eitaa logo
روزمرگی با طعم املت ربی
3.7هزار دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
375 ویدیو
4 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
کاش یه پسر کلاس پنجمی بودم که صبح به صبح با دوچرخه میرفتم مدرسه و توی راه به این فکر میکردم که امروز با اکیپ پاشا رجبی دعوا کنیم ولی یه دختر انسانی ام که صبح باید بیدار شم ادامه اقتصادو بخونم.🔥
به یادگار از زنگ اقتصاد و زبان (دختره رو دوستم کشیده)💘
بیاید خاطره دزدی رفتنمونو تعریف کنم براتون😂. ما یه روز با رفیقم زدیم بیرون که لباس بخریم چند تا مغازه لباس زنونه رو گشتیم ولی اونی که میخواست رو پیدا نکردیم (لباس زرشکی ساده میخواست😭😂) ، آخرش گفتم بیا بریم لباس مردونه بخریم قشنگترم هست. رفتیم یجای معروف تو قم؛ دوستمم از ایناست که تو مغازه اصلا نمیتونه حرف بزنه و هی منو نگاه میکنه ، خلاصه به اقاهه گفتم یه لباس زرشکی ساده میخوایم گفت چه سایزی؟من همینجوری پروندم ایکس لارج☠😂. بعد جفتمونم به زور جلوی خندمونو گرفته بودیم ، دیگه به پسره گفتم برای دوستم میخوایم ، اونم یه سایز داد و گفت فقط مشکی و سرمه ایش بازه زرشکیش تو بسته بندیه... ما گرفتیم و دوستم رفت اتاق پرو و من جلوی در نگهبانی دادم ، یه دوتا سایز و مدل رو امتحان کرد ولی خوشش نیومد آخرش تشکر کردیم اومدیم بیرون یهو دیدیم این دره داره بوق میزنه پشت سرهم ، زهرا گفت نکنه با ماست؟ برگشتم پشتمو نگاه کردم دیدم بیست سی تا مرد زل زدن بهمون😭😂. این پیرهن مشکیه زیر چادرم جا مونده بود و ندیده بودمش که پس بدم☺️. دوویدم تو مغازه و گفتم شرمنده اقا(کل مغازه داشتن میخندیدن😍) ، تا یکی دوساعت بعد که دنبال لباس بودیم از هر مغازه در میومدیم زهرا میگفت مطمئنی چیزی برنداشتی؟😭🤣. بقول دوستم سناریو از این مشکوک تر وجود نداشت قشنگ بهمون میخورد دزد باشیم؛ دوتا دختر جوون یکیشون چادری یکی مانتویی که اومدن لباس مردونه بخرن 🦦. (هنوز هر مغازه ای میرم قبل بیرون رفتن کامل خودمو چک میکنم یه وقت چیزی نمونده باشه بهم☺️🤣)
ضرر واقعی اونجاییه که داداشت یه دیقه قبل از اینکه خوابت ببره این پیامو میده ☠و ساعت چهار و ربع که بیدار میشی میبینی برات یه تیکه تو یخچال گذاشته در حالی که اگه خودت بیدار بودی سه تا تیکه میتونستی بخوری😭😂
طبق معمول سارا باید ۴ صبح بیدار بشه تا جغرافیا و ادبیات بخونه.😍💘. فردا ولاگ لازانیا رو ادیت میزنم براتون ، جاتون خالی چسبید🌝
سلام خواستم بگم سارا از استرس اینکه نکنه جغرافیا نخونه ساعت ۳ از خواب پرید☺️
امروز بغل دستیم قبل از پرسش جغرافیا گفت چطور اینقدر راحت و ریلکسی؟ گفتم دیگه بیشترین حدی که میتونستم رو خوندم و حس میکنم آمادم. یکم فکر کرد گفت چه جمله خوبی واسه اعتماد به نفس و انگیزس: بیشترین حد تلاشمو کردم منم یکم فکر کردم گفتم : ولی الان می‌فهمیم که این بیشترین حد تلاشمون کافی هست یا مجبوریم بیشترش کنیم!
اون لحظه ای که میفهمی آدم باهوشی نیستی و فقط تلاش ، تلاش و تلاش مستمره که میتونه بکشتت بالا خیلی لحظه مهمیه!!!
_ ارزش هر کس به اندازه همت اوست . "امام‌علی‌علیه‌اسلام"
من از پسش برمیام ولی فعلا باید در موردش گریه کنم.