگ هارو برگردونه! اگه فکر میکنید عاشقانس هم سخت در اشتباهید هم درست فکر میکنید. فعلا اولاشم ولی میام بهتون در موردش میگم
برق رفته ، افتاب نیست ، هایلایترامم نرسیدن خدایا☠
روزمرگی با طعم املت ربی
صبر ، همیشه منو نجات داده! قبل اینکه کتابفروشی راه بندازم میخواستم اندازه صد هزار تا بسته وسایل بست
دومین چیزی که من هنوز بهش نرسیدم اما شما رو میتونه نجات بده ، تعادله! تعادل در همه چیز واقعا همه چیز. در ابراز محبت ،در انجام کار های جدید ، در هیجانات و احساسات خوب و بد ! متاسفانه فکر کنم زمان زیادی طول میکشه تا من به این تعادل برسم اما شما تلاش خودتون رو بکنید.
مثال بخوام بزنم همین کتابفروشی یا همین درست کردن اتاقم.. الان دارم سیو مسیجای اینستامو نگاه میکنم به طرز عجیبی همش درباره کتابه ، پینترستم فقط شده کتاب ، تیک تاک و یوتیوبم همینطور! انگار زندگیم اون دو هفته متوقف شده بود و فقط در حال ایده دادن ، پست اماده کردن و کارای کتابفروشی بودم .الان واسه اتاقمم داره همین اتفاق میوفته و بابتش نگرانم چون نمیتونم تعادلی ایجاد کنم... همونکه قبلا گفتم ، تجربه همه چیز به طور عمیق و کوتاه. ولی مشکل اینجاست که اومدن روی آب از اون عمق کار سختیه ، راحت میای به سطح اما دائم به روزهای عمق فکر میکنی. دنیای عجیبیه و ما انسانها عجیب تر.
13.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سه هفته پیش این موقع داشتم لیست کتابایی که از دانش آفرین میخوایم رو مینوشتم ، الان دارم لیست کتابایی که میخوایم براشون برگشت بزنیم رو مینویسم... جریان زندگی بدجور تند و غیرقابل پیش‌بینیه!